امتیازات ویژه به هنرمندان وطن فروشی همچون شجریان حذف شود
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از ساری، حسین حسین زاده نوری، مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد بابل در نامه اي سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد خواستار حذف امتیازات ویژه به هنرمندان وطن فروشی همچون شجریان شده و آورده است: آقای وزیر! در زمانی که نهادهای فرهنگی که گاهی صفت اسلامی را هم یدک می کشند، در این عرصه دچار روماتیسم شجاعت شده اند، از شما می خواهیم خط شکن باشید.
متن كامل این نامه به شرح زیر است؛
آقای دکتر سید محمد حسینی وزیر محترم ارشاد دولت دهم
سلام علیکم
می دانم که از مصاحبه اخیر جناب شجریان با صدای آمریکا مطلع شده اید و خوب آگاهید که اینبار گستاخی اش به کجا رسیده! و یقینا می دانید پیش از تاختن ایشان به اسلام، سابقه توهین و خط و نشان کشی علیه دولت مردمی، نظام اسلامی و شخص امام راحل را هم داشته اند.
و حتما با خبرید که دیگرانی هم هستند که با نام هنر و فرهنگ - خصوصا در زمان تصدی شما در این پست - بارها و بارها به دستاوردهای نظام تاختند و به اسم نبود آزادی، آزادانه همه چیز را به سخره گرفتند و بزرگترین کار شما چه بود جز یک نامه ی عذرخواهی از رهبری و شهدا؟
دو سال است که با وجود تلاش فراوانتان در جهت رفع سو تفاهمات میان جامعه مدعی هنر و ادبیات، بازهم آن طیف لجباز، طلبکارانه شما را متهم به مککارتیسم می کنند.
آیا نمی بینید میدان دادن شما و همکارانتان به این جریانهای طلبکار، نه تنها تأثیری در کم شدن هتاکی این دسته افراد نداشت، بلکه دریده تر شدند و دهان هایشان گشاد تر شده؟ نمی بینید زیاده گویی های این مدعیان هنر و ادبیات نمک نشناس بشکل غیر طبیعی رشد یافته ؟
خدا می داند، سخت است که ببینیم این عده – که هرچه دارند به برکت همین انقلاب و اسلام است - گستاخانه چنگ به چهره ی نظام می اندازند و شما و دوستان متولی امر در مقابل یا سکوت پیشه کردید و یا گاهی برای ارائه چهره ای روشنفکر به تمجیدشان پرداختید.
خوب می دانم که شما - از روی حسن نیت- سعیتان این بود که با نرمی و اغماض فضا را برای همه ی هنرمندان بازتر کنید تا لجبازها بهانه ی دیگری برای اعتراض و غر زدن سیاسی نداشته باشند. اما توجه نکردید که این تجربه پیش از شما هم با کش و قوس هایی آزموده شد و عملا تأثیری عکس داشت.
و گویا یادتان رفت که ترحم بر پلنگ تیزدندان ، ستمکاریست در حق باقی اهل دهکده هنر و فرهنگ؟ و کیست که نداند شما بیش از دیگران چوب ترحمتان را خوردید. آیا کافی نیست؟
دولت دکتر احمدی نژاد نشان داد که همزمان با پایان دولت قبل ترس و تزلزل در عرصه سیاست خارجی و خدمت رسانی هم پایان یافته. وقتی دولت مهر در جریان هسته ای وا دادگی و عقب نشینی را کنار گذاشت ، و مقاومت کرد، پیروز شد. همانطور که خداوند فرمود: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم ملایکة الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون
آقای وزیر!
در زمانی که باقی نهادهای فرهنگی که گاهی صفت اسلامی را هم یدک میکشند، در این عرصه دچار روماتیسم شجاعت شده اند، از شما می خواهیم خط شکن باشید.
