پیش‌بینی کاشانی از وقوع یک کودتا مطابق با نقشه مصدق
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۷۲۶۰
به مناسبت درگذشت آیت الله کاشانی؛

پیش‌بینی کاشانی از وقوع یک کودتا مطابق با نقشه مصدق

آیت‌الله کاشانی در نامه خود به مصدق چنین گفت: این نامه سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با وجود همه بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست، آگاه کردم که فردا ...
گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو» - علی مقدم؛ آیت الله ابوالقاسم کاشانی از شخصیت هایی است که با توجه به مبارزات و زحماتی که در طول تاریخ این کشور کشیده است، آن چنان که باید و شاید به او پرداخته نشده و شخصیت، راه و روش و هدف او برای نسل امروز و حتی آینده مشخص و معین نیست.
 
آیت الله کاشانی در دوران جوانی و شور و هیجان انقلابی علاوه بر کرسی علم و بحث و تدریس، به مقامات بالای اجتهاد در سن 25 سالگی دست یافت و مورد تایید علمایی همچون آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی، آیت الله آقا ضیاء الدین عراقی و آیت الله صدر قرار گرفت، در جبهه مبارزه با کفر و ظلم با شجاعت و دلیری تمام این را ادامه داد و سر منشا پیروزی هایی در سرزمین های ستمدیده و مظلوم گردید.
 
مبارزات کاشانی در داخل و عرصه بین المللی
 
دوران زندگی این بزرگ مرد تاریخ را می توان به دو مرحله مهم و سرنوشت ساز برای خود او و مخصوصا جامعه حاضر در آن مورد بررسی قرار داد؛ در مرحله اول زندگی آیت الله کاشانی مبارزات او بر علیه نظام کفر در پیشبرد انقلاب 1920 عراق، مخالفت با دولت قوام، تبعید به لبنان در آستانه تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی، مبارزه با رزم آرا و ملی شدن صنعت نفت را می توان ذکر کرد.
 
علاوه بر مسائل داخلی کشور، وی از مسائل جهان اسلام غافل نبود و در برابر ظلم و بی عدالتی در جهان اسلام موضع خود را مشخص می نمود، چنانچه بر علیه قطعنامه سازمان ملل در رابطه با به رسمیت شناختن دولت غاصب اسرائیل خطاب به مردم مسلمان جهان اعلامیه ای صادر کرد و مردم سراسر جهان اسلام را به خطرات و مشکلات این دولت در آینده روشن نمود.
 
وی مبارزات استقلال طلبانه مردم مصر را مورد حمایت قرار داد و برای رهایی مردم مسلمان تونس از سلطه استعمار فرانسه بیانیه ای صادر نمود.
 
کاشانی در برابر هیچ ظلم و ظالمی سر تعظیم فرود نیاورد و از هیچ یک از آنان ترس و واهمه ای در دل راه نمی داد. این روحیه بود که دشمنان و جهانخواران اجنبی و سر سپردگانشان را در داخل کشور به مقابله با او تحریک می نمود و برای پیشبرد اهداف شوم خود برعلیه ملت و کشور ایران سعی در حذف فیزیکی و ترور شخصیتی این عالم بزرگوار می نمودند.
 
آیت الله کاشانی با تمسک و پیروی از دستورات اسلام و به پشتیبانی از حمایت مردمی در برابر نقشه های پلید مستکبران داخلی و خارجی ایستاد و پس از سال ها حکومت دیکتاتوری و شاهنشاهی، زمینه های تشکیل نظام مشروطه و حتی براندازی نظام سلطه را محیا نمود تا مسیر حرکت به سمت ایجاد حکومت اسلامی هموار گردد.
 
