عجز غرب از درک مدل «امام و امت»
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۶۱۹۱

عجز غرب از درک مدل «امام و امت»

غرب در تحلیل‌های جامعه شناختی رابطه مردم با حکومت در ایران، مدل مرسوم «دولت و مردم» سایر نقاط جهان را به عنوان زمینه تحلیل‌های خود برگرفته و از درک مدل «امام و امت» که با ظهور انقلاب اسلامی مطرح شده عاجز مانده است.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، نیما آراسته؛ «تحریم ها باعث نگاه منفی مردم ایران نسبت به حکومت خواهد شد»، «انتخابات آینده با حضور کمرنگ و حداقلی مردم برگزار می شود»، «حوزه های رای گیری در جمعه آینده بسیار خلوت خواهد بود»، «مشارکت مردم در انتخابات قطعا کمتر از 30 درصد خواهد بود» و جملاتی از این نوع –که تعدادشان کم هم نیست- بیش از سه دهه است که به گوش مردم ایران آشنا می آید و با شنیدن مجدد جملاتی با این مضمون که از سوی مسئولان غربی و سانه های وابسته به آنان بیان می شود، انبوهی از برآوردهای اشتباه غرب در مورد ایران در ذهن ها متبادر می شود.
 
اما آنچه باعث شده که غرب در برآوردهای خود از داخل ایران دچار اشتباهات اساسی شود خود بحثی در خور تامل است که هر از چند گاهی برخی از متفکرین نیمه مستقل غربی نیز به این مسئله و عدم شناخت صحیح از مردم و جامعه ایران اذعان می کنند.
 
این اشتباه زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که در برهه های حساس و سرنوشت ساز داخل کشور، مردم تعمداً سعی بر رفتاری برخلاف خواسته ها و پیش بینی های غرب را از خود نشان می دهند.
 
در این نوشتار به صورت اجمالی به چند دلیل از مجموعه علت های این اشتباه استراتژیک غرب در مورد مردم ایران اشاره می شود: 1- نادیده گرفته شدن هویت تاریخی و مذهبی مردم ایران را می توان یکی از مهمترین دلایل تفاوت عملکرد مردم با پیش بینی های منابع غربی دانست؛ چرا که مردم ایران با دارا بودن تمدن چندین هزار ساله و همچنین فرهنگ غنی دینی دارای شخصیت و غرور ملی و دینی بسزایی بوده و طبیعتا در مقابل رفتارهایی که به نوعی ناشی از نادیده گرفته شدن این ویژگی باشد عکس العمل درخور نشان می دهند.
 
همچنین غرب با نگاه استکباری، تحقیر آمیز و جهان سومی به مردم ایران باعث تقویت این روحیه استکبار ستیزی در داخل کشور شده که تاریخ نیم قرن گذشته موارد بسیاری از آن را در خود جای داده است.
 
2- یکی دیگر از مواردی را که می توان آن را باعث اشتباهات اساسی غرب نسبت به ایران دانست عدم شناخت واقعی نسبت به علل شکل گیری انقلااب اسلامی است به طوری که در سه دهه گذشته نظریه پردازان غربی، نظریات گوناگون و بعضا متناقضی را درباره علل شکل گیری این حرکت عظیم مردمی برشمرده اند که همگی آن ها با نواقص مهمی روبه رو بوده است.
 
همچنین این عدم شناخت به چگونگی استمرار انقلاب اسلامی نیز تسری پیدا نموده به نحوی که منابع غربی با تمسک به مدل های اجتماعی و سیاسی مرسوم در جهان سعی بر تحلیل رفتار مردم ایران دارند که خود باعث بروز اشتباهات مکرر شده است.
 
3- غرب در تحلیل های جامعه شناختی از رابطه مردم با حکومت در ایران، مدل مرسوم «دولت و مردم» سایر نقاط جهان را به عنوان زمینه تحلیل های خود بر گرفته است و از درک مدل «امام و امت» که مبتنی بر دلسپردگی اعتقادی، عقلانی و قلبی بین مردم و رهبری بوده و با ظهور انقلاب اسلامی مطرح شده عاجز مانده است و به همین دلیل قادر به پیش بینی و تحلیل رفتار مردم ایران در شرایط خاص و حتی سخت نیست و به عمق و چگونگی رابطه مردم و رهبری انقلاب پی نبرده است.
 
