کد خبر:۱۷۴۴۴۰
نقدی بر جایگاه فراموش شده ایثارگران در تبلیغات کاندیداهای لرستان
در برنامههای کاندیدا ندیدم برای ایثارگران ردیفی ارائه شده باشد، شاید برادر کاندیدای من فکر میکند همه همسنگران دیروزش به هر آنچه امتیاز بوده، مانند او رسیدهاند، ولی...
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»- کریم زینی وند؛ چند روزی است که برای شناخت بیشتر کاندیداهای مجلس شوراي اسلامی در حوزه انتخابیه خرم آباد و چگنی مشغول جمع آوری و مطالعه بروشورها و دقت در سوابق و عملکردهای آنان هستم اما چیزی که خیلی برایم رنج آور و ثقیل و گران آمده است اینکه همه افتخارات در واژه های دکتر، مهندس و حقوق دان و امثالهم خلاصه شده است و دیگر از افتخاراتی که روزی حتی به اورکت آن و به چفیه آن هم عشق و ارادت داشتیم خبری نیست.
هرچه نگاه میکنم لفظ برادر بسیجی یا خادم بسیجی و یا پرافتخارترین لقب هر انسان آزاده یعنی رزمنده هشت سال دفاع مقدس و مظلومتر از همه خانواده شهدا و القابی ارزشی از این طیف در بروشورها و پارچه نوشتهها و در بنرهای بزرگ هیچ به چشم نمیخورد.
بغض در گلو مردهام زمانی بیشتر میشود که میبینم بعضی از کاندیداها که هر آنچه که امروز دارند از جنگ و جبهه دارند ولی انگار نه انگار که آقای دکتر و آقای مهندس و جناب حقوق دان و وکیل پایه یک دادگستری و دهها جنابهای دیگر همگی امتیازات برادر بسیجی و جانباز و عضو خانواده معظم شهدا را گم کردهاند.
راستی چرا این جوری شدهایم که از این افتخارات ماندگار فاصله گرفته و خود را در پشت القاب دهان پرکن مخفی کردهایم و گاهی هم از ترس اینکه مبادا رای مان کم نشود و سوسول مسلکها اوقاتشان تلخ نشود این افتخارات را پنهان میکنیم.
اشکم جاری میشود که میبینیم رزمنده و جانباز دیروز، ستاد انتخاب را با عکس زمان جبههاش پر نمیکند بلکه به جای آن تمثال مبارکی از صورت تراشیدهاش که گویا مادرزاد موی در آن نروییده است در ابعادی به بزرگی پرده های سلطنتی جلوی چشمان مردم نصب میکند.
داخل ستاد رزمنده دیروز و کاندیدای امروز از افتخارات دیروزش خبری نیست و هیچ هم در برنامه های داده شده ندیدم برای ایثارگران ردیفی ارائه شده باشد شاید برادر کاندیدای من فکر میکند همه هم سنگران دیروزش به هر آنچه امتیاز بوده مانند او رسیدهاند ولی نه خدا وکیل اینطور نیست.
میخواهی نمونهاش را برایت بگویم، برو مادر دانشجوی شهیدی که در خیابان علوی نرسیده به پل حاجی در خانه ای 40 متری زندگی میکند و پسر 32 سالهاش هم که مراقبت از مادر را به عهده گرفته و از همه دنیا حتی داشتن همسر هم محروم شده است را ببین بعد بیا در بروشورهای خودت و این همه شعار رنگارنگ که داده ای تجدید نظر کن.
همین سال 90 بود پیر جبهه های نبرد که از سلاله حضرت زهرا(س) و اهل روستای ده محسن بود با 84 ماه سابقه جبهه از دنیا رفت و حتی یک ریال حقوق برایش کسی منظور نکرد در حالی که همسرش هم از پاها فلج و زمین گیر است، بگو برادر رزمنده کاندیدای من اینها در برنامه های تو کجا جا دارند، چرا برای معرفی کردن خودت به جاده خاکی زده ایی، به جای اینکه با اعوان و انصارت بروی به سرکشی رزمندگان ایام دفاع مقدس و خانواده های معظم شهدا، میروی از فلان خواننده معروف دعوت میکنی تا در میدانی که بنام بنیان گذار جمهوری اسلامی مزین است برایت بخوانند و عده ایی هم پایکوبی کنند چرا این قدر با گذشتهات فاصله گرفته ایی.
رزمنده دیگری که من او را میشناسم جانباز شیمیایی است و مدام تحت درمان و اسیر داروهای مختلف، اما چرا از این وضع موجودت بروشوری در اختیار نسل جوان قرار نمیدهی تا خودشان قضاوت کنند و در عوض زیر الفاظ وکیل و وزیر گرفتار شده ایی، برادر من عینک دودیات را بردار و هر آنچه که تو را به امیری و سرداری رسانده را بزرگ جلوگر کن تا جوانان امروز بدانند آن زمان که امثال شما در این سن و سال بودید چه کارها که برای دفاع از انقلاب در مقابل هجوم دشمن نمیکردید و چرا امروز خجالت میکشید از آن دم بزنید.
دیشب کتاب خاطرات برادر دیگری از این طیف را میخواندم که در سفر راهیان نور به قلم خودش نوشته بود که البته عضو خانواده شهدا هم میباشد و روزگاری هم عضو شورای بسیج در دانشگاه محل تحصیل خود اما بر حسب اتفاق دیدم بالای عکس قشنگ و کت و شلواریش نوشته شده بود من رویایی دارم اما هرچه در رویاهای وی نگاه کردم آنچه در بیداری دیروز دیده و نقل کرده بود اثری از آن پیدا نمیشد با خودم گفتم کاش مینوشتی راوی هشت سال دفاع مقدس یا عضو شورای بسیج در دانشگاه اما افسوس که جای خالی آن را در این کتابچه تبلیغاتیات به وضوح دیده و حس کردم جای خالی که هیچ چیز آن را پر نخواهد کرد.
من جز در ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها که گفته شده مورد تایید جبهه متحد اصولگرایان هم واقع شده است ندیدهام که کاندیداها ستادی تحت عنوان ستاد ایثارگران داشته باشند و این انتظار بیشتر از همه متوجه آنانی است که اگر قبول داشته باشند خود عضوی از خانواده بزرگ ایثارگرانند و آن برادری هم که این ستاد را در زیر مجموعه های خود تعریف کرده است قطعا از برکات آن بهره مند خواهد شد.
برادران بیایید برای معرفی خود به دیگران خود را از اسارت القاب رنگارنگ دنیوی و بی بار آزاد کنیم و معرفی خود را با القاب معنوی و ماندگار تلفیق نماییم و سربلند و افتخار آمیز از گذشته خود یاد کنیم؛ زیرا در رتبه بندی امتیازات هیچ رتبه ایی به مقام و منزلت رزمنده جهادگر عرصه های دفاع از انقلاب اسلامی نخواهد رسید پس یک بار دیگر به ستادهای تبلیغاتی خود نگاه کنید چه تمثالی زیباتر از تمثال شهدا و همسنگران دیروز و ناظران حال فعلی، و چه مدالی افتخارآمیزتر از کاندیدای بسیجی شما که عزیزید و جای خود را دارید حتی رقیبان شما در این عرصه برای گذر از فیلترهای نظارتی و اخذ تايیديه جهت شرکت در انتخابات و کاندیدا شدن به هر دری میزنند تا بتوانند سابقه ایی از حضور برای خود در جنگ و در بسیج به دست آورند آنگاه شما از آنچه که دارید و باعث بقا شما بوده و خواهد بود فرار میکنید.
میخواهم عرض کنم این رقابتها روزی به پایان میرسد و باز هم شما میمانید و آنچه که باید به آن افتخار کنید؛ آیا وقتی به بدن مجروح خود، به عکسهایت در ایام جنگ مینگری یا زمانیکه اگر راهت بیفتد و سر قبر شهید خانوادهات بروی از عملکرد انتخاباتیات چطور یاد میکنی و به آنها چه جوابی داری که بدهی؟ اصلا گیرم که الان به مجلس رفته و در کرسی وکالت مردم نشسته ایی آیا برای سوال خانواده ایثارگران و شهدا جوابی داری اگر بپرسند در برنامه های تبلیغاتی و انتخاباتیات ما کجا جا داشتیم؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