کد خبر:۱۶۸۶۵۵
در گفتوگو با «خبرگزاري دانشجو» عنوان شد:
خاطره مادر شهيد باقري از امر به معروف پسرش
پدرش قصد رفتن به مكه داشت، ولي من به خاطر وجود بچهها و مشغله زيادي كه داشتم نميتوانستم با ايشان بروم، به همين خاطر ...
كبري افشردي در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، در خصوص مهمترين مطالبه شهيد باقري اگر امروز به جمع ما بازميگشت، گفت: اگر شهيد باقري در جمع ما بود، با توجه به فضاي عمومي اجتماع، چشمانش را بر اين مناظر ميبست.
وي در ادامه افزود: در عرصه فرهنگي كار درخور و حائز اهميت بسيار كم صورت گرفته و متاسفانه بعضي مسئولان طي اين سالها به اين مسئله دامن زدهاند كه لازم است براي اين عرصه تلاش شود.
مادر شهيد باقري در خصوص تفاوت نگاه به پسرش قبل و بعد از جبهه گفت: تفاوت زيادي نداشت؛ البته او را در اين سطح از نبوغ نشناخته بودم، ولي ميدانستم او بچه باهوش، منظم، باايمان و بااستعدادي است؛ اين نبوغ لطف خداوند بود.
افشردي در ادامه با بيان اينكه خاطرات من از شهيد باقري بسيار زياد است، گفت: او خيلي زيركانه، ظريف و مؤدبانه نصيحت ميكرد و امربه معروف مي داد، يادم هست يك بار پدرش قصد رفتن به مكه داشت، ولي من به خاطر وجود بچهها و مشغله زيادي كه داشتم نميتوانستم با ايشان بروم، به همين خاطر پول سفرم را به خودم دادند تا هر چه ميخواهم با آن بكنم. من هم يك سري النگو خريدم و به دستم انداختم. يادم هست وقتي غلامحسين (شهيد) آنها را ديد به من گفت: مادر چرا اينها را خريدهاي كاش اينها را نميخريدي، پرسيدم چرا؟ ديگر هيچ چيز نگفت و سرش را پايين انداخت بعد از چند روز كه مجبور بودم براي خانه خريد كنم متوجه شدم حين خريد كردن هر قدر تلاش ميكنم النگوها پيدا نباشد، نميشود؛ در آن لحظه به ياد آيات قرآن افتادم كه به زنان سفارش ميكند زينتهاي خود را از نامحرمان بپوشانند، اين جا بود كه فهميدم شهيد عزيزم چرا به من آن تذكر را (به آن شكل ظريف) داد و همان جا بود كه النگوها را درآوردم.
لینک کپی شد
گزارش خطا