تبعات سوال از یک مسئول؛ تهدید به نزاع و حمله طایفه‌ای
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۳۳۰۹

تبعات سوال از یک مسئول؛ تهدید به نزاع و حمله طایفه‌ای

... وقتی از یک مسئول بهداشت سوال پرسیده می‌شود که چرا تحریک به نزاع دسته جمعی و کشیدن اسلحه در ملا عام و معابر عمومی می‌کنید و چرا از راه قانونی حق خود را نمی‌گیرید، به این چند نفر نیز فحاشی و توهین نموده و به آنها حمله ور می‌شود.
به گزارش گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»‌؛ شاید روزهای پایانی ماه مبارک رمضان (شهریور 90) را که لحضات شیرین افطار خانواده ای به تلخی گرایید و کودکانی که منتظر بودند تا مادرشان سر سفره ای که چیده بود بنشیند و در کمال ناباوری نبود مادر را مویه کردند، به خاطر بیاورید.
 
مرگ مادری به دلیل کمبود امکانات بهداشتی در شهر سوق، تیتر تعداد زیادی از رسانه های داخلی و خارجی شده بود که با واکنش های زیادی از طرف اداره بهداشت شهرستان کهگیلویه، ‌دانشگاه علوم پزشکی یاسوج و روابط عمومی وزارت بهداشت روبرو شد و خلاصه همه جوابیه ها تکذیب بود و توجیه و تحسین عملکرد زیر مجموعه.
 
داستان مرگ معلم جوان کهگیلویه ای که مسئولان بهداشتی به سادگی از کنار آن گذشتند به اختصار چنین است: شهر سوق (از توابع کهگیلویه و بویراحمد)؛ همراه با صداي ربنّا بوي عطر حضور خدا همه جا را پر کرده است. مادر براي دعوت ديگران به افطار بلند مي‌شود. هنوز پا به پاپوش زنانه جفت نشده که سوزش انگشت توانش را مي‌گيرد.
 
مي‌ايستد، بدن نقش بر زمين مي‌شود. عرق سردي بر پيشانيش نشسته است. اهل خانه به زعم ضعف از روزه، قندآب مي‌آورند. ضعف بيمار بيشتر مي‌شود. آری و مادری که با نیش حشره ای افطار گشود به تنها درمانگاه شهر سوق برده می شود تا مداوا صورت پذیرد اما ...
 
تنها پزشک این شهر مرکز بخش دستور اعزام بیمار به مرکز شهرستان و بیمارستانی در 12 کیلومتر شهر سوق می دهد و ناگزیر باید معلم جوان را سوار بر تنها آمبولانس شهر که اولین و آخرین آمبولانس این شهر با قدمتی بسیار بالا است، بکنند تا شاید به پزشکی توانمند برسد و مداوا صورت گیرد. در جاده 5 تنها آمبولانس مرکز از کار می افتد.
 
زمانی برای روشن کردنش طی می شود. وضعیت تنفسی بیمار بدتر و بدتر می شود. تلاش پرستار و کپسول اکسیژن نیز کمکی نمی کنند و این زمان است که تصمیم نهایی را می گیرد.
 
نا امید از آمبولانس،‌ بیمار را سوار بر خودرو پیکان کرده و به بیمارستان انتقال می دهند و باز هم اگر لحضاتی زودتر می رسید شاید .... بیمار به کما می رود و بعد از دقایقی کودکانی یتیم روزه آن روزشان را با حسرت حضور مادر افطار می کنند و ...
 
اما در آن سوی ماجرا دفاع مسئولان بهداشت شهرستان، از بخش، استان از شهرستان و وزارت از استان،‌ مثنوی هفتاد منی است که در رسانه ها و در هنگام وقوع حادثه قابل پی گیری است.
 
اما با گذشت حدود چهار ماه از این واقعه دلخراش دو شب گذشته مسئول بهداشت شهرستان کهگیلویه در سفری که همراه با چند نفر از فامیل خود به شهر سوق (محل حادثه) داشت اتفاقی دیگر رخ داد که زخم کهنه نشده خانواده مرحوم آمنه نصرتی را تازه کرد. پنج شنبه شب وقتی که همسر معلم جوان خود را به خودرو رئیس مرکز بهداشت شهرستان رساند و از او سوالی در مورد حادثه مرگ همسرش پرسید با واکنش تند و دور از انتظار این مسئول مواجه شد.
 
این مسئول کهگیلویه و بویراحمد که تاب شنیدن سوالی را نداشت از ماشین به پایین پریده و با همسر معلم جوان دست به یقه شد.
 
به گفته شاهدان محلی که با ایفای نقش میانجی گری جلو تعرض این مسئول به شهروند شهرشان را گرفته بودند، یکی از همراهان «ت» که احتمالا برادر وی بود به تهدید شهروند سوال کننده پرداخت و گفت: نیروهای محلی فامیل را برای دعوا و کتک کاری به شهر سوق می فرستیم.
 
پس از اینکه شهروند سوقی ناامید از پاسخ مسئولان راهی خانه شد برخی از شاهدان ماجرای فحاشی، هتک حرمت و اسلحه کشی برادر این مسئول به همسر آمنه نصرتی، از این مسئول سوال می پرسند که چرا تحریک به نزاع دسته جمعی و کشیدن اسلحه در ملا عام و معابر عمومی می کنید و چرا از راه قانونی حق خود را نمی گیرید، به این چند نفر نیز فحاشی و توهین نموده و به آنها حمله ور می شود.
 
همچنين شهریور ماه 90 مرگ آمنه نصرتی، معلم جوان کهگیلویه ای که بر اثر نیش حشره و به خاطر کمبود امکانات بهداشتی این شهرستان فوت کرد، مورد توجه رسانه ای متعددی قرار گرفت و با واکنش مسئولان استانی و کشوری مواجه گردید.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار