کد خبر:۱۶۸۱۳۰
شهيدان را شهيدان ميشناسند؛
روايت فرماندهان جنگ از دانشجوي شهيد حسن باقري
تشكيل سازمان رزم، كادرسازي، تربيت فرماندهان تاثيرگذار و كارآمد و ... از جمله كارهايي است كه جواني 27 ساله به نام حسن باقري در زمان اندك 28 ماهه خود در جنگ انجام داد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شخصيت حسن باقري (غلامحسين افشردي) به عنوان يكي از بنيانگذاران مكتب دفاعي امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي، درخشش خيرهكنندهاي دارد. او در 28 ماه عمر پرحاصل خود، از اول مهر 1359 و ورود به خوزستان تا نهم بهمن 1361 روز شهادتش در فكه، علاوه بر طراحي و اجراي عمليات مهم، با شناخت دقيق از دشمن و تسلطي كه بر منطقه جغرافيايي جنگ و تغييرات حاصل از آن داشت، به تشكيل اطلاعات عمليات و آرشيو جنگ اهتمام ورزيد و سپس با تسلط بر جبهه خودي و دشمن و تغييرات لحظهبهلحظه آن، در تشكيل سازمان رزم، كادرسازي و تربيت فرماندهان تاثيرگذار و كارآمد نقش اساسي داشت.
در اين گزارش سعي شده است نظر برخي از فرماندهان شهيد جنگ در خصوص اين شهيد بزرگوار جمع آوري شود:
«قدرت تفكر و طراحي و ارائه شيوههاي نو در نبرد و همچنين قدرت تجزيه و تحليل قواي خودي و دشمن از مشخصههاي او برشمرده شده است. از جهت قدرت فكري، قدرتي داشت كه ميتوانست همه مسائل را تجزيه و تحليل و براي آنها برنامهريزي كند كه در توان كسي نبود. اين ذهن خلاق و روشن او بود كه خيلي از طرحهاي جديدي را كه به فكر ديگران نميرسيد، مطرح ميكرد.» (شهيد مهدي زينالدين- فرمانده لشكر 17 عليبنابيطالب (ع) در دوران دفاع مقدس)
«وقتي خرمشهر نزديك به سقوط بود و بنيصدر سلاح سنگين براي دفاع از شهر نميداد، داوطلب شد كه همراه من به ديدار او و فرماندهان ارتش بيايد و وضع جبهه را براي آنها روشن كند. با هم به ستاد فرماندهان ارتش رفتيم. او با پوشهاي در زير بغل، به دنبال من ميآمد. به دليل كوچكي چثهاش، كسي توجهاي به او نميكرد و چند جا هم با فكر اين كه او محافظ من است، جلويش را گرفتند و ميخواستند اجازه ورود ندهند كه من گفتم اين آقا هم بايد بيايد. وقتي پيش بنيصدر رفتيم، او رو به من كرد و گفت: خب آقاي محلاتي، مطلب خود را بفرماييد. توجهاي به حسن باقري نداشت.
گفتم: من حرفي ندارم، ايشان بايد صحبت كنند. همه مطالبي كه شما لازم داريد و همه گفتنيها پيش ايشان است. بنيصدر و ديگران با تعجب به او نگاه كردند و بنيصدر پوزخندي زد. اما حسن باقري با درايت و شجاعت، نقشهاش را باز كرد، خودكارش را در آورد و شروع كرد به توضيح دادن. ديدم كمكم اخمهاي بنيصدر تو هم رفت، چون باورش نميشد كه در سپاه، كسي چنين اطلاعاتي داشته باشد. فرماندهان ارتش هم از وسعت اطلاعات او در مورد مواضع دشمن تعجب كرده بودند و گويا يكي از فرماندهان گفت: من فكر كردم كه ايشان با اين همه اطلاعات از دشمن، از آن طرف جبهه هستند، نه اين طرف!» (شهيد آيتالله فضلالله محلاتي- نماينده امام (ره) در سپاه پاسداران)
«حسن باقري بسيار دلسوز، پرتحرك، علاقهمند و باانگيزه براي انجام ماموريتش در جبهه بود. دقيق و زيرك بود و با استعدادي كه داشت، بعد از مدتي كوتاه، يكي از چهرههاي شاخص و موثر قرارگاه كربلا شد. در سال 59 درگيريهايي با بنيصدر خائن پيدا كردم و از مسئوليت فرماندهي كردستان بركنار شدم. خدا توفيق داد، از اين فرصت استثنايي استفاده كرد و در طرح و عمليات سپاه شروع به همكاري كردم. براي بررسي و شناسايي از منطقه خوزستان، به جبهه رفتم. وارد مقر سپاه در گلف شدم. در اتاق عمليات با برادران سپاه صحبت ميكرديم. برادر جواني وارد جلسه شد و خواست مرا نسبت به منطقه توجيه كند كه همان حسن باقري بود. از همان لحظه آشنايي، محبت او به دل ما رفت و يك احساس احترام نسبت به او پيدا كردم. در رابطه با قدرت مديريت او همان قدر كافي است بگويم كه ايشان در مسئوليتهاي حساس، بخش عمدهاي از صحنه عمليات را به دست ميگرفت و با استعداد و شايستگي كه داشت، اين كار را به خوبي انجام ميداد.» ( شهيد علي صياد شيرازي- فرمانده نيروي زميني ارتش)
«تازه ميخواستيم تيپ حضرت رسول (ص) تشكيل دهيم. جلسهاي در سپاه دزفول بود. در اين جلسه، نشسته بوديم نقشهاي روي ديوار بود كه حسن پاي نقشه رفت و شروع كرد به صحبت. برادرمان حاج احمد (متوسليان) رو به من كرد و گفت: حاجي، اين روي نقشه ميجنگد يا روي زمين! اينها براي ما كه در غرب كشور و كردستان كمتر از نقشه استفاده ميكرديم، جا نيفتاده بود.» (شهيد محمد ابراهيم همت – فرمانده لشكر 27 حضرت رسول (ص) در دوران دفاع مقدس)
لینک کپی شد
گزارش خطا