پناهيان: حضور تقوا در فرهنگ و سياست تحول‌آفرين است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۹۶۰۶
روز چهارم محرم - دانشگاه امام‌صادق(ع)؛

پناهيان: حضور تقوا در فرهنگ و سياست تحول‌آفرين است

حجت الاسلام پناهيان گفت: در فضايي عمومي جامعه هم اگر تقوا در دو عنصر كليدي، فرهنگ و سياست حضور پيدا كند، هيچ سياستمداري جرات نمي‌كند فكر اين را بكند كه از رفتار متقيانه سرباز بزند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام پناهيان شب گذشته ضمن سخنراني در مسجد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: جايگاه تقوا و عظمت آن براي جامعه و جوانان ما حساسيت فوق العاده‌اي دارد و بايد بسياري از نظامات اجتماعي، آموزشي، تربيتي و حقوقي و حتي نظام اقتصادي بر اساس اين مفهوم شكل بگيرد.


بزرگان ما تاكيد بر نظام سازي دارند و وقتي گفته مي شود كه امام را همراهي كنيد، نظام‌هايي در جامعه وجود دارند و اين نظام‌ها حيات زندگي ما را شكل مي دهند.


مفاهيم كليدي اين انديشه در نظام سازي استوار است، تقوا يك نقطه كاملاً عملياتي است و بايد خود را در نظام‌هاي ما نشان دهد.


ساده ترين نوع طراحي نظام بندي شده نظام تربيتي ما است كه كمتر با نظام فعلي تعليم و تربيت هماهنگ است كه در آن پيش بيني‌هايي كه براي آينده شده بسيار بي‌رونق مي باشد و بايد به آن توجه جدي كرد.


ما دردهاي اساسي داريم از اينكه تقوا آنچنانكه كه در قرآن محور حيات است در نظام اجتماعي ما محور حيات نباشد، اصلاً اشكالي ندارد كه ما در بيان اهميت تقوا بر اين اهميت تاكيد كنيم هر چه بيشتر تكرار كنيم تا معنايي آن روشن‌تر شود.


كم نيستند ائمه معصوميني كه در باب تقوا سخن گفتند و ابعاد مفهوم تقوا را براي ما بيان مي كنند.


در زندگي فردي ما هم تقوا واقعاً حيات بخش است و همانطور كه جامعه ما امروز بعد از سي سال تبديل وضعيت كرده است ما به مفهوم تقوا به صورت بسيار حياتي نياز داريم تا اوج تحول بعدي در جامعه اتفاق بيفتد و مديريت شود و پيش برود تا به آينده‌اي كه هرگز پيش بيني نمي كردند برسد و به آينده‌اي برسد كه هرگز تصور نشد بتواند به گذشته برگردد.


ايمان به خدا، زندگي فرد را تغيير مي دهد و اگر كسي وارد تقوا شود و تقوا در وجودش حضور ثابت پيدا كند تحولي پيدا خواهد كرد، بزرگتر از تحملي كه زماني كه ايمان آورد در او ايجاد شد؛ چرا كه تقوا ايمان را به ثمر مي رساند، تك تك ما گرفتاري‌هاي متعدد دنيوي داريم، گرفتاري‌هاي روحي و فكري داريم، خداوند در قرآن قول داده است كه گرفتاري‌هاي دنيا را با تقوا حل مي كند.


با تقوا انسان زندگي ديگري را پيدا خواهد كرد، زندگي كه وابسته به حقوق و درآمد ماهيانه و وابسته به متن قرارداد استخدامي نيست.


از نظر معرفتي و بصيرتي خداوند وعده داده كه اگر تقوا داشته باشيد من بصيرت متفاوتي را به شما مي دهم تا دينت كاملاً متفاوت شود.


اگر تقوا داشته باشيم من بينش تشخيص خوبي‌ها از بدي‌ها را به شما مي دهم، قدرت تميز و بصيرتي كه خداوند با تقوا به فرد عطاء مي كند و يقيناً با دوران قبل از تقوا متفاوت است و از نظر روحي نورانيت عجيني حاصل مي شود و لذت معنوي مي‌برد كه نگو و نپرس.


