کد خبر:۱۷۷۹۸۰
شلمچه، نقطه صفر مرز عاشقی و دلدادگی
همه چیز تو این وادی غریبه، راوی ها می گفتن به خاطر اینه که بیشتر عملیات ها به اسم مادر بی نشان، حضرت فاطمه زهرا (س) بود و شهدا با تمسک به ایشون می رفتن تو عملیات و مثل ایشون غریبانه به شهادت می رسیدن.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ وقتی پا به خاک بهشت میذاری، ناخودآگاه حسی در وجودت بیدار می شه.خود بخود کفشاتو در میاری و از روی سنگ فرش ها و زمین پر از غربتش رد می شی.
شلمچه و دلدادگی هاش , تنها نشستن ها و سر به سجده گذاشتن هاش , دل کندن رد برات سخت می کنه.همون لحظه آرزو می کنی که خدایا منو دوباره به اینجا برگردون تا دوباره عاشقی رو تجربه کنم.
همه میگن غروب فقط غروب شلمچه.تو غروبش , دل آدم هوای خدایی شدن می کنه.کاش غروبش همیشگی باشه و تا ظهور حجت طول بکشه. آدم تو این غروب تازه هوایی می شه و عاشقی رو درک می کنه.
وقتی نمازتو می خونی و وقت جدایی فرا می رسه, دیگه پاهات یاری نمی کنه .تو مسیر رو می بینی اما با وجود ظلمت و تاریکی تو عرض پیاده رویی که آماده خوش آمدگویی به زائرینه , افرادی نشستن و زانو هاشونو بغل گرفتن و دارن با خدای خودشون نجوا می کنن.انگار دلت از تمام غمهای نشات گرفته از گناهان پر میشه و بغض قشنگی مهمون گلوت می شه.
اینجا کربلای ایرانه و دل تو زائر این صحن و سرا.بی اختیار و فارغ از تمام مسائل دنیوی , اشک از گوشه چشمات جاری می شه.اینجا هوای تمام دلها ابریه.همه به هم التماس دعا می گن.شلمچه یه تابلوی تمام نمای معنویته.
کاش تو هم بیای .....
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