نحوه تعامل و تقابل آیت الله کاشانی با دکتر مصدق
 
مرحله دوم از زندگی این عالم نستوه که اهمیت آن نسبت به مرحله قبل مهمتر و درس آموزتر برای آیندگان به نظر می رسد، نحوه تعامل و تقابل آیت الله کاشانی با دکتر مصدق می باشد؛ دکتر مصدق به عنوان شخصی متعادل تر نسبت به افراد سرسپرده دیگر با حمایت های مصلحتی آیت الله کاشانی به نخست وزیری رسید تا شاید بتواند گره ای از مشکلات مردم مظلوم و تهی دست این کشور باز نماید.
 
مصدق در برابر این کمک های کاشانی و مردم، سعی در منزوی کردن وی پس از رسیدن به نخست وزیری نمود و این زمینه ای برای ایجاد انحراف در دوران مسئولیتش شد.
 
نامه خیرخواهانه آیت الله کاشانی به مصدق 
 
آیت الله کاشانی در مسائل مختلف با توجه به این که مصدق از او روی برگردانده و در راه منزوی کردن وی قدم برداشته بود، مورد لطف خود قرار داده و او را نصیحت می نمود.
 
در بخشی از نصیحت های آیت الله کاشانی خطاب به خطرات آینده نخست وزیری مصدق آمده است: «27 مرداد، حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دکتر مصدق، دام اقباله ـ عرض می شود گرچه امکانی برای عرایضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علیرغم غرض ورزی ها و بوق و کرنای تبلیغات، شما بهتر از هر کس می دانید که هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقای آن مایل نیستید!
 
از تجربیات روی کار آمدن قوام و لج بازی اخیر بر من مسلم است که می خواهید مانند سی ام تیر کذایی، یک بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانه بروید. حرف این جانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لکه حیض کردید. خانه ام را سنگ باران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید...
 
پیش‌بینی وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست!!
 
این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با وجود همه بدی های خصوصی تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست، آگاه کردم که فردا جای هیچ گونه عذر موجهی نباشد. اگر به راستی در این فکر اشتباه می کنم با اظهار تمایل شما سید مصطفی (کاشانی) و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت می فرستم...»
 
ولی دکتر مصدق در پاسخ به این نامه خیر خواهانه آیت الله کاشانی نوشت: «27 مرداد، مرقومه حضرت آقا به وسیله آقا حسن آقای سالمی زیارت شد، این جانب مستحضر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام».( شهید سید حسن آیت، چهره حقیقی، مصدق السلطنه، ص220 ـ 219)
 
مصدق با خود خواهی و لج بازی، همه سنگرهای محکم دفاعی ملت را خرد و نابود کرد
 
با توجه به نصیحت های و سفارش های آیت الله کاشانی در تاریخ 28 مرداد 1332 كودتايي به وجود آمد که تلاش‌هاي چندين ساله مردم براي ملي شدن صنعت نفت و رهايي از استبداد به هدر رفت. از این رو بود که آیت الله کاشانی در اواخر عمر خود در نامه ای که به فرزند خود نوشت، تصریح کرد: «... مصدق با خود خواهی و لج بازی، همه سنگرهای محکم دفاعی ملت را خرد و نابود کرد...»(نقش روشنفکران وابسته. ج7، ص494).
 
مصدق با حمایت های بی دریغ آیت الله کاشانی و مردم هم به پیروی از این رهبر دینی به نخست وزیری رسید و حتی در مشکلاتی که برای دولت او اتفاق می افتاد، نسبت به حل آن مشکل اقدامات لازم را به انجام می رساند.
 
رفتار و برخورد مصدق در برابر این پشتیبانی دینی و مردمی نتیجه قابل قبولی را به نمایش نگذاشت و در برابر نصیحت های خیرخواهانه و آینده نگرانه آیت الله کاشانی سر تعظیم فرود نیاورد و در منجلاب خود خواهی و غرور فرو رفت تا نتیجه آن همه زحمت و تلاش مردم و علما و حتی کشته و شهید شدن مردم با این کار لکه ننگینی بر پیشانی تاریخ بماند تا نمونه ای از عدم عبرت آموزی دنیاپرستان بی دین برای همیشه در عدم همراهی مسئولان با دو قطب محکم تشکیل حکومت یعنی دین و مردم باشد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار