حزب رستاخیز در رستاخیز انقلاب اسلامی ایران ناپدید شد
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، علی مقدم؛ مردم در دوران پهلوی دوم نسبت به ظلم ها و خیانت های محمدرضا آگاه شدند و با همفکری علما و روحانیون به مقابله غیرمستقیم و اعتراض به وضع موجود پرداختند.
حضرت امام (ره) در تبعید، از طريق اعلامیه اذهان مردم را نسبت به اقدامات شاه روشن می کردند و مردم را به مقابله با این حکومت ضد دینی خائن به مردم و اسلام دعوت می نمودند.
محمدرضا شاه که حکومت خود را در خطر می دید، برای بالا بردن مشارکت سیاسی مردم و حضور و فعالیت مردم در عرصه جامعه، دستور تشکیل احزاب را بر اساس مدل غربی صادر كرد.
در این بین دو حزب «مردم» و «ملیون» که بعدها به جای آن حزب «ایران نوین» که هر دو وابسته به حکومت بود، تشکیل شد.
این احزاب فعالیت هایی را برای بالا بردن امنیت حکومت در سطح جامعه انجام می دادند، ولی در بعضی اوقات نقدهای جزئی به حکومت وارد می کردند.
شاه که تاب و تحمل هیچ گونه نقد و انتقادی را نداشت در 11 اسفند 1353 دستور تشکیل حزب واحد رستاخیز را صادر کرد.
محمدرضا که تا چند روز قبل از تشکیل این حزب ادعای وجود دموکراسی و مردم سالاری در ایران را می کرد و به حکومت استبدادی و خودکامه انتقاد جدی می نمود، حال خود به این نتیجه رسیده بود که برای جلوگیری از مخالفت با حکومت به تشکیل حزب واحد نیاز دارد.
شاه در پاسخ به روزنامهنگاران خارجي که سیستم تک حزبی را مغایر با اصول دموکراسی مي دانستند، گفت: «دموكراسي؟ آزادي؟ اين حرفها يعني چه؟ ما هيچ كدام از آنها را نميخواهيم.» این مطلب نشان از این داشت که تشکیل احزاب در ایران نوعی فریب کاری افکار عمومی بوده و فقط به عنوان حایلی در برابر استبداد و خودکامگی شاهنشاهی مورد استفاده قرار می گیرد.
اولین شخصی که پس از تشکیل حزب رستاخیز به مقابله با آن پرداخت، حضرت امام خمینی (ره) بودند که در آن زمان در تبعید بسر می بردند؛ ایشان با صدور فتوایی، عضو شدن در این حزب را این گونه معرفی کردند: «نظر به مخالفت اين حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران، شركت در آن بر عموم حرام بوده؛ چرا كه كمك به ظلم و مخالفت با آن از روشنترين موارد نهي از منكر است.»
حزب رستاخیز با بودجه دولتی فعالیت خود را در سطح شهرها گسترش داد و محمدرضا عضویت کلیه اقشار بالای 18سال را در آن الزامی كرد و گفت: «به هر حال كسي كه وارد اين تشكيلات سياسي (حزب رستاخيز) نشود، دو راه در پيش دارد يا فردي است متعلق به يك تشكيلات غيرقانوني يعني به اصطلاح خودمان تودهاي و يك فرد بيوطن است. يا اگر بخواهد، فردا با كمال ميل، بدون اخذ عوارض، گذرنامهاش را در دستش ميگذاريم و به هر جايي كه دلش خواست، ميتواند برود؛ چون ايراني نيست و وطن ندارد.»
حزب رستاخیز پس از چند سال از تشکیل خود حدود پنج و نیم میلیون نفر عضو داشت که از لحاظ تعداد قابل توجه بود، ولی در بیان کیفیت شرکت و فعالیت مردم در این حزب، طی گزارشی که سفارت آمریکا در تهران در 19 تیر 1354 به وزارت خارجه آمریکا نوشت، آمده است: «ایرانی ها چه به عنوان فرد و چه به عنوان عضو تشکیلات برای پیوستن به حزب رستاخیز هجوم می آورند تا ایمان و اعتقاد خود را به مثلث جدید سیاسی (سلطنت- قانون اساسی- انقلاب شاه و مردم) اعلام كنند. با این حال ما گمان نمی کنیم که شاه معتقد باشد که آنها در اعلام حمایت خود صادق باشند یا حزب رستاخیز خواهد توانست برخلاف دیگر اسلاف خود مشارکت سیاسی مردم را جلب کند. وی به ظاهر قضیه بیشتر اهمیت می دهد تا باطن آن.»
از آغاز تأسيس حزب رستاخيز تا مهر 1355 هويدا دبيركلي حزب را بر عهده داشت. در اين تاريخ جمشيد آموزگار جانشين او شد. در مرداد 1356محمد باهري، معاون وزارت دربار به عنوان دبيركل حزب برگزيده شد. در 14 دي 1356 شاه دوباره جمشيد آموزگار را به دبيركلي حزب رستاخيز انتخاب كرد.
پنج روز بعد به دنبال انتشار مقاله «ايران و استعمار سرخ و سياه» و توهين به امام خميني در روزنامه اطلاعات، تظاهرات ضد حكومت پهلوي در شهر قم به وقوع پيوست. در جريان حوادث انقلاب، حزب رستاخيز در امور سياسي ايران هيچ نقش مهمي ايفا نكرد و دفاتر حزب يكي از مكان هايي بود كه مورد حمله ناراضيان قرار گرفت.
از اقداماتی که پس از تشکیل این حزب صورت گرفت، می توان به تشکیل مجلس بیست و چهارم شورای ملی با حضور نمایندگان منتخب این حزب اشاره کرد. از خیانت های دیگر حزب رستاخیز توسط نمایندگان خود تغییر تاریخ شمسی به تاریخ شاهنشاهی بود که نشان از ضدیت اعضای این حزب با اسلام و دین و آیین مردم داشت. این حزب به زنان توصیه می کرد که در دانشگاه ها و مراکز عمومی بدون حجاب حضور پیدا کرده و در ترویج بی بندوباری اقداماتی از این نوع انجام دهند. از دیگر اقدامات این حزب فرستادن بازرسانی برای بررسی موقوفه های کشور بود و این که فقط اداره اوقاف مجاز به انتشار کتب مذهبی خواهد بود.
با توجه به اینکه مردم ایران علاوه بر داشتن عرق ملی، به دین و مذهب خود علاقه فراوانی داشتند، به ظهور رساندن این نوع کارهای ضد دینی در بیداری مردم نسبت به ضدیت حکومت شاهنشاهی با دین و مذهبشان تاثیر بسزایی داشت و زمینه ساز اعتراض همه جانبه مردم علیه حکومت شد.
با تشکیل حزب رستاخیز ایران، زمینه رستاخیز انقلاب اسلامی محیا گردید و منجر به بیداری مردم نسبت به حکومت ظالم و فاسد و مقابله مردم با عوامل آن شد.
حزب رستاخیز در مهر ماه 1357 به طور رسمی منحل گردید و پس از چند ماه زمینه فرار شاه خائن و بازگشت حضرت امام خمینی (ره) به ایران فراهم شد.
به هر روي آغاز و فرجام حزب رستاخيز ملت ايران بيانگر اين نكته ظريف است كه رستاخيز بزرگ ملت ايران را نه حزب رستاخيز محمدرضا پهلوي، بلكه انقلاب اسلامي با رهبري امام خميني (ره) رقم زد؛ زيرا با وجود تمام تلاشهايي كه رژيم پهلوي در جهت ايجاد هژموني ايدئولوژيك انجام داد، موفق به نتيجهگيري درست نشد؛ چرا كه ايدئولوژي رژيم پهلوي دقيقاً برخلاف اعتقادات مردم ايران بود كه همين امر علت ناتواني شاه در كسب وجهه عمومي نيز به حساب ميآيد.
حال انقلاب اسلامی ایران پس از گذشت 33 سال باعث بیداری مردم دنیا در برابر حکومت های ظالم و جبار خود شده و انشاالله این بیداری عمومی در کل دنیا زمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت خواهد گردید.