آقای سیما! تو اگر يك لحظه از زندگي شهدا را تبدیل به فرهنگ کنی برای هفت پشتت کافی است!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۲۵۷۹
بازنمايي دفاع مقدس در صداوسيما در گفت‌وگو با نويسنده «مسيح كردستان»؛

آقای سیما! تو اگر يك لحظه از زندگي شهدا را تبدیل به فرهنگ کنی برای هفت پشتت کافی است!

...متاسفانه مجبورم بگویم که سیما این کارها را انجام می‌دهد که بگوید ما هم با جنگ هستیم برای این که از قافله عقب نیافتند ...

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در مواجهات مختلف با صدا و سيما نكته ثابتي را مي توان به وضوح ديد. رسانه ملي در برخورد با هر نوع انتقاد و نظري به طور معمول مي گويند ما همين ميزان توان داريم و نيروهاي انقلاب با ما همكاري ندارند تا بتوانيم توان صدا و سيما را بالا ببريم. در اين شرايط شما هر نوع بحثي بي نتيجه خواهد ماند زيرا كدام انسان معقولي وقتي شرايط اكل ميته را بداند باز هم زبان به انتقاد مي گشايد؟!

اما اين ميان نكته اي وجود دارد كه گويا دوستان رسانه ملي از وجود آن بي اطلاعند. جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي چندان هم خالي از انسان فرهيخته و صاحب نظر نيست. نويسندگان، شاعران، طنزپردازان و فعالين فرهنگي زيادي در ايران وجود دارند كه بايد از آن ها پرسيد آيا ادعاي رسانه ملي در اين كه نيروهاي انقلابي با ما همكاري نمي كنند حقيقت دارد يا خير؟ و از اساس آيا اينان به عنوان فعالين فرهنگي انقلاب اسلامي از رسانه اي كه نام رسانه ملي را يدك مي كشد رضايت دارند؟!

شايد بايد قسم حضرت عباس را باور كرد و فرض را بر اين گذاشت كه رسانه ملي شناختي از اين خيل نيروها ندارد. بنابراين ما برخود فرض مي دانيم به عنوان گروهي كه نقد رسانه ملي را وظيفه انقلابي خود مي دانيم اين جمع را تا جايي كه امكان دارد معرفي كنيم و منتظر نتيجه ماجرا بنشينيم...

دفاع مقدس به يقين پربارترين جريان فرهنگي كشور است كه بعد از انقلاب چشمه فياض ايده ها و آثار هنري گرديد. اما در حال حاضر يكي از غريب ترين و مظلوم ترين موضوعات در صدا و سيماست؛ پرداخت مناسبتي و محدود به ايام خاص به مقوله دفاع مقدس شايد بزرگترين خيانتي است كه به جريان فرهنگي انقلاب اسلامي شده است. پيرامون دفاع مقدس و بازنمايي آن در رسانه ملي با 3 نفر از فعالين فرهنگي عرصه دفاع مقدس گفت و گويي انجام داده ايم كه اولين آن ها را در زير خواهيد خواند.

نصرت الله محمود زاده

نصرت الله محمود زاده در اول شهریور ماه 1335 در روستای «کوهستان» از توابع «بهشهر» در استان مازندران به دنیا آمد .

تحصیلاتش را در انستیتو تکنولوژی بابل در رشته مکانیک به پایان برد.

وی بعد از جنگ تحمیلی به ادامه تحصیل پرداخت و در مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی در دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد.

در اولین روز تهاجم عراق به ایران، داوطلبانه به خوزستان شتافت و به عنوان نیروی داوطلب در عملیات آزادسازی سوسنگرد حضور داشت.

او که در عملیات هویزه در محاصره دشمن قرار گرفته بود با وقایعی مواجه شد که بعدها منجر به نوشتن اولین کتابش «حماسه هویزه» شد.

