کد خبر:۱۷۳۷۶۷
تازههاي اكران سينماها؛
«زماني براي دوست داشتن» بدون ارتباط داستاني مناسب
ارتباط داستاني و فضاسازي لازم ميان بخشها و موقعيتهاي مختلف «زماني براي دوست داشتن» از كاراكتر اصلياش گرفته تا خانواده و ساير بخشهاي اجتماع، آن چنان كه بايد و شايد شكل نگرفته است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم سينمايي «زماني براي دوست داشتن» را علي القاعده بايد در گونه ملودرام اجتماعي مورد بررسي قرار داد، منتها آن بخش از ملودرام و از آن قسمتي از اجتماع كه بيشتر در فضاي رويكردهاي انسانشناسانه نسبت به بعضي از كمبودهاي حوزه فردي تعريف ميشود؛ همچنان كه در اين فيلم نقطه ثقل داستان و محور دراماتيك اثر منبعث از كاراكتر مركزي فيلم است كه دچار نوعي معلوليت و عقبافتادگي در زندگي فردي و اجتماعي خويش مي باشد و همين شرايط بستري شده است براي روايت داستاني اثر.
در فيلم، ما با فضاي درهم تنيده روبروييم كه تاثير و تاثرات متنوعي بر هم دارند و با كش و قوسهايي كه در دل اين تاثير و تاثرات بيرون ميآيد، داستان را جلو ميبرند و موقعيت دراماتيك فيلم را شكل ميدهند.
از يك سو كاراكتر اصلي فيلم و مشكلاتي كه براي او وجود دارد و از طرف ديگر خانواده و نحوه شكلگيري ارتباط ميان اعضاي آن و از سمت ديگر اجتماع با محيطهايي همچون مدرسه و ساير بخشهاي جامعه كه به نوعي در فضاي زندگي كاراكتر اصلي فيلم مدخليت دارد.
تجربه چنين ايدهها و داستانهايي در سينماي جهان تجربهاي تكرار شده و بارها آزموده شده است و با مرور تاريخ سينما و همچنين آثار سالهاي اخير سينماي معاصر ميتوان به نمونههاي متعددي از اين آثار دست يافت كه توجه و تمركز خود را بر همين محور و بر اساس همين كاراكترهاي خاص بنا كردهاند.
اما نكتهاي كه درباره كم و كيف همه اين فيلمها قابل اشاره است، اينكه هر كدام از اين آثار تا چه حد توانستهاند با ايجاد ارتباط و پيوند ساختاري و محتوايي ميان بخشها و جنبه هاي مختلف فيلم به اين توفيق دست يابند كه دنياي جديدي بر اساس كاراكتر و مضمون اصليشان بيافرينند و مخاطب را هر چه بهتر و بيشتر به اين دنياي جديد و ويژگيها و مولفههايش نزديك كنند.
سوال اصلي در مورد فيلم «زماني براي دوست داشتن» هم همين است كه البته پاسخي كه ميتوان به آن داد نشات گرفته از شاخصهاي فيلم است؛ اينكه نحوه روايت در اين اثر به نوعي الكن بوده و از جذابيت پاييني برخوردار است يا شكلگيري منظومه ساختاري و فضاي دراماتيك اثر با توجه به نكتههاي پيش گفته و مولفههايي كه در ايجاد و قوام بخشيدن به آن نقش دارند، به نتيجه درخوري نائل نشده و در موقعيت ضعيف باقي مانده است؛ چرا كه ارتباط داستاني و فضاسازي لازم ميان بخشها و موقعيتهاي مختلف فيلم از كاراكتر اصلياش گرفته تا خانواده و ساير بخشهاي اجتماع، آن چنان كه بايد و شايد شكل نگرفته است.
ضمن آن كه فيلم «زماني براي دوست داشتن» نتوانسته از مولفهها و عناصري همچون ميزانسن، بازيها و موقعيتسازيها كه البته همگي مبتني بر فيلمنامه هستند، بهرهاي درست و بجا بگيرد و بتواند بر اين اساس به ساخت و پرداخت اثري استاندارد و قابل دفاع نائل آيد؛ همين موقعيت ها باعث شده اين فيلم در سطح باقي بماند و اساساً موفق به خلق فضا و درگير كردن مخاطب نشود.
اما شايد بتوان يكي از معدود ويژگيهاي خوب و قابل دفاع فيلم را بازي كاراكتر معلول فيلم دانست كه با اجراي حرفهاي و كمنظير بازيگر خردسال فيلم كه كمتر در سينماي ايران سابقه داشته است، به خلق موقعيتي ديدني منتهي شود؛ موقعيتي كه متاسفانه به دليل عدم رعايت استانداردهاي بصري در ساير بخشهاي فيلم از دست رفته است.
در نيت خير سازندگان فيلم «زماني براي دوست داشتن» جايي براي بحث و ترديد نيست، اما نكته مهم اين است كه نيتها و پندارهاي فيلمساز بايد در قالبي استاندارد و قابل دفاع به محصولي منجر شود كه مولفههاي لازم را به شكلي قابل قبول به همراه داشته باشد كه البته بايد گفت در اين زمينه فيلم «زماني براي دوست داشتن» اثر ضعيفي است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