نخستين تجربه كارگرداني ستاره پستياني با حضور پدر
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۰۵۶۴
در تئاتر فجر چه مي‌گذرد؛

نخستين تجربه كارگرداني ستاره پستياني با حضور پدر

آتيلا پسياني در كنار دختر خود به عنوان اولين تجربه كارگرداني، بسياري از تفسيرهايي را كه بايد در خدمت ارتباط با مخاطب باشد، كمرنگ كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
 
نگاهي به نمايش دراكولا نويسنده جلال تهراني كارگردان ستاره پستياني17 بهمن
 
سالن نمايش چهارسو سي‌امين جشنواره تئاتر فجر با بازي سحر دولتشاهي، صابر ابر و مهدي كوشكي، طراح صحنه آتيلا پستياني
 
قطاري در گوشه صحنه در ابعاد كوچك به حركت درمي‌آيد. خانه اي روشن است، آدم‌هاي خانه كوچك در مركز صحنه ديده مي‌شوند، دراكولا (صابر ابر) در كف صحنه دراز كشيده است، زني به نام آمينا (سحر دولتشاهي) با چرخ خياطي در حال كار كردن مي باشد، دراكولا از اتفاقي كه در مترو برايش افتاده سخن مي‌گويد.
لوكارد (مهدي كوشكي) ماهيگيري كه در انتظار آمدن دراكولا و ديدار اوست؛ اين آمدن و رفتن تا پايان نمايش ادامه داد، دراكولا بعد از اتفاق مترو باباي مدرسه مي‌شود و لوكارد هم تصميم مي‌گيرد بابا نوئل شود، اما دراكولا در مدرسه نيز دختر بچه‌اي را شكار مي‌كند و او را به قتل مي‌رساند و اين كار خود را پنهان مي‌نمايد و از آن پشيمان است.

ستاره پسياني نيز كارگردان نمايش از ميزانسن هاي ضربدري در طول صحنه و حركت‌هاي چرخشي بازيگر استفاده كرده است؛ ديده شدن بازيگراني همچون فريم عكاسي و بازي در قاب چراغ قوه‌اي كه بر سر بازيگران است، توالي داستان را در ذهن مخاطب از بين مي‌برد.

براي بردن داستان به فضاي غير واقعي استفاده از تكنيك‌هايي كه در كار آتيلا پسياني، پرچمدار تئاتر تجربي ايران ديده مي شود، در نمايش دراكولا هم موجود است. به گفته خود كارگردان، «فضاي كلي نمايش سورئال است»، اما آنچه در صحنه اتفاق مي‌افتد ذهنيت انتزاعي نزديك به دنياي واقعي دراكولاست.

بازي‌هاي تك ضرب، مونولوگ‌هاي رو به تماشاگر، جابه‌جايي متداول و خاموش و روشن هاي چراغ هاي بازيگران تنها شكستگي اجرا را به همراه دارد.

هر چند كارگردان در ايجاد فضاي ذهني خود موفق بوده، اما فضاسازي بازيگران در شكل گيري دنياي غيرواقعي و انتزاعي اجرا كمكي نكرده است؛ نگاه فانتزي در كل شاكله اجرا تجربه‌اي است در جاي خود جالب و زيبا، اما با توجه به رويكرد نمايشنامه كه فضاي ذهني دراكولا را نشان مي‌دهد، برش‌هاي سريع در قاب‌هاي كوچك شايد حضور او در زندگي انسان معاصر باشد.

لوكارد، شخصيت منفعل نمايش كه به همراه دراكولا، ديالوگ‌هاي بدون مفاهيم زير متن و خلق فضاي جديد ارائه مي‌دهد؛ ديالوگ‌هايي كه پشت سر هم با مانيا و دراكولا دارد، درگيري متني و ذهني با تماشاگر ايجاد نمي‌كند.
 
خارج از بحث تجربه كه در نگاه ويژه براي جوانان جشنواره قائل شده است، بايد گفت، تكرار و ايجاد خلق فضاي مشابه در اين بخش، به كارگردان جوان فرصت ارائه خلاقيت‌هاي خود را نخواهد داد.

بايد توجه داشت تماشاگران چرخشي سالن‌ها بدون آن كه از نمايشي لذت ببرند و يا مفاهيم عميق اجرايي را دنبال كنند، بسرعت از سالني به سالن ديگر مي‌روند؛ همه مي‌دانيم كه كسي منكر تجربه و فضاي كارگاهي نيست، اما تجربه از تجربه ديگران و ارائه آن، كمكي به نسل كارگردان جوان ما براي پيدا كردن جايگاه خود نخواهد شد.

نمايش «دراكولا» با خط‌كشي‌هاي روشن فضاي تاريك، نگاه فانتزي و اجراي انتزاعي به نمايشنامه جلال تهراني داشته است؛ موسيقي همزمان و طراحي لباس را نيز مي‌توان به اين موارد اضافه كرد كه در آنها نيز خلاقيت جديدي ديده نمي‌شود.

اجرا، نامفهوم و بي‌قيد و بند نيست، اما نمايش از ريتم مناسب و ضرب‌آهنگ درست در فواصل اجرايي برخوردار است.
 
نمايش به علت مشكل فني با تأخير زياد شروع شد، با ورود به سالن تمامي صندلي‌هايي كه براي خبرنگاران اختصاص داده شده بود، به وسيله تماشاگران مهمان پر شد و حضور يك روحاني در جمع تماشاگران اتفاق جالبي بود كه اولين بار در اين جشنواره شاهد آن بودم.

آتيلا پسياني در كنار دختر خود به عنوان اولين تجربه كارگرداني، بسياري از تفسيرهايي را كه بايد در خدمت ارتباط با مخاطب باشد، كمرنگ كرد؛ وي طي اين سال‌ها با تمامي مخالفت‌ها، بر وجود تئاتر تجربي اصرار ورزيده و هميشه مشاور و كمك كارگردانان جوان در تئاتر تجربي بوده است.
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار