کد خبر:۱۵۷۴۶۲
منشور تربیتی نسل جوان در بیانات رهبرانقلاب- بخش چهارم؛
پدری پیر و دلی سرشار از محبت جوانان....
این صفا و محبتی که در شما جوانان عزیز مشاهده میشود، خاستگاهش همین دل پاک و نورانی جوانی است. من البته به شما عرض کنم: عزیزان من! این محبت، دو طرفه است. من هم به عنوان پدر پیر شما، دلم سرشار از محبت شما جوانان است.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، در ادامه منشور تربیتی نسل جوان در بیانات مقام معظم رهبری به بررسی عرصه تدبیر و سیاست در نگاه ایشان میپردازیم.
مقام معظم رهبری در این خصوص میفرمایند: اصل اول: محبت دو جانبه جوانان و رهبر جوان یک نهال بالنده و مرکز اغلب نیکیها و درخشندگیها و نورانیتهاست. این صفا و محبتی که در شما جوانان عزیز مشاهده میشود، خاستگاهش همین دل پاک و نورانی جوانی است.
من البته به شما عرض کنم: عزیزان من! این محبت، دو طرفه است. من هم به عنوان پدر پیر شما، دلم سرشار از محبت شما جوانان است. شوق جوانی، نورانیت جوانی، صفای جوانی، دینداری و ایمان در جوانان؛ پدیدهای که از اول انقلاب تا امروز بهطور مستمر مثل یک رودخانه زلال و پرخروش در جریان بوده است. جوانان و نوجوانان کشور ما، در دوران جنگ و پس از جنگ توانستند پاکی خودشان را حفظ کنند.
اصل دوم: جوانان پایه های اصلی انقلاب شما دانشجویان و دانش آموزان و جوانان، برای نسل آینده و دوره بعد، پایه های اصلی انقلابید، امروز هم شما در انقلاب تأثیر زیادی دارید، چون جوانید، امروز هم شما در جبهه سیاسی و نظامی و سازندگی و هر جای دیگر که بتوانیدحضور داشته باشید، عنصر فعال انقلابید، ولی فردا شما پایه های انقلاب هستید. امروز عناصر موثرید، ولی فردا ستونهای انقلاب هستید. توجه کنید انقلاب را با ریشهها و مبانی فکری و منطقیاش، بدرستی بشناسید.
اصل سوم: ظلم ستیزی جوان جوان، طبیعتش ظلم ستیزی و مقابله با قلدری است. جوان، طبیعتش این است که وقتی ببیند دولتی در صحنه بین الملل، در عرصه عالم وجود دارد که اساس موجودیتش عبارت است از ظلم ، نظام و حکومت صهیونیستی؛ اساسش ظلم است دیگر، با آن مخالفت خواهد بود... طبیعت جوان، این است. جوان با ظلم مخالف است. جوان با زورگویی، با قلدری و با ناحق طلبی های زورگویانه، مخالف است. طبیعت جوان این است. جوان، با ظلم مخالف است. چنانچه هیچ تبلیغاتی روی جوان کشور ما انجام نگیرد، فقط همین را بداند که آمریکا نسبت به کشور ما، نسبت به کشورهای خاورمیانه، نسبت به انقلاب و گذشته ما چه کرده ، با آن مخالف است؛ یعنی در محیط جوانی، موضع گیزی در مقابل آمریکا، در مقابل صهیونیسم و در مقابل تجاوز و زورگو، احتیاج به این ندارد که کسی به جوان بگوید «بکن» و جوان را وادار به این کار کند، طبیعت جوان این است.
اصل چهارم: جوان و پاسداری از آرمانها جوان عشق به آرمانها داشته باشد و مجذوب شدن به آرمانها، آرمان گرایی در مقابل مصلحت گرایی است. انسان وقتی که در محیط تلاش و کار معمولی زندگی قرار میگیرد، گاهی که موانع جلو چشم او را میگیرد، آرمانها را در دوردست و غیر قابل دستیابی به انسان نشان میدهد.
گاهی آرمانها فراموش میشوند. در محیط جوان و دانشجو آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسی و دستیابی است؛ لذا برای آنها تلاش میشود. خود این تلاش، تلاش مبارکی است.
اصل پنجم: جوان و روحیه نقادی بحث واقعی به دور از جدال اینکه درباره برخی از مسائل که به نظر ما عیب است، ما دانشجویان، ما جوانان، ما مجموعهی خاص، آیا بحث بکنیم یا نکنیم؛ نه، من نمیگویم نباید بحث بکنیم. البته من اعتقادم این است بحث کنید، منتها سعی کنید بحثتان واقعی باشد؛ یعنی ذهنی نباشد.
بحثهای ذهنی که با واقعیتها و با اخبار و حقایق سر و کار ندارد و فقط بر اساس تحلیل است، خیلی گمراه کننده است.
نکته دوم این است که نگذارید بحث ها به جدال کشیده بشود؛ جدال بد است. در تعبیرات اسلامی به همین جدال بد، «مراء» میگویند. «مراء»، یعنی مرتب معلومات خود را به رخ کشیدن، و دائماً انسان در مقام مباحثه بخواهد حرف خودش را حتماً حاکم بکند. در شرع، این خیلی مذموم است؛ عقلاً هم چیز ممدوحی نیست. اگر همین دو نکته را رعایت کنید، به نظر من هرچه بنشینید فکر کنید، بحث کنید، جلسات بزرگ تشکیل بدهید و با همدیگر مباحثه کنید، خوب است؛ این روشنگر و صاف کننده ذهنهاست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