حضور تقوا در زندگي اين فرد تحول آفرين است، حضور تقوا در نظام‌هاي اجتماعي ما واقعاً تحول آفرين است، بعضي‌ها علاقه دارند درد و دل كنند كه تقوا با نظام اقتصادي غيرممكن است در ميدان اقتصادي هم معيشت مردم طراحي مي شود، جهت دهي مي شود، كه چگونه در جامعه عمل كنيم.


 ساختارهاي باثباتي كه در جامعه ايجاد مي شود و تحولي كه در افراد ايجاد مي شود.

 در فضايي عمومي جامعه هم اگر تقوا در دو عنصر كليدي، فرهنگ و سياست حضور پيدا كند و اگر اين دو عنصر را با هم بيامزيم يعني فرهنگ سياسي ايجاد كنيم به بينيد چه خواهد شد.


 هيچ سياستمداري چه در خدمت قدرت و چه در خارج از قدرت جرات نمي كند فكر اين را بكند كه از رفتار متقيانه سرباز زند و رفتاري از او ديده شود كه خارج از تقوا باشد.


اما تقوا در كنار اعمال زيادي توصيه شده، ولي در كنار همه اعمال امر تقوا در كنار درست سخن گفتن به ويژه درست سخن گفتن سياستمداران و آنها كه سخنانشان مربوط به زندگي مردم مي باشد جداگانه توصيه شده است، «اتقوا الله و قولو قولاً سديدا»


رسول خدا در هر خطبه نماز جمعه اين را تكرار كردند، اگر قول سديد در رسانه‌ها و اصحاب رسانه فرهنگ و باب شود چقدر اختلاف‌هاي بي دليل كه با واسطه و بي واسطه دشمنان پشت آنها هستند از بين خواهد رفت، چگونه كنترل خواهند شد كساني كه از سر مقام طلبي دروغي دنيا از سر ميل خود حرف مي زنند.


جامعه‌اي را تصور كنيد كه تقوا در فرهنگ آن نهادينه شده باشد، در فرهنگ سياسي، سياست و عمليات سياسي آن نهادينه شده باشد، چه تحولي ايجاد مي شود، يك بار ديگر به جلسه‌اي شب اول نگاه كرديم، آرزو داريم بتوانيم ابعاد ديگر تقوا را بررسي كنيم بعيد است در اين دهه بتوانيم تمام ابعاد تقوا را بررسي كنيم به خصوص در نقطه‌اي كه الان متوقف شده‌ايم و آن تعريف خود تقوا است.


متاسفانه علي رغم صحبت درباره آن تقوا از قدرت زيادي در جامعه برخوردار نيست، بايد با مفهوم تقوا خيلي دقيق وعميق ارتباط برقرار كنيم و ابعاد و آثار و نتايج آن در زندگي به پردازيم.


اين همه در حالي است كه در مقابل تقوا مفاهيم مثل اخلاق و انواع و اقسام خوب بودن مطرح مي شود كه بازار خوبي هم پيدا كرده است و اصلاً بازار رسم آنهاست و فرصت نمي دهند به تقوا كه خودش را نشان دهد آن وقت اينها كه به جاي تقوا اخلاق را ترويج مي دهند يا هر نوع خوب بودن ديگري را خواسته و ناخواسته مروجان كفر مي شوند.


بايد اين خطر را درك كرد اخلاق هم چيزي از جنس تقواست، ولي خيلي‌ها از اخلاق به مثابه تيري براي نشاندن در قلب تقوا استفاده مي كنند، در حالي كه بايد مستقيماً به ضرورت تقوا بپردازيم كه بدل باطلي براي آن در جامعه رواج بيشتري دارد.


نكته جالب توجه اينكه گاهي اوقات نه تنها تقوا را كنار اخلاق مي گذاريم و اخلاقيات را در آن خدا نيست، توجه مي كنيم بلكه تقوا را تعبير به اخلاق مي كنند.


يعني اينكه مي گويند تقوا چيزي نمي خواهد بگوييد جزو همان اخلاق كه ما مي گوييم كم و بيش ادله درست و غلطي هم مي آورند، ولي فضا، فضاي به هم ريخته‌اي است و خيلي سخت هم هست كه موشكافي در اين زمينه.


