برداشتی آزاد از صحبت‌های امیرخانی در برنامه «پارک ملت»
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۲۲۸۱

برداشتی آزاد از صحبت‌های امیرخانی در برنامه «پارک ملت»

امیرخانی در برنامه «پارک ملت» بعد از تعريف و تمجيد از شجريان، نویسنده‌ها را مانند زنبور عسل توصيف كرد و گفت كه طبیعتشان این است که بر گل‌های متنوع بنشینند تا بتوانند عسل تولید کنند و اگر بر یک گل بنشینند آسپیرین تولید می‌کنند!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ چهارشنبه شب از قاب تلویزیون و در برنامه پارک ملت انتظار دیدن هر کسي را داشتیم بجز امیرخانی!
 
البته دلیل خاصی ندارد و بیشتر عدم حضور نویسندگان در محافل تصویری مانند تلویزیون باعث این انتظار بوده است.
 
از این مطلب که بگذریم برخی جهت گیری ها و صحبت های امیرخانی در این قاب در نوع خود دور از انتظار بود، که البته می توان دلیل آن را پنهان  شدن هر نویسنده رمان پشت بافته های ذهنی خود دانست و این که این بافته ها چقدر در ذات نویسنده ریشه دارند خود جای تحلیل دارد.

یکی از صحبت های این نویسنده در پاسخ به سوالات شهیدی‌فر بحث موسیقی بود که وی بعد از اشاره به موسیقی های سنتی که مورد علاقه اش بود به خوانندگان آنها نیز اشاره کرد و نام خواننده مشهوری چون شجریان را فراموش نکرد!
 
این موضع بسیار عجیب (البته از دیدگاه ما) زمانی رخ می دهد که خواننده مذکور به پایه ثابت رسانه های بیگانه و ضد انقلاب تبدیل شده و بر روی آن بسیار تبلیغ می شود.
 
در پاسخ به این موضع آقای امیرخانی همین بس که آقای امیرخانی! امامی كه این قدر از ایشان دم می زنید و حرکت خود را در راه و منش او می بینید جمله ای کلیدی در وصیت نامه اش دارد که شما ندیده اید! و آن این است: ملاک حال فعلی افراد است، اینکه نوای مناجات شجریان هر ساله مهمان خانه هایمان بوده درست، این که شجريان و حنجره اش هنر ایرانی را به جهان نشان داده، درست!
 
اما حرف امام خود (ره) را چه می کنید!؟ مگر این نظام و این انقلاب به هر هنرمندی تعهد داده است که تا آخر خط از او حمایت کند؟!

در ادامه صحبت های امیرخانی بحث به داستان «ده روز با رهبر» کشیده شد، رضا امیرخانی درباره داستان و نحوه شکل گیری اش بسیار شفاف توضیح داد و در این خلال به پیشنهادی بودن این مسیر و نه انتخابی بودن آن اشاره کرد.
 
وي همچنین از انگیزه عجیب خود برای نوشتن این کتاب نیز گفت که تا روزهای پایانی سفر هیچ انگیزه و موضوعی برای نوشتن کتاب نیافته و فقط جمله یک قاچاقچی که مورد ظلم قرار گرفته بود برایش انگیزه زا می شود.
 
این که آیا این موضوع خوب است یا بد هدف این بحث نیست بلکه هدف این بحث شناخت ریشه های فکری امیرخانی و جهت گیری او نسبت به آرمان های نظام است.
 
او «ره بر» را برای همه می داند و این نیز جای تقدیر دارد اما تاکید بر اینکه «رهبر» همان «ره بر» است ولا غیر، نقطه آغاز بحث است! یعنی رضا امیرخانی جایگاه ولایت فقیه را فقط از دید یک ره بر می بیند و نه یک جایگاه الهی که در ریشه های فلسفی ما به آن اشاره شده است.
 
اساسا خواستگاه فکری این شخص بر اساس گفته هایش (تاکید می شود گفته هایش) منشا اجتماعی است و به جایگاه رهبر از دیدگاه اجتماعی می نگرد و نه از دیدگاه دین. ( بیش از این به باز کردن این بحث پرداخته نمی شود زیرا...)

نحوه برخورد امیرخانی با عکس حاتمی کیا در نوع خود جالب بود، وی او را بهترین در کار خودش می دانست، در این راستا نیز از تبلیغ برای فیلم های سینمایی این فرد هم کم نگذاشت.

وی در میان صحبتش بارها از لفظ گسل میان مردم یاد کرد و عامل آن را افرادی دانست که می خواهند بین افراد جامعه خط کشی کنند.
 
اميرخاني همچنین به این نکته اشاره نکرد که همان «ره بر» مورد نظرش بارها در صحبت هایش تاکید بر خط کشی جریان های داخلی با عوامل خارجی و داخلی دشمن کرده بود. 

در پایان این صحبت نیز امیرخانی در جواب سوال شهیدی فر که شما خود را در همه شرایط قرار می دهید تا مثلا مطلبی مناسب تهیه کنید، گفت: هر شغلی را به امری آسمانی و الهی نسبت می دهند مثلا قصابی را به حضرت ابراهیم که او اولین فردی بود که به اذن خدا قصابی کرد.
 
اميرخاني گفت: به نظر من نویسنده ها مانند زنبور عسل هستند و طبیعتشان این است که بر گل های متنوع بنشینند تا بتوانند عسل تولید کنند و اگر بر یک گل بنشینند آسپیرین تولید می کنند! 
 
سوال پیش آمده در این جا آن است که زنبور باید بر روی گل بنشیند ولی آیا گل  همان سوالی بود که شهیدی فر از ایشان پرسید !؟ معنای سوال شهیدی فر این بود که شما همه شرایط خوب و بد را تجربه می کنید تا بتوانید  این گونه بنویسید و مسلما با انطباق مثال امیرخانی بر این سوال نتیجه بسیار روشن است.
 
یعنی زنبور آقای امیرخانی هم بر گل می نشیند و هم بر دشمن گل! حال عسل تولید خواهد شد؟ قضاوت با شماست...!
پربازدیدترین آخرین اخبار