این مسئله زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که مردم حتی در زمانی که با مشکلاتی نیز مواجه هستنتد در برهه های حساس سیاسی، حساب نظام و رهبری را از مشکلات به وجود آمده داخلی و خارجی جدا دانسته و حضور خود در صحنه را تنها پاسخی به دعوت رهبر معظم انقلاب اسلامی عنوان می کنند که نمونه های آن در انتخابات جمعه گذشته به کرات مشاهده شد.
 
در این زمینه این صحبت کاندولیزا رایس، وزیر خارجه سابق آمریکا خود بیانگر عجز غرب از تحلیل این مسئله می باشد که بیان کرده بود که رهبر ایران تنها با یک سخنرانی برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت آمریکا را خنثی می کند.
 
4- سوء پیشینه دولتمردان غربی و برنامه های آن ها به منظور استضعاف، استعمار، تحقیر و سنگ اندازی در مسیر رشد ملت ایران هیچگاه از خاطره این ملت پاک نمی شود و این مسئله خود ذهنیت منفی عمیقی را نسبت به غرب در جامعه ایران به وجود آورده که باعث رفتار عکس مردم در مواجهه با خواسته ها و دلخوشی های سران استکبار به ویژه آمریکا شده است.
 
این مسئله باعث گردیده که هر جایی سیاستمداران غربی تمایل خود را در جهتی نشان داده اند، مردم ایران تعمداً به عکس آن عمل نمایند به نحوی که مسیر رسیدن غرب به خواسته هایش را به انسداد بکشانند.
 
نزدیکترین نمونه های این موضوع را نیز می توان در انتخابات گذشته مشاهده نمود که بسیاری از مردم یکی از علت های خود برای حضور در پای صندوق های رای را مخالفت با تبلیغات و خواسته های غرب مبنی بر شرکت نکردن در انتخابات عنوان می کردند که خود دارای پیام روشنی برای تحلیل گران غربی بود.
 
به عبارت دیگر هر زمانی که غرب خواسته های خود را در قالب های تبلیغات، پیش بینی، نظرسنجی و ... بروز می دهد جامعه ایران بر خلاف آن عمل می کند که خود این مسئله باعث اشتباه در تحلیل های غرب و نتایج آن نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران شده است.
 
5- یکی از مهمترین علل ناتوانی غرب به ویژه آمریکا در شناخت و تحلیل جامعه ایران را می توان وجود فارسی زبانان ضد انقلاب و فرار کردگان از وطن و رسانه های آنان دانست؛ چرا که یکی از مهمترین ارکان داشتن تحلیل صحیح، دوری از حب و بغض، کینه و مسائل شخصی است که برخی از ورشکستگان سیاسی و سیلی خوردگان از ملت و وابستگان به رژیم سلطنتی سابق با فعالیت در رسانه های ضد انقلاب دقیقا بر عکس این مسئله عمل می کنند.
 
این دسته از افراد با ارائه نظرات مغرضانه و کینه توزانه صریح، شأن تحلیل های خود را تا حد تخیلات کودکانه پایین می آورند که گاه موجب انبساط خاطر جامعه ایران نیز می شود! و هنگامی که شناخت سیستمداران غربی از ایران با واسطه گری این دسته از فارسی زبانان باشد نتیجه و فاصله آن با واقعیات مشخص است.
 
به نظر نگارنده این افراد و رسانه های آنان که هزینه های سنگینی را نیز از دولت ایالات متحده دریافت می کنند بیش از آنکه به سیاستمداران غربی در شناخت مردم ایران کمک کنند، موجبات گمراهی و اشتباه بنیادی آنان را فراهم می کنند.
 
موارد فوق به همراه دلایل دیگری از این دست همگی باعث گردیده که شکست های پیاپی غرب در مقابل مردم ایران اسلامی هر روز خود را به نحو جدیدی نشان دهد که نمونه بارز آن در انتخابات گذشته و مشارکت بیش از 64 درصدی مردم مشخص شد.
 
این نحوه عملكرد مردم قطعا دارای پیام های روشنی برای طرف های خارجی بوده و هست که همواره در داخل کشور نسبت آن ها تصریح شده است. اما ظاهرا غرب و متحدین و افراد وابسته به آن بیش از آن که واقعیات موجود را برای تحلیل های خود مد نظر قرار دهند، شرایط مطلوب و مورد نظر خود را بیشتر مورد توجه قرار داده ند و این سوال هر روز در ذهن مخاطب آگاه شکل می گیرد که جبهه غرب و اعوان و انصار آن چه زمانی حاضر خواهند شد که واقعیت های درون جامعه ایران را با شکل واقعی خود ببیند.
پربازدیدترین آخرین اخبار