کد خبر:۱۵۱۳۴۷
تحليلي بر «يه حبه قند» اثر سيد رضا ميركريمي/
كام سينماي ايران با يك حبه قند هم شيرين ميشود
در اين فضاي سرد، تاريك، مـأيوس و رخوت زده سينماي بيمار ايران، نمايش فيلمي همچون «يه حبه قند» شور و اميدي ديگر و خوني تازه در رگهاي اين سينما به جريان انداخته و كام علاقه مندان به هنر هفتم ايران را شيرين كرده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پيشين اين نوشتار ضمن مرور بر كارنامه فيلمسازي سيدرضا ميركريمي، فيلم آخر او يعني اثر تحسين شده «يه حبه قند» را نيز تا حدودي مورد بررسي قرار داديم و بويژه يادآور شديم كه اين فيلم از جهت ساختاري حائز ارزشهاي قابل توجهي است و ويژگيهاي منحصربفردي از لحاظ ساخت و ساختار دارد و اين نكات را برشمرديم كه فيلم «يه حبه قند» داراي انسجام روايي است، فيلمي پر تحرك و سرشار از سهل و ممتنع است و به لحاظ پرداخت روايت سينماياش تلاش جدي و قابل توجهي براي آن به انجام رسيده است.
علاوه بر اينها نكته ديگري كه در فيلم سينمايي «يه حبه قند» قابل توجه است و از عناصر قابل دفاع فيلم به شمار ميرود، اين است كه كارگردان فيلم، تمام تلاشهاي سختافزارياش را در جهت رساندن يك داستان بومي و با هويتي ملي به انجام رسانده است.
فيلمسينمايي «يه حبه قند» تلاش درخور و ارجمندي است در به تصوير كشيدن هويت آييني و آداب و رسوم قومي و بومي و سنتي ما كه در قامت يك خانواده و هيئت يك مراسم مهماني عقد شكل ميگيرد و تا انتها بر همين مدار و مبنا امتداد مييابد.
در فيلم «يه حبه قند» با خانواده اي روبرو هستيم با تمام ظرايف، دقايق، رنديها و شور و حالي كه در جمع بزرگ، صميمي و پر هياهوي خانواده هاي قديمي و سنتي در شهرستانهاي همچنان جاري و ساري است و اينها همه در حالي شكل ميگيرد كه اين خانواده علاوه بر گردهمايي آييني و رسم آداب بيدارياش دچار مشكلات و مبتلابه گرفتاريهايي هم هست؛ از دلخوري ميان بعضي از اعضاي خانواده گرفته تا جدا افتادگيهاي پيش آمده ميان اعضاي فاميل با ريش سفيد قوم.
و اينها همه در فيلم «يه حبه قند» منظومهاي را تشكيل مي دهد كه تمسفر آن روايت متلاطم و جذاب داد و ستدهاي گفتاري و رفتاري و عاطفي ميان آدمهاي فاميل قوام ميبخشد و در واقع موقعيتي را فراهم ميآورد كه كارگردان بتواند با استفاده از آن بهنوعي به فضاسازي سنتي و بومي در محيط خانواده دست بزند و آدمهاي قصه سهل و ممتنعش را در يكي از پيچيدهترين و سختترين روايتهاي سينمايي، بهراستي و درستي و زيبايي هر چه تمامتر پرداخت كند.
«يه حبه قند» روايت سنتهاست و حديث جهان تاريك رابطه كه در دنياي امروز و در اين زمانه پر هياهوي پردردسر، مهيب و پرخطر دستخوش آسيبها و لطمات جدي شده است؛ هر چند اين آسيب هر چه از محيط كلانشهرهاي سياه و بيمحابا دور ميشود كمتر و كمتر مي گردد، اما با اين حال حتي در دورترين نقاط نيز از آسيب گذر جامعه از سنت به مدرنيت و تبعات و عواقبش در امان نميماند.
«يه حبه قند» فيلمي است در عين حال استعاري و نمادين كه وجوه كنايي آن نيز عميقا قابل توجه و تأمل است؛ خود عنوان فيلم يكي از مهمترين وجوه نمادين و شاخصهاي كنايي فيلم است.
عنوان «يه حبه قند» غالبا انسان را به ياد شيريني و شادي مياندازد، در حالي كه در اين فيلم همين يك حبه قند باعث مرگ بزرگ خانواده و به دنبال آن تلخي و سوگواري ديگران و برهم خوردن نظم و هياهوي شادمانه مجلس عقد ميشود و اين نكته را با ظرافت و رندي و هنرورزي به ذهن متبادر ميكند كه چه بسا چيزهايي كه در ذهن ما و در توقع و پيش بيني و تجربه پيشيني ما، ابزارها و نمادهاي شادي و شور و هياهوي شادمانه هستند، با كوچكترين حركتي و جزئي ترين اتفاقي دچار انقلاب ماهيت ميشوند و نتيجه عكس ميدهند و همه چيز را بر هم ميزند؛ آن چنان كه در فيلم «يه حبه قند» رخ ميدهد.
فيلم ميركريمي ارزشهاي متني و دقايق انديشگي و ظرافتهاي تفكرآميز بسياري دارد كه جابهجا و با ظرافت و لطافت در فيلم گنجانده شده است.
نكاتي كه هم در كاراكترها، هم در اتفاقات، هم در فضاي خانه، هم در گفتار و هم در رفتار آدمهاي فيلم، به شكلي توأمان حسي ممزوج از شادي و غم را در مخاطب برميانگيزاند و او را در شعف چشيدن طعم گس يك تجربه هنرمندانه و سينماورزانه ناب و بديع شريك ميسازد.
بيترديد فيلم سينمايي «يه حبه قند» از نقاط درخشان كارنامه سينماي پس از انقلاب و از بهترين آثار رضا ميركريمي در طول سالهاي نهچندان دراز سينماگري اوست؛ فيلمي كه چه به لحاظ ساختار و چه از جهت ويژگيهاي مضموني و محتوايي، باز هم شايسته گفتن و نوشتن و تأمل بيش از اينهاست و اين اتفاقي است كه در نوشتارهاي بعدي و در ادامه تحليل فيلم «يه حبه قند» رخ خواهد داد و بدان خواهيم پرداخت.
به راستي بايد گفت، در اين فضاي سرد، تاريك، مـأيوس و رخوت زده سينماي بيمار ايران، نمايش فيلمي همچون «يه حبه قند» شور و اميدي ديگر و خوني تازه در رگهاي اين سينما به جريان انداخته و كام علاقه مندان به هنر هفتم ايران را شيرين كرده است؛ به طوري كام سينماي ايران با «يه حبه قند» هم شيرين شده و اين اتفاقي است كوچك اما بزرگ!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