تنگه هرمز؛ گلوگاه پنهانی که میتواند هوش مصنوعی و صنعت تراشه جهان را از کار بیندازد

به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، در حالی که نگاه عمومی هنوز تنگه هرمز را صرفاً یک گذرگاه نفتی میداند، دادهها و تحلیلهای منتشرشده در منابع بینالمللی از جمله World Economic Forum، Reuters و Tom’s Hardware نشان میدهد این مسیر دریایی اکنون به یکی از گلوگاههای پنهان اما تعیینکننده در اقتصاد فناوری جهان تبدیل شده است؛ گلوگاهی که هم بر آینده هوش مصنوعی اثر میگذارد و هم بر صنعت نیمههادی و زنجیره تأمین جهانی تراشه.
بر اساس گزارش World Economic Forum، هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند بهعنوان یک «آزمون استرس برای اقتصاد فیزیکی هوش مصنوعی» عمل کند. دلیل این حساسیت آن است که مراکز داده و زیرساختهای پردازشی هوش مصنوعی به شدت به انرژی پایدار وابستهاند و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از همین مسیر عبور میکند. طبق برآوردهای بینالمللی، حدود یکپنجم تجارت جهانی LNG از منطقه خلیج فارس و از طریق این تنگه انجام میشود؛ موضوعی که آن را به یکی از نقاط کلیدی در تأمین انرژی مراکز داده تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در مسیر تنگه هرمز میتواند به افزایش قیمت انرژی، بالا رفتن هزینه برق مراکز داده و در نهایت افزایش هزینه آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی منجر شود. این مسئله بهطور مستقیم بر شرکتهای بزرگ فناوری و زیرساختی مانند Microsoft، Amazon و NVIDIA اثر میگذارد و میتواند سرعت توسعه مدلهای هوش مصنوعی را در سطح جهانی کاهش دهد. از سوی دیگر، تمرکز شدید صنعت هوش مصنوعی در چند شرکت محدود، باعث شده این اکوسیستم در برابر شوکهای انرژی و ژئوپلیتیکی آسیبپذیرتر شود.
اما بحران تنها به حوزه انرژی محدود نمیشود. گزارشهای تخصصی منتشرشده از جمله در Tom’s Hardware نشان میدهد یکی از مهمترین ابعاد کمتر دیدهشده تنگه هرمز، نقش آن در تأمین مواد حیاتی صنعت نیمههادیها بهویژه گاز هلیوم است. هلیوم در فرآیند تولید تراشههای پیشرفته برای خنکسازی تجهیزات، ایجاد محیط خنثی و تست کیفیت ویفرها استفاده میشود و نبود آن میتواند خطوط تولید را بهطور جدی مختل کند.
بر اساس دادههای صنعتی، بخش قابل توجهی از تولید جهانی هلیوم در کشور قطر متمرکز است و صادرات آن از مسیر تنگه هرمز انجام میشود. همین موضوع باعث شده هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً عرضه جهانی هلیوم را تهدید کند. Reuters نیز در گزارشهای خود به کمبود هلیوم در بازار جهانی و اثر آن بر زنجیره تأمین فناوری اشاره کرده و تأکید دارد این بحران در حال اثرگذاری بر تولید نیمههادیها است.

هلیوم؛ پاشنه آشیل صنعت تراشه
برخلاف تصور رایج، چالش اصلی در بحرانهای خلیج فارس صرفاً انرژی نیست، بلکه دسترسی به مواد خاصی است که جایگزینپذیری بسیار محدودی دارند. هلیوم بهعنوان گازی بیاثر، نقش حیاتی در خنکسازی، تشخیص نشتی و مراحل مختلف تولید تراشه ایفا میکند. حال آنکه عمده هلیوم تولید شده در میادین گازی قطر استخراج شده و از تنگه هرمز عبور میکند!
در صورت تشدید چنین وضعیتی، صنعت تراشه با پیامدهایی مانند کاهش ظرفیت تولید، افزایش قیمت حافظههای DRAM و NAND، و اختلال در زنجیره تأمین جهانی مواجه خواهد شد. شرکتهایی مانند Samsung Electronics و SK hynix که سهم عمدهای در تولید حافظه دارند، بیشترین آسیبپذیری را در این شرایط خواهند داشت. این بحران همچنین میتواند به تأخیر در تولید محصولات الکترونیکی مصرفی و کاهش عرضه سرورها و تجهیزات پردازشی منجر شود.
با توجه به این که حدود ۳۰ درصد تولید جهانی گاز هلیوم در قطر متمرکز است، هرگونه اختلال در تنگه هرمز عملاً بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی این گاز را از مدار خارج میکند. به عقیده کارشناسان، این نقطه ضعف کلیدی میتواند بهسرعت زمانبندی تولید، هزینهها و حتی عرضه نهایی محصولات فناوری را تحت تأثیر قرار دهد.
نکته مهمتر آن است که اثر این بحران تنها محدود به صنعت تراشه نیست، بلکه بهصورت زنجیرهای کل اکوسیستم فناوری را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت انرژی و کمبود مواد اولیه، همزمان فشار مضاعفی بر توسعه هوش مصنوعی و زیرساختهای ابری وارد میکند و میتواند روند رشد اقتصاد دیجیتال جهانی را کند سازد.
در کنار بحران هلیوم، افزایش قیمت سوخت نیز یک فشار ساختاری مضاعف بر صنعت فناوری وارد میکند. افزایش بهای انرژی مستقیماً هزینه حملونقل دریایی و هوایی را بالا میبرد و زنجیره تأمین جهانی قطعات الکترونیکی را با افزایش هزینه لجستیک مواجه میسازد. علاوه بر این، مراکز داده و زیرساختهای پردازشی که مصرف انرژی بالایی دارند، بهشدت نسبت به نوسانات قیمت برق و سوخت حساس هستند. در نتیجه، رشد هزینههای عملیاتی میتواند قیمت خدمات ابری، پردازش هوش مصنوعی و حتی محصولات نهایی دیجیتال را افزایش دهد.
در جمعبندی گزارشهای بینالمللی میتوان گفت تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسیر انرژی نیست، بلکه به یک گره ژئو-فناوری جهانی تبدیل شده است؛ گرهای که همزمان بر سه ستون اصلی اقتصاد دیجیتال اثر میگذارد: انرژی مراکز داده، تولید تراشههای پیشرفته و تأمین مواد حیاتی مانند هلیوم. در چنین شرایطی، ثبات این گذرگاه میتواند یکی از عوامل تعیینکننده در آینده رقابت فناوری جهان باشد؛ رقابتی که امروز بیش از هر زمان دیگری به جغرافیای انرژی و مواد خام وابسته شده است.