نجات دنیا به دست حسین‌بن‌علی (ع)؛ به شرط اینکه چهره او تحریف و مغشوش نشود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۹۷۲۲
امام حسین (ع) در کلام مقام معظم رهبری؛

نجات دنیا به دست حسین‌بن‌علی (ع)؛ به شرط اینکه چهره او تحریف و مغشوش نشود

مقام معظم رهبری در مورد امام حسین (ع) فرمودند: امروز حسین‌‌بن‌علی (ع) می‌تواند دنیا را نجات بدهد؛ به شرط آن که چهره او را تحریف و مغشوش نکنند.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، سید علی اکبر نجفیان؛ مقام معظم رهبری در سخناني درباره امام حسین (ع) فرمودند: شخصیت درخشان و بزرگوار امام حسین علیه‌السلام دو وجه دارد: یک وجه، همان وجه جهاد و شهادت و توفانى است که در تاریخ به راه انداخته و همچنان هم این توفان با همه‌ برکاتى که دارد، برپا خواهد بود؛ که شما با آن آشنا هستید. یک بعد دیگر، بعد معنوى و عرفانى است که بخصوص در دعاى عرفه به شکل عجیبى نمایان است.
 
ما مثل دعاى عرفه کمتر دعایى را داریم که سوز و گداز و نظم عجیب و توسل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانى دیدن خود در مقابل ذات مقدس ربوبى در آن باشد؛ دعاى خیلى عجیبى است. دعاى دیگرى مربوط به روز عرفه در صحیفه سجادیه هست که از فرزند این بزرگوار است.
 
من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه مى‌کردم؛ اول دعاى امام حسین را مى‌خواندم، بعد دعاى صحیفه‌ سجادیه را. مکرر به نظر من این طور رسیده است که دعاى حضرت سجاد، مثل شرح دعاى عرفه است. آن، متن است؛ این، شرح است. آن، اصل است؛ این، فرع است.
 
دعاى عرفه، دعاى عجیبى است. شما عین همین روحیه را در خطابى که حضرت در مجمع بزرگان زمان خود – بزرگان اسلام و بازماندگان تابعین و امثال اینها – در منا ایراد کردند، مشاهده مى‌کنید. ظاهراً هم متعلق به همان سال آخر یا سال دیگرى است – من الان درست در ذهنم نیست – که آن هم در تاریخ و در کتب حدیث ثبت است.
 
به قضیه عاشورا و کربلا برمى‌گردیم. مى‌بینیم این‌جا هم با این‌که میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه‌ اول تا لحظه‌ آخرى که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روى خاک هاى گرم کربلا گذاشت و عرض کرد: «الهى رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»، با ذکر و تضرع و یاد و توسل همراه است. از وقت خروج از مکه که فرمود: «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً على لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»، با دعا و توسل و وعده لقاى الهى و همان روحیه‌ دعاى عرفه شروع مى‌شود، تا گودال قتلگاه و «رضاً بقضائکِ» لحظه‌ آخر. یعنى خود ماجراى عاشورا هم یک ماجراى عرفانى است. جنگ است، کشتن و کشته شدن است، حماسه است – و حماسه‌هاى عاشورا، فصل فوق‌العاده درخشانى است – اما وقتى شما به بافت اصلى این حادثه‌ حماسى نگاه مى‌کنید، مى‌بینید که عرفان هست، معنویت هست، تضرع و روح دعاى عرفه هست. پس، آن وجه دیگر شخصیت امام حسین علیه‌السلام هم باید به عظمت این وجه جهاد و شهادت و با همان اوج و عروج، مورد توجه قرار گیرد … (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیرى از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت روز پاسدار ۱۳/۰۹/۱۳۷۶)
 
برجستگى وجود اباعبدالله علیه‌السلام داراى ابعاد است که هر کدام از این ابعاد هم بحث و توضیح و تبیین فراوانى به دنبال دارد؛ ولى اگر دو، سه صفت برجسته را در میان همه‌ این برجستگی ها اسم بیاوریم، یکى از آنها «اخلاص» است؛ یعنى رعایت کردن وظیفه‌ خدایى و دخالت ندادن منافع شخصى و گروهى و انگیزه‌هاى مادى در کار.
 
صفت برجسته‌ دیگر «اعتماد به خدا»ست. ظواهر حکم مى‌کرد که این شعله در صحراى کربلا خاموش خواهد شد. چطور این را «فرزدق» شاعر مى‌دید؛ اما امام حسین علیه‌السلام نمى‌دید؟! نصیحت کنندگانى که از کوفه مى‌آمدند، مى‌دیدند؛ اما حسین‌بن‌على علیه‌السلام که عین الله بود، نمى‌دید و نمى‌فهمید؟! ظواهر همین بود؛ ولى اعتماد به خدا حکم مى‌کرد که على‌رغم این ظواهر، یقین کند که حرف حق و سخن درست او غالب خواهد شد.
 
اصل قضیه هم این است که نیت و هدف انسان تحقق پیدا کند. اگر هدف تحقق پیدا کرد، براى انسان بااخلاص، شخص خود او که مهم نیست.
 