تاکنون بیش از چهارده اثر از این نویسنده به چاپ رسیده است که از جمله آثار ایشان می توان به «شب های قدر کربلای پنج»، «رقص مرگ»، «سنگرساز بی سنگر»، «مسيح کردستان»، «عقیق»، «سفر سرخ»، «بستر آرام هور»، «فریاد برآور شلمچه»، «پای گلدسته کوهستان»، «بعد از محمدالدوره» و «بام کردستان» اشاره کرد.

 

گاهی اوقات اگر بعضی افراد و گروه ها از جنگ صحبت نکنند بزرگ ترین خدمت را به دفاع مقدس کرده اند

صدا و سیما رسانه‌ای‌ است که طبق تعریف بین المللش باید معرف نیازهای جامعه‌اش باشد. حالا طبق این تعریف، رادیو و تلویزیون در هر جامعه‌ای به شکل خاصی در می‌آید. در لبنان به یک شکل، در آمریکا به شکل دیگر و در افغانستان هم به صورت دیگری. یعنی رسانه به طور معمول معرف سیمای جامعه و نیازهای آن است. و این تصویر اگر درست ترسیم شده باشد منطبق خواهد بود با تصویری که از جامعه در نگاه فرد وجود دارد. در نتیجه فرد و رسانه با یک دیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

حال به ایران برگردیم. ما در جامعه‌ی خودمان تصویری داریم از مثلا انقلاب. تصویری که در آن بنا بر فلان دلیل انقلاب کردیم. ما برای انقلاب مان ایده داشتیم و البته در نهایت موفق هم شدیم. در واقع از نهضت تبدیل به نظام شدیم. سیر بسیار سریعی را در مراحل اولیه طی کردیم و در نهایت به دلیل نوع ایده و سرعتی که در نهادی کردن این ایده داشتیم مقابله به مثلی به نام جنگ به ما تحمیل شد.این اتفاق البته طبیعی بود، انقلاب برای دشمن گران تمام شد و به همین دلیل تصمیم گرفت ضربه‌ای کاری بزند و نگذارد این ماجرا به سرانجام برسد اما قضیه به همین راحتی نبود.

مقاومت کشور و مردم باعث طولانی شدن ضربه های دشمن شد. که در نهایت جنگ به بخشی از فرآیند و پرونده کشور الحاق شد. واقعه‌ای به نام جنگ. جنگی که ما اعتقاد داریم به ما تحمیل شد. این جنگ برای خودش پرونده‌ای دارد.  چطور شروع شد، چطور متوقف شد، چطور دوام آورد و چه نقشی در سرنوشت مردم این کشور داشت.

در حال حاضر در کشور ما افراد زیادی از جنگ صحبت می کنند. به اصطلاح می خواهند یاد شهدا و جنگ را زنده نگه دارند. حال باید ببینیم که شاخص این افراد برای آن چه در مورد جنگ می گویند چیست؟ برای تصویرسازی از جنگ چه چیزهایی را ملاک قرار داده اند؟ افراد زیادی از جنگ صحبت می کنند. بعصی ها با مواضع سیاسی، عده ای با مواضع اقتصادی و گروهی هم با مواضع و دغدغه های اجتماعی. نباید هرکس که از جنگ حرفی زد با عنوان مدافع جنگ بشناسیم. گاهی اوقات اگر بعضی افراد و گروه ها از جنگ صحبت نکنند بزرگ ترین خدمت را به دفاع مقدس کرده اند. این جاست که صدای شهدا درمی آید که « بابا ما اگر بخواهیم گمنام بمانیم چه کسی را باید ببینیم؟! »!

