اگر مجیدِ «قصه‌هاي مجيد» كرمانی بود نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۸۲۷۶
به بهانه پايان عمر بي‌بي مجيد / نقد آويني بر سريال قصه‌هاي مجيد - 1

اگر مجیدِ «قصه‌هاي مجيد» كرمانی بود نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟

در دنیای داستان، مجید فقط یك اسم است كه در كنار بی‌بی، كه او هم موجودیتی فراتر از یك اسم ندارد، زندگی می‌كند ...
به گزارش گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اینكه «قصه‌های مجید» هویتی كاملاً ایرانی دارد بیش‌تر به‌ساختار سینمایی سریال باز می‌گردد تا جوهر داستانی آن.
 
نمی‌خواهم رابطه‌ این سریال را با قصه‌های آقای مرادی كرمانی انكار كنم، بلكه می‌خواهم بگویم كه روایت آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» كاملاً متعلق به خود اوست.
 
شكی نیست كه این تنها یكی از صورت‌های سینمایی متعددی است كه داستان‌های آقای مرادی كرمانی می‌توانست به خود بگیرد.
 
اگر «مجید» كرمانی بود و نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟ بدون تردید جذابیت كار كم‌تر می‌شد، اما باز هم به جوهر سینمایی آن لطمه‌ای وارد نمی‌آمد. كارهای پیشین آقای پوراحمد گواهی بر این مدعا هستند. او در شیوه‌ی كار خویش استقلال دارد و مقلد سینمایی هیچ فیلمساز دیگری نیست، اما به هر تقدیر، كاری كه او كرده است قابلیت شگفت‌انگیز سینما را در قبول فرهنگ‌ها و هویت‌های گونه‌گون نشان می‌دهد.
 
آقای پوراحمد «جوهر سینما» را در اختیار دارد و این امری نیست كه تصادفاً روی داده باشد؛ سینما به این آسانی‌ها مسخر فرهنگ‌های دیگر نمی‌شود.
 
در میان فیلم‌هایی كه در سال‌های اخیر اكران شده‌اند تنها «نیاز» را می‌شناسم كه به اندازه‌ «قصه‌های مجید» ایرانی بوده است، چرا كه «نیاز» هم با تقرب به همان تكنیكی كه آقای پوراحمد در اختیار دارد ساخته شده است.
 
مهم همین تكنیك است كه به فضا و هویت داستان امكان ظهور می‌دهد و اگر نه، چه بسیار داستان‌های خوبی كه در همین مرحله‌ دگردیسی از بین رفته‌اند.
 
در «فاصله‌ بین سناریو و فیلم» یك مرحله‌ی دگردیسی وجود دارد. در این مرحله است كه فیلم تعین پیدا می‌كند.
 
الان برای تماشاگران سریال «قصه‌های مجید» بسیار دشوار است كه مجید و یا بی‌بی را در چهره‌ای دیگر تصور كنند، اما این واقعیتی است كه اگر «قصه‌های مجید» به دست هر كارگردان دیگری می‌افتاد، این دو شخصیت چهره‌هایی دیگر به خود می‌گرفتند و فیلم فضای دیگری پیدا می‌كرد.
 
در این مرحله دگردیسی كه «كرم ابریشم سناریو» به «پروانه‌ فیلم» تبدیل می‌شود، كارگردان همه‌كاره است. این اوست كه به بی‌بی و مجید «موجودیتی سینمایی» می‌بخشد.
 
در دنیای داستان، مجید فقط یك اسم است كه در كنار بی‌بی، كه او هم موجودیتی فراتر از یك اسم ندارد، زندگی می‌كند.
 
خواننده‌ داستان مجاز است كه چهره‌های بی‌بی و مجید و فضای زندگی آنها را در عالم خیال بپرورد و بنابراین، این دو نفر می‌توانند به تعداد خوانندگان قصه‌های خویش چهره‌هایی متفاوت پیدا كنند؛ چهره‌هایی مجرد كه هرگز وضوح و تشخص عكس‌ها و تصاویر را ندارند.
 
اما وقتی مجید داستان، در چهره و رفتار هنرپیشه‌ای كه اكنون نقش مجید را بازی می‌كند انحصار می‌یابد، دیگر امكان تخیل از بیننده دریغ می‌شود.
 
در نزد اغلب كسانی كه فیلم «رسالت» (محمد رسول‌الله) را دیده‌اند، یاد حضرت حمزه ـ عموی پیامبر ـ متلازم با تجسم چهره‌ی آنتونی كویین است؛ این خصوصیت سینماست و مثل هر امر دیگری در این عالم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، با خود حدود و اقتضائاتی دارد كه از آن نمی‌توان گریخت.
 
اما هر داستان حقیقت یا جوهری دارد كه فیلم می‌تواند به آن نزدیك و یا از آن دور شود. بنابراین، می‌توان گفت كه هیچ روایت سینمایی متناسبی از «جنایت و مكافات» وجود ندارد، حال آنكه درباره‌ی «هملت»شاید چنین نباشد.
 
تماشاگران داستان فیلم را تعقیب می‌كنند، اما این هست كه سینما ماهیتی متمایز از داستان دارد، اگرچه از جوهر داستان و داستان‌سرایی بهره می‌برد.
 
روایت سینمایی آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» نه تنها چیزی از اصل داستان نكاسته است بلكه اساساً از حد یك «داستان مصور» فراتر می‌رود.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار