کد خبر:۱۷۸۱۵۴
شور وشوق دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک برای اعزام به مناطق عملیاتی
هر روز ما در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از ان بهره جسته ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را دز جنگ ثابت نموده ایم، ما...
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از اراک، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک با شور و شوق خاصی برای مناطق عملیاتی جنوب آماده شدندو باردیگر برای تجدید پیمان دوباره و گرفتن نیروی معنوی در سال جدید با اشتیاق تمام از راه شهدا و نایب برحقش دفاع کنند...
یک دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گفت: ما می رویم تا معرفت و بصیرت شهدا کمک و آغازی باشد بر پایان تاریکی وجودمان تا با شعور و بصیرت ببینیم،بشنویم و عمل کنیم.
مجتبی صدیقی مسئول بسیج دانشجویی استان مرکزی از دوکوهه بعنوان جایی که فرماندهان بزرگ قرن را به خود دیده سخن می گوید یاد کرد و افزود: دوکوهه جایی است که همت از آنجا بر خاست، ما می خواهیم در این مناطق زائر باشیم و نه توریست، زائر آداب زیارت دارد...
وی در ادامه از آلوده بودن منطقه شرهانی خبرداد و به دانشجویان توصیه کرد که از معابر مشخص شده عبور کنند.
در این سفرهای معنوی چه طراوتی و چه حرارتی فضای دوکوهه دارد. اولین شعری که بعد از سلام به ذهنم می رسد: ای دوکوهه کو برادرهای من...
صدای دلنشین مداحی آهنگران حال و هوای دو کوهه را روحانی تر نمود. در این فضاها باید خود عاشق بود تا بتوانی درک فیوضات کنی و کمال استفاده معنوی را ببری.
دانشجویان با شور وشوق خاصی در دو خط پشت سر هم با رعایت سکوت حرکت می کردند؛ مثل رزمندگان که در شب های عملیات عازم میدان جنگ می شدند و ساعت ها پیاده روی داشتند تا به مکان نبرد برسند... اما اینجا اگرچه مکان میدان تخریب تا اردوگاه دوکوهه بیش از 2 کیلومتر نبود اما اکثردانشجویان در همان مسیر رفت در بین راه بریدند و از خستگی روی زمین نشستند و با مدح رزمندگان می گفتند: چقدر سخت است حتی پیاده روی در شب؛ آن هم بدون کوله و هیچ مهماتی، چه رسد به اینکه بخواهی بجنگی خدایا چه عشقی داشتند فرزندان روح الله که توانستند آن همه سختی را تحمل کنند...
دانشجویان در روز دوم سفر خود به منطقه شرهانی رسیدند و از پل نادری که نزدیک دو کوهه است تا شرهانی 80 کیلومتر می باشد؛ این مسیر جزء مناطقی است که در روزهای اول جنگ به دست عراقی ها افتاد؛ و در عملیات فتح المبین که امام آن را فتح الفتوح نامیدند آزاد شد.
شرهانی مرز بین خوزستان و ایلام می باشد و از نظر اقتصادی بسیار مهم بوده و است.
بعد از شرهانی به سرزمین تپه های رملی فکه رسیدیم. در این منطقه ابتدا عملیات والفجر مقدماتی انجام می شود؛ که با خیانت بعضی از افراد نمی تواند به اهداف خود برسد البته عملیات والفجر1 در این منطقه به اهداف خود می رسد.
موانع جنگی که عراقی ها در این منطقه داشتند برایم جالب است:
1-400متر مین کاری عرضی و 1200متر مین کاری عمقی،با مین های گوجه ای و والمر
2-مانع بعدی سیم خاردار فرشی،چتری و حلقو
3-مانع سوم سنگر کمین عراق بوده
4-بعد از سنگر کمین700-800مترمیدان مین بوده
5- و سپس کانال اول
6-میدان مین 7-کانال دوم 8-میدان مین 9-کانال سوم 10-میدان مین
بعد از همه این مراحل تازه به خط اول عراق می رسیدند. این همه موانع و استحکامات هر انسانی را به وحشت می اندازد اما سپاه اسلام به دلیل ایمان و اعتقاد راسخ به پیروزی چه در صورت شکست و چه در صورت شهادت بدون ترس می جنگیدند.
در منطقه فکه بعد از گزارش گروه تفحص در مورد شهادت دسته جمعی رزمندگان در این منطقه؛ شهید آوینی به همرا گروه تخریب به فکه می آیند انتخاب معبر کرده و به سمت قتلگاه127 شهید حرکت می کنند. در قسمتی که معبر تنگ می شود با اینکه شهید آوینی نفرآخر گروه بوده مین والمری منفجر می شود و سید شهیدان اهل قلم به سوی محبوب خود پر می کشد...
با نگاه آخرش خنده کرد شهادت را تا ابد شرمنده کرد
حال و هوای غروب فکه همه را منقلب می کند؛ راوی می گوید: خاک رس فکه را استخوان های برادرانتان چنین خوشبو کرده، صدای گریه همه غروب فکه را غم انگیزتر می کند،مشتی خاک در دست می گیرم و می گویم:
دلم هوای تو کرده ای شهید بگو چه چاره کنم...
با صدای اذان به سمت حسینیه فکه روانه می شویم، انگار تکه ای از قلب خود را جا گذاشته ایم...
بعد از نماز به سمت کربلای ایران هویزه رهسپار می شویم و در کناردانشجویان پیرو خط امام صبح می کنیم.
بنی صدر با این تفکر که زمین میدهیم زمان میگیریم، دستور عقب نشینی به نیروهای ارتش مستقر در هویزه را می دهد هرچند اکثر ارتشی ها هم در راه بازگشت به دست عراقی ها کشته می شوند.
اما دانشجوی شهید علم الهدی و یارانش که نزدیک به72تن بودند؛ می ماند ومی داند که اگر هویزه مقاومت نکند،سوسنگرد هم به زودی سقوط خواهد کرد. بعد از 48 ساعت مقاومت جانانه؛ علم الهدی و دوستانش به دلیل کمبود مهمات و نیرو با آتش سنگین و ناجانمردانه عراقی ها کشته می شوند و کربلایی دیگر می آفرینند که تاییدی بر این کلام باشد: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
شهید آوینی چه زیبا می گوید:
ای دل مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت تمام تاریخ است و کار با یک (یا لیتنی کنت معکم)ختم نمی شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