کد خبر:۱۷۴۳۵۷
هنرمند هم نبايد سيب زميني باشد-3
فرزاد جمشيدي: نامه سرگشاده و اعتراضي من به صدا و سيما / ماجراي رد دعوتنامه حكام بحرين / وقتي آقا برنامه سحرم را ميبينند به خود ميلرزم
در برنامه ماه رمضانم چون برنامهام هر شب اجرا ميشود بايد خودم را در طول يك سال براي آن آماده كنم؛ به همين دليل از نيمه شوال همان سال شروع به مطالعه ميكنم تا ماه رمضان سال آينده.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اسم فرزاد جمشيدي را كه مي شنوم درست بوي گلدستههاي رمضان روي دلم پر مي كشد؛ وقتهايي كه بوي نان داغ سفرههاي افطار در حوض دلتنگي ام غرق شده و تيك تاك ساعت را به انتظار نشسته؛ تا دوباره روز آخر شعبان براي شروع مهماني خدا زانو بزند.
جمشيدي از آن دست هنرمنداني است كه به انصاف رسالتش را خوب عمل كرده؛ چه در حيطه تخصصي خودش كه با سبك جديد اجرايش حرف هاي تازه اي دارد و چه در فضاي رسالت يك هنرمند از جنس انقلاب.
لسان خوش بيان جمشيدي هيچ جا از دفاع از نظام و رهبري كوتاهي نكرد؛ چه در سال هاي قبل و چه در ماجراي چند سال اخير كه خيلي از هنرمندان يا ناكثين شده بودند و يا قاسطين. اما جمشيدي هيچ وقت سكوت نكرد و رسالتش را با جيب دانايي كه پر از نقلهاي كوبنده بود انجام داد.
من تقريباً 80 درصد مقالات فن اجرا را در سطح جهاني خواندهام و با توجه به آن نكات براي جذب مخاطب مردم ايراني- اسلامي، بومي عمل ميكنم.
مديوم تلويزيون و راديو فرق دارد؛ در راديو انگار كنار پنجره ايستادهاي و از خانه خودت براي مخاطب صحبت ميكني.
اما در كار تلويزيون همه خانه تو را ميبينند، در اجراي تلويزيون دوربين در حال بازي كردن است. به همين دليل وقتي مخاطب من را در تلويزيون نگاه ميكند انتظار دارد كه من نگاهش كنم و اگر مجري به مخاطب توجه نكند، مخاطب را از دست ميدهد.
تفاوت اجراي راديو و تلويزيون دقيقاً در همين است، مجري تلويزيون بايد كاري كند كه متن براي مردم دروني شود.
شعر حافظ را همه ميتوانند بخوانند اما وقتي كسي امثال خانم ژيلا صادقي اين شعر را ميخواند مخاطب از آن تاثير ميپذيرد.
موسيقي در كلام فارسي جزء ظرفيتهاي آن است، تفاوت من مجري با گوينده در اين است كه من در خانهام را باز ميكنم تا مخاطب همه آن چيزي كه در خانه من در حال اجرا است را مشاهده كند.
من براي اينكه اجراي خوبي داشته باشم نبايد چشمم را از روي دوربين بردارم و بايد براي جذاب شدن اجرايم از ادات استفهامي استفاده كنم.
مجري بازيگر نيست، مجري بايد از نظر محتوايي آدم قوي باشد من تقريباً 80 درصد مقالات فن اجرا را در سطح جهاني خواندهام و با توجه به آن نكات براي جذب مخاطب مردم ايراني- اسلامي، بومي عمل ميكنم.
بر اساس اطلاعات من سي درصد از واژههاي مجري از طريق كلمه منتقل ميشود و 70 درصد باقيمانده از طريق مهارتهاي ارتباطاتي و حرفهاي بدني است.
من در اين بين هم بايد ازادات استفهام استفاده كنم تا صحبتهايم براي مخاطب جذابيت بيشتري داشته باشد. در عين حال بايد چشم در چشم دوربين باشيم تا مخاطب را از دست ندهم، من شعر حافظ را طوري بايد بخوانم كه انگار غم حافظ در نگاه من است.
به نظر من، من كار مهمي انجام نميدهم مهمترين تفاوت من با بسياري از مجريهاي ديگر اين است كه چشم از روي دوربين بر نميدارم واژههاي ملفوظم را به واژههاي مفهومي تبديل ميكنم و با اطلاعات و با مطالعه براي اجرا حاضر ميشوم.
مجري هايي كه با سر و وضع نادرست در برنامه ها ظاهر مي شوند مگر نماينده ملت ايران نيستند؟
به نظر من مجري تلويزيون نماينده شخصيت يك ملت است پس بايد ظاهر مجري نمايانگر فكر و مذهب و سنت يك ملت باشد.
نامه سرگشادهاي كه من به صدا و سيما نوشتهام با اين عنوان آغاز ميشد، اي آسماني ستارههايت كجا رفتند، اين نامه من در اعتراض به وضع اجراء در صدا و سيما بود.
آقاي دارابي بعد از انتشار اين نامه از من بسيار تشكر كردند، به نظر من با ورود آقاي دارابي به معاونت سيما اتفاق خوبي افتاده است.
اينكه ايشان درصدد هستند مجريها را دسته بندي كنند و ورود ايشان باعث اين شده كه صدا و سيما به سراغ مجريهاي توانمند رفته است.
كجاي سازمان صدا و سيما به مجري آموزش داده ميشود
يكي از مشكلاتي كه در صداي و سيماي ما وجود دارد اين است كه كجاي سازمان صدا و سيما به مجري آموزش داده ميشود.
پرورش يك مجري احتياج به مراحل چندگانه تست علمي، تست عملي، آموزش و پرورش دارد .بعد از طي اين مراحل چهارگانه مجري بايد در يك راديوي محلي اجرا كند نه در آنتن فراگير صدا و سيما.
صداي مجري كه در تلويزيون اجرا مي كند نبايد گوش را آزار بدهد
مجري كه يك شب معروف ميشود تلاشي نكرده است، مجري مبتدي بايد اول كار را در راديو شروع كند چون خطرات آنتن زنده را بايد بشناسد، سياست گذاران بايد از مجريهاي استفاده بكنند كه عنصر صدا داشته باشند، مجري نبايد در تلويزيون اجراء بكند كه صدايش مانند سيب زميني پخته ميماند.
به زعم من هر مجري بايد گوينده هم باشد. اما هر گويندهاي مجري نيست، همانطور كه در كارهاي ديگر كار را به متخصص ميسپارند در فضاي اجرا هم بايد همينگونه باشد. چطور است كه پروندههاي اختلاس را به حاج آقاي سراج ميسپارند چون ايشان كاركشتهاند. براي گويندگي هم بايد اين كار را كرد.
همانطور كه هر قاضي اجازه دادن حكم قصاص را ندارد هر مجري هم اجازه اين را نبايد داشته باشد كه كنار رئيس جمهور بنشيند از او سوال بپرسد بعد در برنامه صبحگاهي جك بگويد بعد در برنامه اي از آب و هوا حرف بزند پس تخصص اجرا كجاست؟
در فضاي اجرا تحصيل كردهام و به 45 زبان دنيا در حيطه تخصصي اجراء مقاله خواندهام
به نظر من مجري زماني حق ورود به صدا و سيما را دارد كه بعد از آن مراحل پنج گانه و دوره آموزشي در راديو كمكم وارد فضاي برنامههاي زنده آنتن بشود.
به نظر من مجري اول بايد گزارشگر خوب بعد خبرنگار و بعد گوينده راديو باشد و بعد وارد تلويزيون شود.
فيل برت و مك كوئيل: پوشش و گفتار مجري تابعي از ارزش هاي ملي است
مجري كه اين مراحل آموزشي را بگذراند ديگر فردي نخواهد بود كه هر لباسي به پوشد و با هر ادبيات سطح پاييني با مخاطب صحبت كند.
اين نظريهاي كه براي شما ميخوانم مربوط به سال 1956 از فيلبرت و مكگوئيل است كه پوشش و گفتار مجري بايد تابعي از ارزشهاي ملي و ديني آن جامعه باشد.
مگر مجريهاي ما براي رايش و هيتلر برنامه اجراء ميكنند كه خيلي وقتها ظاهر و حرفهايشان بوي ديني نميدهند!
ما بايد در صدا و سيما استاندارد داشته باشيم نه اينكه وجبي و كيلويي و بدون آموزش مجري وارد صدا و سيما كنيم
به نظر من آموزش بايد در تمام مجريها وجود داشته باشد.
چه آنهايي كه الان مجري هستند و چه آنهايي كه ميخواهند به اين مرحله برسند، يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه مجريها با سازمان ارتباط ندارند، من اگر به اينجا رسيدهام چند سال سختي كشيدهام، گزارش گرفتهام و مطالعات زيادي انجام دادهام.
سئوال من اين است: در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران، آقاي احمدي نژاد بيشتر فرصت براي حرف زدن دارد يا امثال مجريهاي مثل فردوسيپور؟!
براساس آمارهاي موجود 48 درصد از فضاي تلويزيون در اختيار مجري است، خط مقدم ارتباط با مخاطب از طريق رسانه ملي از طريق همين مجريهاست.
وقتي 23 ميليون نفر در كمترين حالت بيننده رسانه ملي هستند و وقتي مجري حرفي براي گفتن ندارد اين يعني باخت ما در فضايي اجرا.
باور كنيد هيچ جاي دنيا مانند ما مجري فلهاي وارد صدا و سيما نميشود
نكته بعدي، مجريها بايد طبقه بندي داشته باشد، ما بايد مجري معارفمان با مجري دفاع مقدس با مجري ورزش متفاوت باشد.
برويد گزارشهاي كه راجع به 22 بهمن بود، نگاه كنيد همه مجريهايي كه گزارش ميدادند ميگفتند حال و هواي 22 بهمن فلان است، همه ميگويند روز شكوهمند انقلاب اسلامي.
من شخصاً براي گزارش روز 22 بهمن 5/6 مطالعه كردم، مشكل برنامههاي ما اين است كه سردبير ندارد بايد به مجري محتوا داده شود، به نظر من بساط پذيرايي يك مجري، از جيب دانايياش؛ دادن نقل و نبات محتوا به مخاطب است.
بساط پذيرايي يك مجري، از جيب دانايياش؛ دادن نقل و نبات محتوا به مخاطب است
تمام متنهاي مجريها قبل از برنامه بايد توسط سردبير چك بشود، به نظر من ژيلا صادقي، رشيدپور، سلطاني، فرزاد حسني، نظام اسلامي، اميرشجاعي، اينها مجريهاي هستند كه من از نظر فني قبولشان دارم چون از راديو وارد شدهاند و همه فنون كار را بلدند.
مجري تلويزيون كسي است كه از بچه و زن و بدن خودش براي ولايت سنگر ساخته
به نظر من در سازمان صدا و سيما اغلب آدمهايي كه وجود دارند ولايت فقيه را قبول دارند و از آن دفاع ميكنند.
مجري تلويزيون كسي است كه از بچه و زن و بدن خودش براي ولايت سنگر ساخته، سالهاي قبل عربها در بحرين براي من دعوتنامهاي فرستادند كه من آنجا بروم و براي آنها اجرا كنم. پولي خوبي هم مي دادند. اما ما اين كار را به خاطر وطن و اعتقادمان انجام نداديم.
اگر روزي جنگ شود، همين بچههاي صدا و سيما اولين افرادي هستند كه به جبهه خواهند رفت.
صدا و سيما بنابر اصل 175 قانون اساسي فصل 12 وابسته به حاكميت است، ما ميتوانيم به اين نتيجه برسيم كه الزاماً كسي كه در اين رسانه است بايد مبانيش نسبت به مابقي افراد محكمتر باشد يعني حكايت حسنات الابرار، سيئات المقربين، خالصترين آدمها بايد در صدا و سيماباشد.
صدا و سيما بنابر اصل 175 قانون اساسي فصل 12 وابسته به حاكميت است، ما ميتوانيم به اين نتيجه برسيم كه الزاماً كسي كه در اين رسانه است بايد مبانيش نسبت به مابقي افراد محكمتر باشد يعني حكايت حسنات الابرار، سيئات المقربين، خالصترين آدمها بايد در صدا و سيماباشد.
به نظر من ما در صدا و سيما آدم ضد نظام نداريم و اگر روزي جنگ شود، همين بچههاي صدا و سيما اولين افرادي هستند كه به جبهه خواهند رفت.
وقتي آقا و علمايي مثل علامه جوادي عاملي برنامه سحر من را مي بينند به خودم مي لزرم
در برنامه ماه رمضان من چون برنامهام شبانه است و هر شب اجرا ميشود و بنا بر نظر آمارها هر شب 40 ميليون نفر مخاطب دارد از رهبر انقلاب تا همه مردم. من بايد خودم را در طول يك سال براي اين برنامه آماده بكنم به همين دليل من از نيمه شوال همان سال شروع به مطالعه ميكنم تا ماه رمضان سال آينده.
نوع اجرايي من مونولوگ است و من بايد در هر برنامه هفتاد دقيقه خودم صحبت كنم كه اين صحبت درباره موضوعات مختلفي مانند شكر، صبر و غيره است و من براي هر يك دقيقه حرف زدن يك ساعت مطالعه مي كنم.
يعني براي هر 70 دقيقه صحبت يك برنامه 70 ساعت مطالعه ميكنم كه اگر ضرب در سي روز شود، اين ساعت مطالعه را در طول سال بايد تقسيم كنم.
من در طول زندگيام هر چيزي كه داشتهام يا از عنايت امام رضا (ع) بوده و يا از بركت قرآن.
به نظر من برنامههاي شبانه ماه مبارك رمضان يك صاحب بيشتر ندارد و آن كسي نيست جز علي بن موسيالرضا(ع)، صاحب برنامه نه من هستم و نه آقاي ضرغامي، من در طول زندگيام هر چيزي كه داشتهام يا از عنايت امام رضا (ع) بوده و يا از بركت قرآن.
من خدا را شاكرم كه در بهترين لحظات استجابت دعا در سحر ماه رمضان، ميتوانم با مردم حرف بزنم و به خودم ميلرزم كه بزرگان و علماي از رهبر معظم انقلاب تا آقاي جوادي آملي هر روز يك ساعت بنده را نگاه ميكنند.
حرف آخر من اين است كه مجري تلويزيون رسول رسانه است هر پيغمبري بايد يك معجزهاي داشته باشد، اگر مجري معجزه زبان نداشته باشد مردم از او بيزار ميشوند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.