صدا و سیما، شهرداری و نهادهای نظیر این ها با شاخص ها و شناختی که خودشان از جنگ دارند کار انجام می دهند و فکر هم میکنند که مثلا خدمت می کنند، اما بیشتر اوقات نگاه می کنید و می بینید چه کسانی این اقدامات را انجام می دهند؟ کسانی که شناخت بسیار کمی دارند، اصلا نمی دانند جنگ چیست؟ اصلا نمی دانند خمپاره چیست؟ و مشاورینی هم که دور و بر خودشان جمع کرده اند هم همین دنیا و طرز فکر را دارند. خب در نهایت چه اتفاقی می افتد؟ او با همان تصوری که در مورد جنگ دارد برای مناسبت ها برنامه ریزی می کند و نتیجه می شود آن چه می بینید.

به عنوان مثال از 28 شهریور تا 7 مهر روی تمام تیربرق‌های تهران عکس شهید نصب می کنند. خب اگر شما یک نظرسنجی از شهروندان تهرانی انجام بدهید و بپرسید: برداشت شما از این همه عکس و این همه شهید و این همه هزینه چیست؟ نظرسنجی کنید نه این که بپرسید نظر شما درباره شهدای والا مقام چیست؟ اگر این طور بپرسید بنده خدا اصلا نظرش را به شما نخواهد گفت و بعد مجددا بیستم مهر بروید سراغ همان افراد. خواهید دید اصلا چیزی به یاد ندارند. این قصه در حال حاضر در سطح وسیع اتفاق می افتد. چرا؟

سیما به مراتب در حال عقب افتادن از واقعیت دفاع مقدس و موقعیت های ناب آن است

صدا و سیما هم مثل شهرداری تصورش بر این است که برای دفاع مقدس کار انجام می دهد. بالاخره حدود 6-7 شبکه رسمی دارند که در هر کدام برای مسئله دفاع مقدس چند ساعت از 24 ساعت برنامه اختصاص پیدا می کند. پس ادعا این است که کار انجام می شود و شما هم اگر شاخص درستی برای بررسی نداشته باشید نمی توانید حرفی خلاف این بزنید. اما وقتی شاخص را مثل مثال شهرداری مشخص کردید آن وقت اصلا کسی نمی تواند بگوید من در صدا وسیما برای دفاع مقدس کار می کنم. و چون چنین افرادی را نداریم این اتفاق برای ما و فضای اجتماعی ما می افتد.

بیایید به یک مثال نگاه کنیم. در مورد سریال «نابرده رنج»؛ این سریال خمیر مایه بسیار خوب اما پرداخت بسیار ضعیفی داشت. چرا؟ برای این که کار با آدم هایی انجام شده بود که اصلا آدم های جنگ نبودند.

اصلا این تحولات را لمس نکرده بودند. وفتی کارگردان فیلم را سطحی ببیند، به تبع آن فیلم نامه و بازی ها سطحی خواهد شد. اگر از این منظر نگاه کنیم می بینیم که سیما به مراتب در حال عقب افتادن از واقعیت و آن موقعیت های ناب است.

بنده شخصا با این صحنه ها احساس غریبگی می کردم. حالا شما بیبینید فرزند من چطور خواهد شد؟! فرزند من با همین حس با جنگ ارتباط برقرار می کند و همین باعث می شود که می بینیم در کشور صورت پردازی روی دفاع مقدس به شدت توسعه پیدا می کند و سیرت پردازی به شدت افول و هم زمان اصلی ترین واقعیت جنگ در حال فراموشی است.

این واقعیت چیست؟ اصل ماجرا حالات و تحولات درونی جماعتی بود که اسمشان را بسیجی گذاشته بودند و رمز موفقیت ما در جنگ هم همین تحولات درونی بود. در حال حاضر محور کار بر روی جنگ این مسئله نیست در حالی که اتفاقا همین قضیه تفاوت محوری ماست با چیزی مثل جنگ جهانی دوم.

متاسفانه در سینما و ادبیات هم همین اتفاق در حال وقوع است و حقیقت این است که مسئول و راس این ماجرا صدا و سیما است؛ به این دلیل که صدا و سیما به عنوان رسانه و آن هم رسانه ملی این مسئولیت را پذیرفته است و طبیعتا نمی تواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند.

صدا و سیما باید کاری کند که جوان های این دوره خودشان بدون هیچ اجبار یا منفعتی دوست داشته باشند لباسی بپوشند که عکس شهید بابایی داشته باشد. در واقع او را الگو قرار دهند. برای تحقق این امر، رسانه باید به صورت مقدماتی به جوان بگوید که چرا شهید بابایی شخصیت جالبی است برای الگو شدن. اما در این جا هم رسانه اشتباه می کند. صدا و سیما یک سری حرف های تکراری و کلیشه ای و یا بدیهی را به خورد جوان می دهد. مثلا می گویند او مسجد می رفته! خب این خیلی کلیشه ای است و حتی بعضا ممکن است واقعیت هم نداشته باشد. یا پیرو امام بوده! خب اگر این طور نبود که شهید نمی شد! وقتی مراتب تعالی شهدا به این شکل سطحی و ابتدایی گفته می شود بدترین ضربه به شهدا خورده است.

صدا وسیما باید تکلیف و نسبتش را با جنگ و انقلاب روشن کند

از کوزه همان برون تراود که در اوست. همیشه یادمان باشد برای هرکاری باید از همان جنس وارد کار شویم. شب عملیات باید یک نفر مسئولیت تیربار را قبول می کرد. کسی که مسئولیت را قبول می کرد دیگر نمی توانست به خط مقدم برود. من یک شب دیدم که یکی از این افراد پشت تیربار گریه می کرد که من الان فهمیدم اگر عاشورا بودم جزو 72تن نبودم! و البته همین فرد یکی دو سال بعد شهید شد. این ها شاخص هایی است که جنگ به ما می دهد و ما را بدهکار خودش می کند. حال ببینید آیا در صدا و سیما چنین فرآیندی در سیما و محصولاتش وجود دارد؟! متاسفانه صدا و سیما عجله دارد زمانی برای تحقیق و تفکر ندارد. بالاخره مجبورند 6 کانال را پر کنند!

همه ما و البته صدا و سیما باید تکلیف خودشان را و نسبتشان را با جنگ و انقلاب روشن کنند. این طور نباشد که شما بنشینید و صدا و سیما را نقد کنید اما آن ها کار خودشان را انجام دهند و از طرفی به خاطر کم کاری های سیما پلیس برود روی خانه های مردم دیش ماهواره جمع کند!

من معتقدم مسئول جمع آوری ماهواره از خانه های مردم صدا و سیماست. در حالی که چنین سوژه های نابی برای فیلم سازی وجود دارد. اما چون با شاخص های خود جنگ وارد میدان نمی شوند قهرا به صورت پردازی رو می آورند و این می شود که می بینید.

همیشه یادمان باشد سیما وقتی مجبور می شود کار پر محتوا بسازد که مخاطب پر محتوا داشته باشد. صدا و سیما خودش مخاطب خودش را این طوری تربیت کرده است. در واقع این خودش یک شگرد است. حالا مداوم فیلم آبکی بسازید؛ کسی برای اعتراض نیست.

متاسفانه مجبورم بگویم که سیما این کارها را انجام می دهد که بگوید ما هم با جنگ هستیم. برای این که از قافله عقب نیافتند ...

براي ايجاد درام در زندگي شهيد بروجردي يك دختر كرد را عاشقش كردند!

من ماجرای بزرگی در صدا و سیما دارم. تصویب شده بود که در مورد زندگی شهید بروجردی و چند کتاب دیگر سریال ساخته شود. اما دیدم یک فیلم نامه ای نوشته شده که ماجراهایش اصلا واقعیت ندارد!

پرسیدم که این ها را از کجا آوردید که نوشتید؟! گفتند نوشته ایم برای این که داستان درام باشد و مخاطب را جذب کند. گفتم بابا! بروجردی خودش آنقدر زندگی اش فراز و نشیب داشته که این ها لازم نیست. بعد رفتند و گفتند پس ما یک دختر کرد را عاشق بروجردی می کنیم که جذاب شود!

