کرسیهای آزاداندیشی؛ انتظاري كه همچنان باقي است ...
گروه علمي «خبرگزاری دانشجو»، سید محمد مهدی موسوی؛ با توجه به نیازهایی که در جامعه امروز ما احساس میشود، حوزه و دانشگاه به عنوان دو بال علمی کشور مکلفند که به سمت برگزاری کرسیهای نظریه پردازی و آزاداندیشی حرکت کنند؛ حقیقت آن است که دستیابی کشور به اهداف مورد نظر در عرصه تولید علم و فناوری، مستلزم انجام این تکلیف غیر قابل اجتناب است.
اگر اشتباه نکنم اواسط سال گذشته بود که معاون فرهنگی - اجتماعی وزیر علوم از تصویب آيیننامه کرسیهای آزاداندیشی خبر داد و بدین سان تلاش برای رفع یکی از مهمترین دغدغههای رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان کشور، شکل عملی و رسمی به خود گرفت.
با این همه، به نظر میرسد که هنوز هم آن طور که باید و شاید چه در حوزه و چه در دانشگاه، قدمهای جدیای برای عینیت بخشیدن به این مطالبه بحق برداشته نشده است.
در واقع، برگزاری کرسیهای آزاداندیشی زمینهای است برای طرح بدون مانع اندیشههای صاحبنظران در همه حوزههای علوم با رویکرد ایجاد و تولید دانش در کشور.
از این منظر، تقویت روحیه حقیقتجویی، ساماندهی مباحث و گفتوگوها با سبقه علمی و ایجاد فضای مناسب برای طرح و بیان اندیشههای نو، رشد تفکر خلاق و فرهنگ نوآور از جمله آثار و برکات مهم کرسیهای آزاداندیشی است.
با این تعاریف، منظور از آزاداندیشی همانا آزاد شدن اندیشه از زنگارهایی است که نتیجهای جز تباهی و زوال تفکر در پی ندارد.
به عبارت بهتر، خروجی نهضت آزاداندیشی، اندیشهای است که فارغ از منتها بر مدار اخلاق، ایمان، عدالت و کرامت انسانی شکل بگیرد و بدین سان بتواند راههای جدید و بدیعی را در زمینه تولید دانش و به طور کلی رفع جهل از اندیشه آدمی جستوجو کند.
آن چيزي که در فحوای کلام رهبری متوجه میشویم، تاکید بر جدی گرفتن آزاداندیشی در کشور، تاکیدی عالمانه بر رشد و بقای فکری و علمی جامعه است، چه آن که برگزاری کرسیهای آزاداندیشی راهی برای جلوگیری از بن بست ها به شمار میرود و لاجرم، اهتمام به آنها در حوزه و دانشگاه بسیار حساس و ضروری تلقی میشود.
اهمیت این موضوع، بویژه در عرصه علوم انسانی تا بدان جاست که مقام معظم رهبری در ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در چارچوب سند چشمانداز 20 ساله، آن را در زمره سرفصلهای فرهنگی برنامه قرار داده و با عنوان «تحول و ارتقای علوم انسانی، با تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون و برنامهها و روشهای آموزشی، ارتقای کمی و کیفی مراکز و فعالیتهای پژوهشی و ترویج نظریهپردازی، نقد و آزاداندیشی» بر لزوم تحقق آن تاکید كردند.
ایشان همچنین در هشتم بهمن ماه سال 81 در دیدار با اعضای انجمن اهل قلم، همگان را به این نکته کلیدی رهنمون ساختند که: «تنها راه گسترش فرهنگ و تولید علم و اندیشه در کشور، ایجاد فضای نقادی علمی در پرتو آزاداندیشی حقیقی در دانشگاهها و حوزههاست.»
از سال 81 تا کنون که حدود یک دهه را شامل میشود رهبر فرزانه انقلاب بارها و به بهانههای مختلف بر تحقق این مطالبه تاکید کردهاند؛ آن چه از کلام معظم میتوان استنباط کرد، این است که آزادانه فکر کردن، آزادانه تصمیم گرفتن و دنبالهروی نکردن از تلقین بلندگوهای تبلیغاتی غرب از جمله مهمترین جلوههای آزاداندیشی در جامعه است؛ مسئله ای که ایشان مدیریت آن را نه از سوی دولتها و دولتمردان، بلکه از نخبگان حوزه و دانشگاه مطالبه کردهاند؛ کما اینکه در یکی از بیانات خویش بر این نکته تاکید نمودند که «باید راه آزاداندیشی و نوآوری و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مدیریت کرد تا به ساختارشکنی و شالودهشکنی و بر هم زدن پایههای هویت ملی نینجامد.»
نکته پایانی این نوشتار هم اینکه آزاداندیشی نیازمند تفکر است و در این میان کیست که نداند تفکر، توأم با خلاقیت و نوآوری است و در خلاقیت و نوآوری، اعتماد به نفس و امید شکل میگیرد و بدین سان در فضای امید و نشاط، اندیشهای نو سامان مییابد.
در حقیقت شکل گیری این چرخه مثبت است؛ چرا که یک کشور و یک ملت را از عقبماندگی و دنبالهروی صرف و تقلیدهای بیجا به مرحله پیشرفت و پیشتازی در تولید علوم و فنون رهنمون میکند؛ تقویت چنین چرخه مبارکی، همانی است که مقام معظم رهبری در دهه 80، همواره اندیشمندان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی را متوجه آن میكردند و البته چنین انتظاری آن هم در آغازین سالهای دهه 90 همچنان وجود دارد!