کد خبر:۱۷۸۳۱۴
فرهنگ و تهاجم فرهنگی در آیینه نگاه رهبرانقلاب - 6
هدف تهاجم فرهنگی؛ منصرف کردن جوانان مومن از پایبندی به ایمان
جوان جبهه رفته ما را اگر محاصرهاش کردند، اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند بعد او را به تماشای فیلمهای جنسی وقیح وادار کردند، شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟!...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ غرب در تهاجم فرهنگی خود به جهان سوم، به ویژه کشورهای اسلامی، اهداف خاصی را دنبال می کند. از مجموع برنامه ها و عملکرد و اعترافات می توان هدف اساسی را جدا کردن علم از دین که منتج به جدایی سیاست از دین و دین زدایی از جامعه می شود، دانست. ذيلا ادامه بخش دیگری از اهداف تهاجم فرهنگی غرب در قبال ملت ایران آورده شده است.
4- سست کردن ایمان و عشق مردم و جوانان نسبت به انقلاب
جوشش درونی یک ملت و نسل جوان آن است که سنگر مستحکمی در برابر نفوذ بیگانگان می باشد. ایمان، عواطف و عشق مردم به نظام، ارزش های نظام و مسئولین آن، عامل مقاومت مستمر و پایداری ملت است. دشمن با آگاهی از این سد محکم، با نقشه های خود می کوشد تا هر چه بیشتر در این سد رخنه ایجاد کند؛ سست کردن ایمان و عواطف و عشق مردم و جوانان و بی اعتقاد کردن آنان به نظام و مسئولان، رخنه در این سد و هدف دشمن برای رسیدن به منافع نامشروعشان است.
«تهاجم فرهنگی، مثل خود کار فرهنگی، اقدام آرام و بیسر و صدایی است. یکی از راههای تهاجم فرهنگی این بوده است که سعی کنند جوانهای مؤمن را از پایبندیهای متعصبانه به ایمان، که همان چیزهایی ست که یک تمدن را نگه میدارد منصرف کنند، همان کاری را که در اندلس، در قرنهای گذشته کردند. یعنی جوانها را در عالم به فساد و شهوترانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند، این کار حالا هم دارد انجام میگیرد...
صدای فرو ریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید - خدای نخواسته، آن وقتی درمی آید که دیگر قابل علاج نیست، جوان جبهه رفته ما را اگر محاصرهاش کردند، اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند بعد او را به تماشای فیلمهای جنسی وقیح وادار کردند، شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟! وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروی جوانی فاسد میکنند و حالا دشمن دارد این کار را میکند.»
«دشمن در تهاجم فرهنگي خود سعي مي كند مقاومت را در ميان مردم ما از حيثيت و اعتبار بيندازد؛ در واقع مقاومت شكني كند و سنگرها را از بين ببرد. مهمترين سنگر يك انسان، ايمان و انگيزه و عشق اوست؛ نبايد اجازه دهيد اين سنگر را در دلها فرو بريزند و از بين ببرند. »
5- سلب شخصیت و هویت و سابقه فرهنگی ملت ایران
غرب با سلطه فرهنگی خود ، تلاش می کند تا ملت ها و ملت ایران را از شخصیت و هویت و سابقه فرهنگی خود، دور و غافل و گاه با تحریف حقایق تاریخی، نسبت به گذشته خود متنفر و خجل سازد. الگوها، زبان، آداب و رسوم، مفاخر، استعدادها و تاریخ، از جمله مظاهر شخصیت و هویت فرهنگی ملت هستند که مورد هجوم قرار می گیرند.
«تسلط فرهنگی از تسلط اقتصادی و از تسلط سیاسی هم خطرناکتر است؛ چرا؟ چون وقتی یک ملت بر ملت دیگر تسلط فرهنگی پیدا کرد، هویت ملتی که زیر سلطه است، از بین میرود. اگر يك ملت را از تاريخش، از گذشتهاش، از فرهنگش، از شخصيتش، از مفاخر علمى و دينى و سياسى و فرهنگىاش جدا كردند و از يادش بردند، زبانش را از او گرفتند، الفبايش را از او گرفتند، كتابش را از او گرفتند، سابقه فرهنگىاش را از او گرفتند، اين ملت آماده خواهد شد كه هر چه مىخواهند بر سرش بياورند. اين ملت ديگر جان پيدا نمىكند؛ مگر اينكه شخصيتهاى برجستهاى در آن ظهور كنند.»
6- جدایی دین از سیاست
شاید بتوان از ترفند جدایی دین از سیاست به عنوان سر حلقه اهداف استکبار و به عبارتی دیگر به عنوان نتیجه تمامی اقدامات و اهداف استکبار نام برد. اگر دین و آموزه های حیاتبخش دینی و تکلیف و مسئولیت های ناشی از آن، از جامعه و زندگی جمعی و ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی و اجتماعی کشور حذف شود، استکبار به آنچه می خواهد رسیده است و سایر اهداف او بسیار سهلتر قابل وصول خواهد.
«دشمنان با نقشه هاي از پيش آماده شده، دين را در کشورهاي اسلامي از صحنه ي زندگي راندند و شعار جدايي دين از سياست را در اين کشورها تحقق بخشيدند. نتيجه اين شد که پيشرفت علمي غرب بتواند اين کشورهاي را يکباره به صورت تابعي از کشورهاي صنعتي درآورد و سرنوشت سياسي و اقتصادي آن را براي مدتهاي طولاني و جبران ناپذير، به دست غارتگران غربي بدهد.
امروزه غالب کشورهاي اسلامي، پس از ده سال که جيب کمپانيها و دولتهاي غربي از منابع آنها پر شده، هنوز در وادي عقب ماندگي سرگردانند و هنوز محتاج صنعت و علم و کالاي غربي و هنوز در عالم سياست، طفيلي و پيرو ناگزير آنان. اين، همان خسران عظيمي است که از روز اول بر اثر عدم توجه به اصل بنيادين اسلام - يعني توحيد اسلامي - پيش آمده و هر چه زمان پيشتر رفته و علم کاملترشده و دولتها و کشورهايي را مجهزتر کرده، کشورهاي اسلامي ناتوان تر، وابسته تر، کم جرأت تر و بي ابتکارتر شده اند».
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