پناهيان: تقوا از نفاق پنهانی جلوگيري مي كند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۸۶۲۳
دهه اول محرم - دانشگاه امام صادق(ع)

پناهيان: تقوا از نفاق پنهانی جلوگيري مي كند

بعد از تشکیل جامعه ایمانی و ایستادن با ایمان در مقابل کفر و پیروز شدن، نوبت تقواست، این تقواست که جلوگیری می‌کند از نفاق پنهانی ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حجت الاسلام پناهيان با شروع ماه محرم شب گذشته سخنراني را در دانشگاه امام صادق(ع)، انجام داده اند كه متن كامل سخنراني ايشان در ذيل آمده است:
 
در این جلسات در خصوص تقوا صحبت خواهیم کرد، در نظومه معارف دینی تقوا چه جایگاهی دارد؟

نه تنها الان نوبت تقواست که مورد توجه قرار بگیرد، بلکه تقوا مفهومی است که نیاز به توصیه و توصیف دارد. نیاز به توصیه و توصیف آن قدر بالاست که خطیب نماز در تنها سخنرانی واجب عبادی ما در هر جمعه و در هر خطبه باید به آن سفارش کند. هنگامی که جامعه اسلامی تشکیل شده و سرپرستی آن با ولایت حق است، حالا باید به تقوا سفارش کرد.

بعد از قرآن کریم، نهج البلاغه کتابی است که  یک مجموعه از معارف دینی مانند مفهوم تقوا، توصیه تقوا، توصیف متقین را به صورت معنادار بیان کرده است.

امروز نوبت تقواست، روایتی که فرمود طلب علم واجب است بر هر مسلم  و مسلمه ای، در آنجا می گوید که این علم علم تقواست یعنی تقوا و ابعادش را بشناسی و بدانی، آن وقت تقوا بسیار اهمیت پیدا می کند، تقوا یک اهمیت راهبردی پیدا می کند که ایمان این اهمیت را ندارد چون وقتی جامعه ایمانی تشکیل شد کفر جا ندارد، اهمیت راهبردی که می گویم یعنی اینکه حساسیت این الآن بالاست؛ الآن باید به این پرداخت، نه اینکه ایمان را ترک كنيم يا حذف کنیم.

معلوم است که به دلائل متعدد، تقوا، ایمان را هم داخل خودش دارد ولی مراقبت از ایمان جامعه بخواهیم بکنیم که ایمان تحریف نشود، ایمان فریفته نشود و کارش به نفاق کشیده نشود باز با تقواست. نوبت تقواست.

یک زمانی بود زمان شهید مطهری زمانه زمانه ایمان بود. کتاب های شهید مطهری از ایمان دفاع می کرد؛ دفاع عقلانی و فکری.

اگر چه گاهی به تقوا و مسائل معنوی و اخلاقی هم می پرداختند ولی محور کارشان محور ایمان بود چون در دانشگاه ها ایمان در حال هجمه بود؛ اساسا دین را خرافه می دانستند... لذا ایشان وجهه همت اش این بود؛ آن زمان ما مسلمان می دیدیم خوشحال می شدیم آغوش جامعه باز شده بود برای اینکه هرکس که (ادعا)می گوید خدا را قبول دارد و با بسم الله الرحمن الرحیم سخن آغاز کند ، او را بپذیرند؛ لذا آن همه مردمی که آمدند و بعدها ریزش کردند معلوم شد که ایمان در قلبشان وارد نشده بود.

در دوران دفاع مقدس هم همین ایمان مورد امتحان قرار گرفت؛ شهادت طلبی از سر همین ایمان آغاز شد، اوج گرفت و تجلی پیدا کرد. نیازی نبود کسی سیر و سلوک متقیانه خاصی داشته باشد تا به شهادت برسد؛ همین که ایمان داشت با یکی دو عهدالهی، با یکی دو معرفت به جهان جاودانی به شهادت می رسید، آماده می شد برای فداکاری! حتی در دوران دفاع مقدس هم آنچنان نوبت تقوا نبود.

مگر اینکه در دوران دفاع مقدس بلیه ای پیش  می آمد مثل زمان علی (ع) که مردم آنجا از جنگ فرار می کردند.

آنجا باز امیرالمومنین باید مدعیان را به تقوا سفارش می کرد تا به جهاد برگردند. اتفاقی که در نهج البلاغه شریف بسیار افتاده است.

اما ما بعد از دوران دفاع مقدس، و در دهه دوم انقلاب اصلی ترین چیزی که باید به آن می پرداختیم و نپرداختیم تقوا بود؛ آموزشگاه های ما  خالی از آموزش های ظریف و دقیق تقواست؛ در انواع و اقسام مراحل.

گاهی از اوقات سرگرم شبهات خودی شدیم که دست و پاگیر بودند و ما را از کار اصلی مان بازداشتند مثل فمنیسیم، که مگر چقدر مسئله انسان است؟ سرو صداش زیاد است؛ طبع مرد و زن کجا به فمنیسم گرایش پیدا کرده؛ برای این بیماری نادر دارویی درست کنیم و در زمان لازم مراجعت کنند.
 
بعد از تشکیل جامعه ایمانی و ایستادن با ایمان در مقابل کفر و پیروز شدن، نوبت تقواست، این تقواست که جلوگیری می کند از نفاق پنهانی که هیچ کس نمی تواند به کسی به سادگی اتهام نفاق بزند.

پیامبر دین ما هم به این سادگی منافقین نشان دارشان را بارز نکردند...ولی اگر بخواهید نفاق را از بین ببرید که پدر ایمان را در می آورد، آبرو و حیثیت برای ایمان نمی گذارد، اجازه نمیدهد ایمان الگو  شود  و زیبایی مومن نمایان...

با تقوا زیبایی ایمان دیده می شود.

با تقوا ایمان محبوب می شود.

با تقواست که جلوی  معنویت ها و عرفان های دروغین گرفته می شود و بازار سیاه پیدا نمی کند.

الآن چرا در جهان تا این حد تمایل به معنویت بالا رفته و بازارسیاه پیدا کرده!

علاقه به ایمان افزایش پیدا کرده، از مادیت روی گردان شدند، منتها مایی که در این راه ثابت بودیم باید ثابت قدم می بودیم در مسیر ایمان ومعنویتی که موجود بوده، نه به عنوان دستاورد خودمان بلکه دستاورد دیگران( کی گویند امام رحمت الله فقط اسلام و مسجد رو زنده نکرد، مسیحیت و کلیسا رو هم زنده کرد، این رو سران مسیحیت گفتند نه ما)

آنهایی که تشنه ایمان بودند و می خواستند به الگوی خودشان نگاه بکنند الآن گرفتار انواع معنویت ها شدند اینها کجا باید نجات پیدا می کردند؟ باید ایمان را در تقوا متجلی شده، در تقوا نتیجه داده شده مشاهده می کردند تا راه گم نمی کردند... ببینید تقوا چه کار می کند؛ ما به تقوا کمتر از آنچه که باید، پرداخته ایم. حالا تازه میبینیم که الان که جهان مقهور معنویت شده و آن هم متوجه معنویت ناب اسلامی شده زمزمه هایی به نام «اخلاق» دوباره باب جدیدی از انقلاب و محدود کردن این ایمان و حداقلی از نتایج خودش گوشه و کنار شنیده می شود...

انشاءالله در شب های بعد فرق قانون و تقوا و اخلاق و تقوا را مورد مدقه قرار خواهیم داد حتی فرق فرهنگ و تقوا و شما الآن کم و بیش زمزمه هایی می توانید بشنوید در زمینه فرهنگ.

آقا هر چه کلمه مثبت است بردارید بیارید که به جان این دین ناب نازنین بیفتید ببینید می توانید چیزی ازش بکنید یا نه!
 
اگر تقوای فردی ما گاهی ضعیف می شود به اصرار و به تاکید لااقل مواظب تقوای جامعه باشیم، خداوند وقتی می فرماید «ان تتقوالله یجعل له فرقانا» من شما را از همه گرفتاری ها خارج می کنم یا می فرماید «یرزقه من حیث لا یحتسب» برای شما روزی می رسانم. مگر ما برای زندگی مادی مان چه چیزی نیاز داریم؟ جز برکاتی که از آسمان و زمین بر ما ببارد؟ جز شکوفایی استعداد های زمین و زمان برای ما که آرام تر و راحت تر و پویاتر زندگی کنیم؟

تقوا اهمیتش برای جامعه دینی بالاست. خواهش می کنم به غربت تقوا در جامعه خودمان نگاه کنید، مشکلاتی که داریم بر سر تقواست. تقوا را باید در جامعه نهادینه کرد. این تقوا اگر لباس یک جامعه باشد، آن چنان که لباس یک فرد باید باشد شاخصه هاییش چه خواهد بود؟

258 مرتبه از تقوا به تعابیر مختلف در قرآن سخن گفته شده است. حدود 50 بار امر صریح به تقوا شده است. در کنار هر دستوری معمولا قبل یا بعد از آن اتقوا آمده استو بعد دستور صادر شده است که نشان می دهد همه این ها زیر مجموعه تقواست.

حرف صحیح و خوب زیاد است اما ما باید ببینیم چه علمی برای امروز ما نافع است؟ چه علمی است که اگر الان مورد مطالعه ما قرار نگیرد، جامعه نابود می شود؟

تقوا وقتی از غربت در بیاید و بر صدر بنشیند دیگر فاجعه ای مثل کربلای ابا عبدالله پیش نمی آید.

آیات کلیدی در مورد تقوا در قرآن وجود دارند از جمله در در مورد آغاز زندگی بشر که نبرد هابیل و قابیل را مطرح می کند در آخر آیه می فرماید انما یتقبل الله من المتقین، باید توجه داشت کار خوب با کار با تقوا فرق دارد. خدارند می فرماید من از بین خوبی ها فقط از متقین قبول می کنم.
پربازدیدترین آخرین اخبار