کد خبر:۱۵۸۹۱۱
دلایل قیام امام حسين(ع) از ديدگاه قرآن
قرآن میفرماید: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سميعاً عليماً»؛ خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بدیهای (ديگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد و خداوند، شنوا و داناست.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»؛ شکي نيست، پذيرفت نشدن خلافت يزيد از سوي امام حسين(ع) به اين سبب بود که معاويه، حق تعيين جانشين را نداشت و يزيد فاقد مشروعيت سياسي و اجتماعي بود، بنابراين حق نداشت از امام بيعت بگيرد و اين همان ظلم بزرگ و اجحافي بود که در حق امام اعمال میشد.
روشن است که امام اين حق را داشت که از حقوق خود دفاع کند و فرياد خود را به اذهان مردم برساند و براي اطلاعرساني و آگاهسازي مردم چارهاي جز قيام و مخالفت علني و ظاهري با دستگاه وقت نداشت. قرآن میفرماید: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سميعاً عليماً»؛ خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بدیهای (ديگران) را اظهارکند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد و خداوند، شنوا و داناست.
بر اساس اين آيه، امام حق داشت که بدیهای يزيد و اعوان وي را برملا سازد و ستمهاي آنها را به گوش مردم برساند. خداوند میفرماید: «اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير»؛ به کساني که جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است؛ چراکه مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر ياري آنها تواناست.
پس از رحلت رسول خدا (ص)، افرادي که ريشه در سنن و رسوم جاهلي داشتند، بسيار تلاش میکردند که سنن گذشته خود را احيا کنند. گفتني است که با تأمل در حوادث به خوبي روشن میگردد که اين فرايند، روز به روز به هدف خود نزديکتر میشد، تا جايي که توانست موروثي کردن تعيين خليفه را نهادينه کند و در تقسيم بيتالمال تبعيض روي دهد و حتي تبعيض قومي و نژادي را مشروعيت بخشد.
در چنين موقعيتي است که هشدار و پيشگويي قرآن کريم در ترسيم وضعيت آينده جامعه يعني سال يازدهم هجري و سالهاي بعد از آن، مصداق پيدا میکند. قرآن کريم در اين ارتباط میفرماید: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل أفائن مات او قتل انقلبتم علي اعقابکم و من ينقلب علي عقبيه فلن يضرّ الله شيئا و سيجزي الله الشاکرين»؛ محمد (ص) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگري نيز بودند. آيا اگر او بميرد و يا کشته شود، شما به عقب بر میگردید؟! (و اسلام را رها کرده به دوران جاهليت و کفر بازگشت خواهيد نمود؟!) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خداضرري نمیزند و خداوند به زودي شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد.
علت اين امر، اين است که امام حسين (ع) در ترسيم وضعيت زمان خود میفرماید: «ان السنة قد اميتت وان البدعة قد احييت»؛ سنت و روش پيامبر مرده است و بدعتهای جاهلي ديگرباره احيا شدهاند. در همچو وضعيتي، روشن است که وظيفه امام طبق فرمايش قرآن کريم جز استقامت و مقاومت در برابر بدعتها چيز ديگر نمیتواند باشد. اين در حالي است که قرآن کريم میفرماید: «فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً»؛ خداوند مجاهدان را بر نشستگان پاداش عظيمي برتري بخشيده است.
بيگمان طبق حديث پيامبر (ص) خلافت بر آل ابوسفيان و طلقا حرام بود، اما از آنان افرادي چون معاويه، يزيد، مروان و ابن زياد به حاکميت رسيدند و با اين کار خلاف فرمايش پيامبر (ص) عمل کردند و بدين صورت نشان دادند که مصاديق بارزي از طاغوت هستند، زيرا اگر از آنان نبودند پيامبر از رسيدن آنها به حکومت ممانعت نميكرد.
قرآن کريم درباره افراد طاغوت میفرماید: «لقد بعثنا في کل امة رسولاً ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت»؛ ما در هر امتي رسولي برانگيختيم که خداي يکتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب کنيد. به همين منظور امام حسين (ع) در نامهاي به معاويه مینویسد: «و ما اعلم فتنه اعظم من ولايتک هذه الامة» ؛ من فتنهاي سهمگینتر از حکومت تو بر اين امت سراغ ندارم.
آن حضرت درباره يزيد که به گفته مورخان در قرآنستيزي و محور آثار اسلام و احکام دين کاملاً بيپروا بود، میفرماید: «بايد با اسلام خداحافظي کرد که امت اسلامي به فرمانروايي چون يزيد گرفتار آمده است.» حال چگونه ممکن است که امام (ع) با اين شرايط پيش آمده، کنار بيايد و در برابر اين وضعيت چيزي نگويد و اقدامي انجام ندهد؟ از اين رو، امام بر اساس آيه فوق وظيفه خود ديد که لب به اعتراض از طاغوت وقت بگشايد و تنها پذيراي حاکميت الهي گردد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