يك دفعه شما بياييد مقابل پيام‌هاي اخلاقي كه افسانه‌ها و توصيه‌ها مي گويند بايستيد اينها كجايش بد است زماني كه با ماركسيسم‌ها مبارزه مي كرديم مي گفتيم دين افيون توده‌ها نيست من دانش آموز دوران راهنمايي بودم در همان سر چهار راه‌ها بحث‌ها تمام مي شد


كمي بعد مواجه شديم كه مي گويند اين گريه كردن‌ها باعث مي شود آدم‌ها تخليه شوند و ديگر مبارزه نكنند اين حرف‌ها قصه‌اش حل مي شود، سي سال پيش شبهات زيادي بود كه حل شد و دوره‌اش گذشت، اما آنچه كه الان بايد به آن بپردازيم به دقت و بصيرت بيشتري نياز دارد.


خدا را شكر كه به اينجا رسيديم كه چون يك جامعه مراحل كمال را طي كند به مراحل دقيق‌تري مي رسد.


مثلاً بر سر ايمان به خدا بحث‌هاي زيادي وجود داشت، اما الان اينگونه نيست بايد توجه كرد كسي كه الان از توصيه به اخلاق حرف مي زند كجا را نشانه گرفته مي گويد آن ولايتي كه سبب قبولي اعمال است همين دوست داشتن مردم است تقوا به اخلاق مربوط است، اما وقتي تقوا را نداشتند مي گفتيم عيسي به دين خود موسي به دين خود.


اين اسلام ناب اگر همه حقيقت خود را نشان دهد در عالم احدي را باقي نخواهد گذاشت، دل همه را خواهد برد يك جامعه كوچك مي خواهد كه بيايد نمونه و اسوه باشد و به همه راه را نشان دهد.


در واقع ما تنها سر و صدايش را به راه انداخته‌ايم كه اگر تقوا را اجرا نكنيد چه مي شود اين مقدمه جنبه بعدي از جلسه قبل بود، اما رسيديم به معناي تقوا، شايد بهترين كلمه فارسي كه بتوانيم به جاي تقوا بگذاريم كلمه مراقبت باشد؛ اين مراقبت چه ابعادي پيدا مي كند و چه حس و حالي در فرد ايجاد مي كند.


در مراقبت استفاده‌هاي مختلفي سلبي و ايجابي مي بينيم؛ مثلاً مي گوييم مراقب بچه باش! يعني بچه را بغل بگيرد و نگذار خودش را زخمي كند، يك وقت هم مي گوييم مراقب آتش باش! يعني مراقبت از چيزي كه بدت مي آيد.


 اينجا مراقبت معناي سلبي دارد، يعني نه اينكه آتش را بغل بگير بلكه مراقب باش آتش تو را بغل نگيرد با مراقب ماشينت باش كه دزد نبرد! يعني مراقب ماشين باش كه زيرت نگيرد.


 مراقبت هم براي دوست و هم براي دشمن به كار مي گيرد، براي تقوا هم چنين اتفاقي مي افتد. مراقب خودت و دارايي‌هاييت باش، مراقب خدايت باش، مراقب جهنم باش، مراقب فتنه باش، «اتقوا فتنه»


تقوا استعمالاتي دارد كه بعد از تقوا گاهي كلمه دوست داشتني و يا كلمه بد داشتني مي آيد.


يك معناي تقوا اين است كه خودت را حفظ كن بايد خودت را آدم حساب كني؛ يعني براي خودت قيمتي بگذاري تا بعد انگيزه حفظ خود را پيدا كني.

 

تقوا يعني مراقبت، يعني خدا را مراقب باش، خودت را به خاطر خدا مراقب باش، خودت را براي خدا حفظ كن، خداي خودت را حفظ كن، براي خدا باش، به فكر خدا باش، يك كلمه‌اي معناي تقوا يعني مراقب خدا باش، ولي براي اينكه نفس چموش خودمان را نرم كنيم و قلب‌مان را نسبت به مفهوم تقوا نرم كنيم بايد مقداري عميق‌تر به اين مفهوم به پردازيم.


