خاطرات «دا»؛ پادزهر برهنگی امروز بازیگران زن سینما
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۷۷۱۰

خاطرات «دا»؛ پادزهر برهنگی امروز بازیگران زن سینما

کتاب «دا» خاطراتی را مرور می‌کند که وقتی با وضعیت امروز مقایسه می‌کنیم، انگشت حسرت در دهان می‌گزیم و اين خاطرات مي تواند به عنوان پادزهري مقابل برهنگي و فساد بازيگران امروز سينما عمل كند.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»- مهدی پناهی؛ وقتی کتاب «دا» را که خاطرات سید زهرا حسینی از زمان اشغال خرمشهر توسط متجاوزین بعثی است، مي خوانيد چندین فصل بعد از ابتدای کتاب مربوط می شود به غسالخانه جنت آباد خرمشهر که در آن شهدا را غسل  کفن و دفن می کنند. تا پایان کتاب غسالخانه  و قبرستان جنت آباد یکی از محوری ترین مکان های این کتاب است.
 
فارغ از ابعاد عاطفی و رنگ و بوی رمان گونه این خاطرات که خواننده را میخکوب پای صفحاتش نگه می دارد، نکات برجسته دیگری نیز نمود دارد که در قیاس با وضع امروز جامعه جای بسی اندیشیدن دارد.
 
در این خاطرات، سید زهرا حسینی به عنوان یک زن وقتی وارد قسمت غسالخانه زنانه قبرستان جنت آباد می شود، جدای از فضای وحشت انگیز مملو از خون و خشونت جنگ و اجساد، یکی از دغدغه های ذهنی اش ریختن حجب و حیا بر اثر شستن و دیدن بدن برهنه شهدا و هم جنسانش است.
 
در تمام مدتی که راوی در حال کمک به مرده شورهاست، نشانه های شرم، حجب و حیا در وی نمایان است، حتی بعد از چند روز که ظاهرا به این کار (برهنه کردن شهدای زن و غسل دادنشان) عادت کرده است.
 
حجب و حیا تا آنجا در خاطرات و لابه لای کلمات راوی وجود دارد که حتی زمانی که دوستان همجنسش بر اثر بمباران و ترکش به شهادت می رسند، یکی از دغدغه ها و افکارش حفظ حیا و پوشش مناسب این شهداست.
 
به گونه ای که در لحظات کاملا عرفانی و عاطفی در فراغ دوستان همجنسش مدام در ذهنش تکرار می کند که شهیده به حجابش مقید بود، پس نباید بعد از شهادت جسدش هم ذره ای نماینده بی حجابی باشد. برای همین مادرگونه و با عاطفه تمام، سر و صورت دوستانش را مرتب می کند تا در خور شان شهیده باشد.
 
حتی در تمام جابه جایی اجساد این حرمت و حیا را حفظ می کند به گونه ای که تنها اجساد زنان و کودکان را جابه جا می کند و مقید است که تازمانی که خانم ها هستند کسی به اجساد زنان دست نزند.
 
این حجب و حیا مختص راوی خاطرات نیست، بلکه مردان این خاطرات نیز به همان اندازه حجب و حیا دارند به طوری که از جابه جایی اجساد زنان خودداری می کنند و تا حدالامکان سعی می کنند فقط اجساد مردان را جابه جا  و حتی وارسی کنند.
 
این قسم حجب و حیا و غیرت بی شمار در گوشه گوشه این خاطرات همراه خواننده است. نه تنها در خاطرات سید زهرا حسینی بلکه در همه خاطرات دفاع مقدس این حجب و حیا وجود دارد.
 
این حجب و حیا و غیرت ریشه در اعماق وجودی ایرانیان از دیرباز وجود داشته و دارد. اوج این غیرت و حمیت و ناموس پرستی را باید در هشت سال دفاع مقدس دید.
 
شیرزن هایی که نه از اسارت بعثی های بی رحم، نه از شهادت، از هیچ نترسیدند اما حجب و حیای خود را حفظ کردند.
 
اما چه شده است که در عصری که هنوز بسیاری نه بلکه همه این ریشه ها، در اعماق وجدان ایرانیان وجود دارد و بسیاری از این اسطوره ها زنده اند و در میان ما زندگی می کنند، حجب و حیای مردان و زنان ما به سراشیبی سقوط افتاده است؟
 
آیا هیچ کس برهنگی گلشیفته فراهانی را تصور می کرد؟ آیا کسی بود که امثال اصغر فرهادی ها را دست در دست بازیگران زن هالیوود که مظهر هرزگی و برهنگی اند، ببیند؟
 
چه شده است که طی این مدت، از بازی بی حجاب و همخوابگی با بازیگران مرد هالیوودی تا انتشار عکس های نیمه برهنه، هیچ یک از بازیگران و اهالی سینما که ادعای فرهیختگی و تافته  جدا بافته بودن دارند، واکنش در خورد توجهی نشان ندادند؟ چرا باید هنوز عده ای این نمونه ها را مظهر پیشرفت و افتخار سینمای ایران بدانند، بازیگرانی که روزی نقش مریم مقدس را دارد و روزی مادر شهید و روزی مظهر ایثار و گذشت و فداکاری در نقش مادر و روزی .....
 
چه می شود که از سید زهرا حسینی ها و هزاران بانوی شیرزن به جایی می رسیم که ناموس و زن ایرانی آلت دست بیگانگان می شود؟در سینمای ما چه می گذرد؟ در خانواده های اصیل ما چه می گذرد؟
 
نام بردن از اسطوره ها در کنار افرادی امثال گلشیفته ها که تنها شیفته زرق و برق هالیوود شدند، کم لطفی بلکه توهین به این اسطوره هاست.
 
فراموش نکنیم غیرت، حجب و حیا ریشه در اعماق وجدان های بیدار ایرانی دارد و هرگز با امثال اصغر فرهادی ها و گلشیفته ها خشکیده نمی شود، اما بترسیم از روزی که سینما، تلویزیون و بازیگران ما ریشه های بی عفتی و بی حیایی را در رگ های فرزندانمان بدوانند.
 
خواندن کتاب «دا» یادمان بندازند چه بودیم و داریم چه می شویم.
پربازدیدترین آخرین اخبار