بنده و همه همفکرانم از شما میخواهیم جرأتی که رئیس جمهور و بخش دیپلماسی دولت در انرژی هسته ای داشتند را شما هم در عرصه فرهنگی به خرج بدهید و در همین دولت و یکبار برای همیشه، کاری کنید که بقیه شجاعتش را نداشتند.
خواهش ما از شما یک چیز است: لغو مجوزها و امتیازات و ابزار دستگاههای دولتی و فرهنگی برای کسانی که علیه نظام اسلامی حرکت می کنند. یعنی مجوز انتشار آثار هنریشان را در جمهوری اسلامی و یا برگزاری کنسرت، نمایشگاه و یا اکران را در ایران برای اینگونه افراد باطل کنید.
نگران نشر آثار این هنرمندان هم نباشید، مثل باقی نسخه های زیرزمینی منتشر خواهد شد. آنوقت معلوم میشود اینهایی که مدعی مردم هستند، بازهم برای مردم میخوانند یا برای فروش آثار و بلیط هایشان آلبوم و اثرشان را بیرون می دادند!
کسانی مانند آقای شجریان مجوز آلبومهایشان را از همان آمریکا و انگلیس بگیرند و کنسرتهایشان را هم در آغوش هم آنها برگزار کنند.
چرا باید کسی که اینهمه هتاکی به نظام و اسلام کرده، از ابزار شما و نظام اسلامی برای کسب تجارت بهره ببرد؟ فرق وي با خواننده های دیگر ساکن در لس آنجلس و غرب چیست؟
چه اینکه بعضی از این خوانندگان و هنرمندان تابحال دریدگی در حد آقای شجریان هم نداشتند، چرا در مقابل کسانی که غره به غمزه ی غربند را به قبله ی حاجاتشان ارجاع نمیدهید ؟
چرا باید از کاسه ما و مسلمین و ایرانیان دیگر خرج چنین افرادی بشود. می بینید خواننده ربنا به احکام اسلامی که ربنا از کتاب آسمانی اش سرچشمه گرفته هم می تازد.
بگذارید امثال آقای شجریان بفهمند که هرچه ثروت و آبرو جمع کردند به برکت همین انقلاب و اسلام بود. اگر نبود صدای ربنای ایشان و آوازشان روی تصویر ورود امام به میهن کجا مذهبی ها و انقلابی ها به خرید آلبومهایشان روی می آوردند؟ تاکنون از این خوان گسترده بسیار کام گرفته اند. بگذارید حالا که همسفره ی دشمنان ملت شده اند، مانند اسلاف خویش از همانجا کام بستانند.
میان ایشان و باقی هنرمندان و اهل فرهنگ این کشور – که به برکت همین انقلاب به نام و نان بیشتر رسیده اند – چه فرقیست با همین جانبازان قطع نخاعی که جوانی و عمرشان روی تخت رنج گذاشتند و هنوز خود را مدیون این انقلاب و رهبری می دانند؟ چه کردیم که زیاده خورده های انقلاب بدون اینکه برای انقلاب حتی یک سیلی بخورند، هنوز طلبکارند؟
من و همفکرانم خواستاریم تا بجای خرج این امتیازات - که از کیسه بیت المال مسلمین در اختیار شماست - بپای کسانی که به وطن فروشی روی آورده اند، این امتیازات و هزینه ها را صرف هنرمندان هنر فهم اما گمنامی کنید که بخاطر نداشتن رانت و نفوذ خانه نشین شدند. به همانها بدهید که بخاطر سیستم غلط پیش از شما و دوره ی شما تاکنون حذف شدند.
این امتیازات و امکانات را به جوانهایی بدهید که مفهوم دوست و دشمن را می فهمند و هنرشان را به پای کعبه غرب ذبح نمی کنند. اگر حقیقتا خود را خادم مردم می دانید – که معتقدیم صادقید – به مطالبه ما عمل کنید.
به یاد بیاوریم که مولای متقیان از چه دردمند بودند:
فیا عجبا عجبا! والله یمیت القلب، و یحلب الهم اجتماع هولاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم ...
حسین حسین زاده نوری