گفتم اصلا اسم بروجردی را بردارید و هر کار دوست دارید بکنید! بروجردی یک تئوری بسیار قوی انسانی داشت در کردستان. شما فکر کنید که برای بیان این تفکر آن را باید حتما بگذارند کنار دختر کرد!

من گفتم: خب تفکر زیبا را بچسبید اما سیما چون نمی تواند به دنیای بسیار وسیع بروجردی ورود پیدا کند نمی تواند برای تو از بروجردی یک الگو بسازد که برای تو افتخار باشد. من متاسفانه مجبورم بگویم که سیما این کارها را انجام می دهد که بگوید ما هم با جنگ هستیم. برای این که از قافله عقب نیافتند که نهضت دانشجویی از آن ها نپرسد چه کار می کنی.

بنابراین صدا وسیما مجبور است در این داستان پوست اندازی کند و بعضی ها مجبورند شاخه ای را ببرند که خودشان روی آن نشسته اند. آقا در مورد فساد اقتصادی گفتند این فساد اقتصادی ریشه کرده و الان برای خودش داراي صاحب نظر است. اینجا هم همین طور است. همان اتفاقی که برای اقتصاد افتاد برای فرهنگ هم در حال وقوع است اما چون کمی نیست نمی فهمیم.

آقای سیما، اول باید از خودت شروع کنی!

ما ابتدا باید نوع نگاه سیما را به شهدا و جنگ عوض کنیم. این نگاه باید از طلب کاری به بدهکاری تغییر کند. تصور سیما این است که اگر یک کار را برای شهدا انجام داد از آن ها طلبکار می شود در حالی که در هر صورت این ماییم که به شهدا بدهکاریم نه شهدا به ما.

صدا و سیما مداوم بر سر مردم و شهدا منت می گذارد. شما نگاه کنید؛ بروجردی یک بار وسط عملیات به یک کرد می گوید بلند شو برو خانه. طرف می گوید این چه حرفیه که می زنید.کجا برم؟ می گوید بلندشو برو. وقتی می رود می بیند همسرش در حال فارغ شدن است. بعدها بروجردی می گوید من می خواستم موقع تولد بچه ات تو بالای سر زن و بچه ات باشی! آقای سیما، تو اگر بخواهی همین لحظه را تبدیل به فرهنگ کنی برای هفت پشتت کافی است! ولی اگر بروجردی باشی این حرف ها باورپذیر می شود؛ اگر نباشی مردم سریع می فهمند داری دروغ می گویی! آقای سیما، پس اول باید از خودت شروع کنی!

راه برگرداندن سیما به مردم باید از رابطه بین شهید همت و لشگر حضرت زهرا بیرون بیاید. در این صورت سیما مجبور می شود به بیننده احترام بگذارد.

فیلم الکی تولید نکند، بی جهت اکشنش نکند، از سر کوچه تا ته کوچه یه ربع دوربین را دنبال رزمنده راه نیندازد! و این می تواند اساس قضیه باشد. اگر سیما وارد ماجرای درونی بچه های جنگ شود و روی تحولات روحی آن ها درست کار کند غیر ممکن است که جامعه متحول نشود.

من دیده ام که می گویند جنگ فراموش شده است و... این حرف ها حرف بیخود و الکی است. شما بلد نیستید با این مردم و جوان ها راه بروید. من سیما را مقصر درجه یک می دانم. به همین خاطر میگم که میدونم. مسئولان سیما کمی خودتان را آموزش بدهید. مقداری به خودتان بپردازید. مشاوره بگیرید. اگر هم نمی توانید کنار بکشید تا آدم هایی بیایند که فکر می کنند می توانند.

پربازدیدترین آخرین اخبار