کد خبر:۱۷۶۳۹۹
ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممکن است
ای دل تو چه می کنی؟ می مانی؟ یا می رروی؟ و تو ای آنکه در سال شصت ویکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پا به سیاره زمین نهاده ای ناامید نباش
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، زهرا اسماعیلی؛ ای دل تو چه می کنی؟ می مانی؟ یا می رروی؟ و تو ای آنکه در سال شصت ویکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پا به سیاره زمین نهاده ای ناامید نباش که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست.
تاتو زنجیر از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان ولامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال شست و یک هجری برسانی.
اگر سنت خداوند این بوده که مومنان بر مزار موحدانی چون اصحاب کهف که در برابر مشرکان ایستاده و برای اعتلای کلمه توحید خون خود را اهدا کردند ساختن مسجد ویادمان سزاوارتر است.
این سنت الهی است هر کس گامی در راه حق بردارد و حماسه ای بیافریند جای پایش در دنیا جاودانه بماند؛ هروله هاجر در راستای حرکت توحیدی پیامبر الهی میان صفا و مروه و حال مقبولیت حج حاجیا ن در همه اعصار در حرکت جای پای این زن موحد می باشد کجاست جای پای فراعنه و نمرودها ابوسفیانها و صدامها ...
و این است راز گنبد یادمان شلمچه و طلاییه وهویزه وراز جاودانگی آنانی که در گمنامی مظلومانه غریبانه ؛ چون سیده شهیدان فاطمه زهرا (س)حق جویانه ندای حق را لبیک گفتند و این است معنای عشق یعنی استخوان ویک پلاک ...
پیام یادمانها و گنبد ها و پرچم های به اهتزاز در آمده جاودانگی راه حق جویان که با خون خود وضو ساخته و در محراب شهادت به دیدار معشوق شتافتند.
اینست که عاشقانه ترین نجوای غروبانه در غروب شلمچه در سرخی آسمانش حزنی عجیب در دلهای عاشق می ریزد ای شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده، حال ذره ذره غبار دلت را به آب اروند بسپار با دلی بی غبار در آب اروند غسل کن احرام ببند مبادا آب بنوشی اینجا سرزمین حاجیان تشنه لب است حج سربازان خمینی در لبیک به حماسه حسینی قربانگاه فرزندان حسین کربلا بود و قربانگاه فرزندان خمینی در فکه و هویزه وشلمچه...کربلای ایران
حماسه شهید علم الهدی و همرزمانش هویزه را زنده کرد و یاد و یادمانشان زنگار از دلها می زداید
یاد همت ها در طلاییه این نقطه وصل عاشقان به معشوق ازلی
از سرزمین پرچمها کمتر میدانیم از شهدای مظلومش که هنوز نامی از گمنامی هم بر سر مزارشان نیست؛ شرهانی!راستی چه رازی نهفته است که هر کس وارد این سرزمین میشود با پرچم و سربند یا ابالفضل می آید
شاید می خواهد بگوید شرهانی سرزمین علمداران اصحاب عاشوراییست چه مهمان نوازی عجیبی چقدر باشکوه گویی درهای آسمان در این سرزمین باز است همان در باغ شهادت
ما خاکیان محجوب با افلاکیان چه دانیم که این ارتزاق عند ربهم شهدا چیست؟
و اینک دل خوش می داریم که زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