 يك بار ديگر مرور مي كنيم چرا بايد مراقب خودمان باشيم. درباره اينكه چرا بايد مراقب رابطه خودمان با خدا باشيم، حرف‌هايي را مي شنويم، تقوا يعني مراقبت كردن كه چند نكته در مورد آن مي گويند؛ اول اينكه چرا ما بايد رابطه خود و خدا را حفظ كنيم، براي اينكه تقوا دلنشين شود بايد از اعماق دلمان تقاضاي ارتباط با خدا بيشتر شود.


حضرت علي(ع) تقوا را بهترين توصيه به بندگان مي داند و نزديكترين راهي است كه ما را به رضوان الهي نزديك مي كند و بهترين چيزي است كه عاقبت امور را تعيين مي كند، اهل بهشت در بهشت گريه مي كنند براي ديدن خدا.


اتصال به خدا را براي چه مي خواهند، براي اينكه خود او جواب همه پرسش‌هاي وجود ما است.


تقوا عارفانه ترين كلمه‌اي است كه در عالم معنا مي توانيم پيدا كنيم اگر كسي گفت برويم سمت عرفان، عمقش به عمق معناي كلمه تقوا است، آنقدر خيال انگيز است كه نگو.


ما الان در باره اعتقاد به خدا حرف نمي زنيم، داريم درباره ارتباط با خدا حرف مي زنيم، خدا با ما چه مي كند ما با خدا چه كار داريم تقوا يك بحث عملياتي است.


تقوا موسيقي دل و ترانه دل است با تقوايان دنيا را به خاطر پادشاه خودشان دور انداخته‌اند و به سلطان خود عشق مي ورزندو نگاهشان از صميم دل به خداست، تقوا يعني مراقب ارتباطت با خدا باش، كسي كه ارتباط با خدا داشته باشد چه مي شود؟ آيا چيزي از او باقي مي ماند.


 اين ارتباط راه نور و حب الله بر دل است، اين ارتباط راه ورود معرفت الله به دل است. اين ارتباط فاصله بين تو و خدا را در مي نوردد و تو مقرب خدا مي شوي، اين ارتباط نور خدا را بر قلب تو طلوع مي دهد و همه اينها بر ارتباط تو با خداي عالم هستي، متكي است و مدام مي گويي تقوا تقوا، ولي تقوا را به چهار كار اخلاقي ساده، تقليل مي دهيم كه اين نوعي جنايت نيست؟


حضرت علي(ع) در نامه 31 نهج البلاغه كه بسيار حساب شده است، خطاب به جوانان نامه نوشتند، جواناني كه پيامبر(ص) را نديده‌اند، متن نامه، متن خاصي است و آنجاست كه ايشان تقوا را معرفي مي كنند و آن را محكمترين رابطه بين تو و خدا مي دانند.


جوانان از 14 و 15 سالگي به دنبال برقراري يك ارتباط هستند، تو براي ارتباط با خدا ساخته شده‌اي، براي آن آماده باش.


ارتباط چطور در مقام عمل برقرار مي شود، اين ارتباط با پروردگار در حالي بايد برقرار شود كه از آن ارتباط كامل بتوانيم برقرار كنيم، خداوند از رگ گردن به ما نزديكتر است.


ما گاهي مي گوييم آيا خدا به ما نگاه مي كند؟ نمي دانيم خدا كاري جزء نگاه كردن به ما ندارد، وقتي مي خواهيم بخوابيم به خدايي نگاه كنيم كه پلك نمي زند، آخرين نگاهتان را به خدايي بياندازيد كه با چشم باز بالاي سرت ايستاده، چشمت را باز كردي بگو خدايا تو تمام اين مدت بيدار بودي و با خدا به سوي آبي بروي كه خود را طاهر كني و نماز بخواني.


همواره به خدا فكر كن تو نمي تواني هميشه با خدا مناجات كني پس فكر كن، عجب عاشقي است خدا، يك عاشق ساكت، هر جا من مي روم با من مي آيي، هر جا هستم پشت و پناه و روبرو و كنار من هستي، به خدا فكر كن مي تواني غرق خدا باشي و با مردم هم زندگي كني، غرق خدا باش.

 

 

پربازدیدترین آخرین اخبار