یکى از بزرگان اهل سلوک و معرفت را دیدم در نامه‌اى نوشته است که اگر فرض کنیم – به فرض محال – همه‌ کارهایى که نبى مکرم اسلام صلى‌الله‌علیه‌ و آله ‌و سلم انجام داد و هدف او بود که آنها را انجام دهد، انجام مى‌گرفت، منتها به نام یک کس دیگر، آیا در آن صورت پیامبر اسلام ناراضى بود؟ آیا مى‌گفت که چون به نام دیگرى است، نخواهم کرد؟ آیا این‌گونه بود؟ یا نه؛ هدف این است که آن کارها انجام گیرد؛ به نام چه کسى انجام گیرد، مهم نیست. پس، هدف مهم است.
 
«شخص» و «من» و «خود» براى انسان بااخلاص اهمیتى ندارد. اخلاص را دارد، اعتماد به خدا را هم دارد. مى‌داند که خداى متعال حتماً این هدف را غالب خواهد کرد؛ چون فرموده است: «و انّ جندنا لهم الغالبون» خیلى از این جنودى که غالبند، در میدان جهاد به خاک شهادت مى‌افتند و از بین مى‌روند؛ لیکن فرموده است: «و انّ جندنا لهم الغالبون»؛ در عین‌حال غلبه با آنهاست.
 
خصوصیت سوم، شناختن «موقع» است. امام حسین علیه‌السلام در فهم «موقع» اشتباه نکرد. در قبل از حادثه‌ کربلا، 10 ‌سال امامت و مسئولیت با او بود. آن حضرت در مدینه مشغول کارهاى دیگرى بود و کار کربلایى نمى‌کرد؛ اما به مجرد این‌که فرصت به او اجازه داد که آن کار مهم را انجام دهد، فرصت را شناخت و آن را چسبید؛ موقع را شناخت و آن را از دست نداد.
 
این سه خصوصیت، تعیین کننده است. در تمام ادوار نیز همین‌طور است؛ در انقلاب نیز همین‌گونه بود. امام ما هم که مى‌بینید این‌قدر خداى متعال او را به مقام رفیع رساند – و رفعناه مکانا علیّا- و على‌رغم همه‌ عوامل در سرتاسر دنیاى مادیت و استکبار که مى‌خواستند او را محو کنند، به فراموشى دهند و کوچک کنند، او را حفظ و بزرگ کرد و ماندگار و جاودان نمود، علت همین بود که این سه خصوصیت را داشت: اولاً با اخلاص بود و براى خود چیزى نمى‌خواست؛ ثانیاً به خداى خود اعتماد داشت و مى‌دانست که کار و هدف، تحقق پیدا خواهد کرد – به بندگان خدا هم اعتماد داشت – ثالثاً زمان و «موقع» را از دست نداد. در لحظه‌ لازم، اقدام لازم، صحبت لازم، اشاره‌ لازم و حرکت لازم را کرد. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار گروه کثیرى از پاسداران و بسیجیان به مناسبت میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار ۰۲/۰۹/۱۳۷۷)
 
صبر امام حسین علیه‌الصلاةو السلام، اسلام را در طول تاریخ تا امروز بیمه کرده است. واقعاً اگر امام حسین علیه‌الصلاة و السلام آن صبر تاریخى را در کربلا و قُبیل کربلا و مقدمات حادثه‌ عاشورا نمى‌کردند، بلاشک با گذشت یک قرن، حتى از نام اسلام هم اثرى نمى‌ماند، اما امام حسین علیه‌الصلاة و السلام به برکت صبر، دین را زنده کردند؛ این صبر آسانى نبود. صبر فقط این نیست که انسان را زیر شکنجه بیندازند یا فرزندان انسان را جلوي انسان شکنجه کنند یا بکشند و انسان ایستادگى کند – البته این مرحله‌ مهمى از صبر است – اما از این مهمتر این است که انسان را با وسوسه‌ها و اظهاراتى که على‌الظاهر ممکن است در نظر بعضى منطقى بیاید، از ادامه‌ این راه باز بدارند؛ همان کارى که با امام حسین علیه‌الصلاة و السلام مى‌کردند: آقا! شما کجا مى‌روید؟ خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ خانواده خود را در معرض خطر قرار مى‌دهید؛ دشمن را جرى مى‌کنید؛ دست آنها را به خون خود باز مى‌کنید. هر کس رسید، خواست امام حسین علیه‌الصلاة و السلام را در مقابل این محذور اخلاقى قرار دهد که شما با این اقدام خود، جان عده‌اى را به خطر مى‌اندازید و دشمن را مسلطتر مى‌کنید و اینها را وادار مى‌کنید تا به خون شما دست بیالایند.
 
این یک نقطه‌ خیلى مهم و تردیدآور است، این یک جنگ روشن و واضح نیست که آدم بگوید من مى‌روم تا کشته شوم؛ نه، این محاذیر دنبالش هست. ممکن بود براى امام حسین علیه‌الصلاة و السلام این معنا مطرح باشد یا مطرح کنند که آقا! شما اگر کشته شوید، شیعیان شما را در کوفه قتل عام مى‌کنند و پدر همه را در مى‌آورند؛ شما باید زنده بمانید و ملجأ باشید. شما پسر پیغمبرید؛ با حفظ حیات خود، جان عده‌اى را حفظ کنید. در مورد امام رضوان‌الله علیه عیناً همین معنا تکرار شد. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ۲۳/۱۲/۱۳۸۰)
 
پربازدیدترین آخرین اخبار