موضوع اصلی در جنگ فرهنگی؛ تباه شدن تدريجي نسل جوان
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ دشمنان ايران با توجه به ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی، به خوبی دریافته اند که برای فروپاشی این بنیان، راهی جز نابودی پایه های فکری و اعتقادی آن وجود ندارد، از این رو در این سلسله یادداشت ها قصد داریم تا بحث فرهنگ و تهاجم فرهنگی را از کلام رهبر معظم انقلاب به عنوان یک نقشه راه بررسی کنیم.
حوزه فرهنگ و ارکان آن در جامعه
فرهنگ چیست؟ و حوزه آن در جامعه کجاست؟ اگر فرهنگی بررسی، تعریف و شناخته نشود و گستره آن در جامعه معلوم نگردد، تزویرگران و ربایندگان فضای روانی جامعه، از این آشفتگی حد و مرز، سوء استفاده كرده و در مغالطه های خود موفق به وارونه سازی و تحمیل نظرات خود خواهند شد.
«فرهنگ مثل آب و هواست. فرهنگ، يعني همين رسوم و آدابي كه بر زندگي من و شما حاكم است. فرهنگ، يعني باورها و اعتقادات ما و چيزهايي كه زندگي شخصي و اجتماعي و داخل خانه و محيط كسب يك جامعه با آنها روبروست. جمهوري اسلامي، فرهنگ غربي را رد كرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامي داريم.»
«واقع اين است كه فرهنگ، مجموعه سيالى است كه مستقيماً مربوط به انسان است. فرهنگ، برآيند عادات و اعتقادتى است كه به يك جامعه اختصاص پيدا مىكند. بىترديد بخشى از اين عادات و اعتقادات، جوششى است كه از نسل گذشته به نسل حاضر رسيده و بخشى از آن كوششى است كه ثمره تلاش نسل حاضر است. در واقع فرهنگ، شناسنامه دستهجمعى يك ملت است. هويت همگانى است كه همگان بايد براى پاسدارى و حراست از آن بكوشند و دفاع كنند.»
فرهنگمداران بیفرهنگ
آنهایی که در داخل کشور و دوران قبل از انقلاب اسلامی، بویژه در عصر قاجار و پهلوی، متولی فرهنگ کشور بوده اند و کشورهایی که خود را قافله سالاران تمدن غرب می دانند، مخصوصاً آمریکا، فرهنگ مداران بی فرهنگی هستند که برخلاف ادعا، در بی فرهنگی غوطه ورند. تمامی جنایت ها و خیانت هایی که در سطح جهان انجام می گیرد، در زیر نام یا حمایت کشورهای سلطه گر غربی است.
«ببينيد اين تمدن منحوس غربي، عجب فرهنگ غلطي را بر دنيا عرضه ميكند. واقعا اينها كجايند؟ هزاران تن بمب بر سر شهرها و مردم بيپناه و بچهها و مريض ها و پيرمردها و بيگناه ها و غيرنظامي ها بريزند، مانعي ندارد، ولي يكي از اين هواپيماهايي كه رفته اين همه جنايت كرده، ساقط بشود و خلبان آن را بگيرند بياورند در تلويزيون نشان بدهند، جنايتي ميشود كه همه دنيا رويش سروصدا و اظهار تأسف ميكنند و ميگويند برخلاف كنوانسيون ژنو است! اين چه فرهنگي است؟! اين چه فرمول غلطي در فهم حقايق بشري است؟! چرا شما كشتن انسان ها را جنايت نميدانيد، ولي آوردن يكي از اين كشندگان را در تلويزيون، جنايت به حساب ميآوريد؟! همه اعتراض ميكنند، همه جنجال ميكنند!
من نميفهمم، اين چه فرهنگي است؟! اين چه نكبتي بود كه از قـبل اين غربي ها براي دنيا به وجود آمد؟! ميخواهند اين فرهنگ را صادر كنند، ميخواهند اين كيفيت درك از مصالح و مفاسد بشري و اخلاق اجتماعي را به همه دنيا صادر كنند؛ همه هم بايد اين فرهنگ غربي را قبول كنند! اين، يك مسئله است.»
توجه به مصداق اصلی و بزرگ در تهاجم فرهنگی
نشانه های تهاجم فرهنگی در گوشه و کنار و در متن و حرکت ها و رفتارهای فردی و گروهی دیده می شود. پرداختن به مصداق های کوچک و حاشیه ای و غفلت از تهاجمات سازمان یافته و گروهکی خطر بزرگی در راه مبارزه با پدیده تهاجم فرهنگی است که دو زیان مهم برای مقابله اساسی خواهد داشت.
«وقتي ما راجع به تهاجم فرهنگي، كشاندن مردم، مقابله با اينها كه صحبت مي كنيم غالباً به خاطر يك سري سوابق ذهني است كه ذهن به سمت مصداقهاي كوچك ميرود. اين در دو نقطه دو نتيجه بد دارد. يك عده انسان هاي سطحي، قضيه را در آن حد منحصر مي بينند و نيروي خود را بسيج ميكنند در جهت مثالهاي سطحي و كوچك كه اهميتي ندارد، هوشمندان و متفكران جامعه هم وقتي مي بينند مسئله در اين حد خلاصه ميشود، اهميت قضيه از نظر آنها كاسته ميگردد كه اين مايه نگراني است.»
«مطلب اين است كه حالا ما براي اين جنگ فرهنگي چه كار بايد كنيم؟ عادت بر اين جاري است كه اگر يك مشكل فرهنگي در كشور ديده يا شنيده بشود - كه چنين مشكلي هم وجود دارد - همه روها را به طرف دولت برگردانيم و بگوييم كه دولت! شما چرا تلاش و فعاليت نمي كني؟! مثال واضحش هم بدحجابي يا در بعضي از شهرها و نقاط دورافتاده، رواج اين ساز و دهل هاي قديمي و اين چيزهايي است كه بعضي آقايان گله مند و ناراحتند. البته اينها ظواهر بدي است - شكي نيست - اما مسئله توطئه فرهنگي اينها نيست؛ اينها ظاهر كوچكي است و نسبت به آن توطئه، مسئله خيلي كم اهميتي است.»
«خلاصه مطلب اين كه آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است، ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جواني را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود، دفاع كند، اگر حادثه اي در داخل بود، حضور پيدا كند، آن جا كه نوبت علم و تربيت علمي و تحقيقي است، درس بخواند و خودسازي كند، آن جايي كه صحبت آينده است، خود را آماده كند.
روي اين نسل جوان كه مايه تكيه و اميد است، دارد بتدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون، كار و تلاش مي شود، اين تلاش هم عمدتاً فرهنگي است. البته محافلي براي اين كه جوانان را ببرند و آلوده به فساد بكنند، وجود دارد كه جنبه غيرفرهنگي و جنبه عملي دارد، لكن آنچه كه بيش از همه خطرناك است، ذهن و فكر و روحيه جوان است، اين را بايد دريافت.»