مسئولان فرهنگي كه در شلوغي شهر آويني را گم كردند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۹۶۸۸
حاشيه‌نگاري بر سالگرد شهيد آويني در تالار وحدت؛

مسئولان فرهنگي كه در شلوغي شهر آويني را گم كردند

مسئولان فرهنگي حتما در ميان شلوغي شهر آدرس تالار وحدت را گم كرده و فقط عكس سيدمرتضي را بالاي دفترهاي فرهنگي و هنريشان قاب كرده‌اند!
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبر گزاري دانشجو»، مراسم يادبود سيدشهيدان اهل قلم بود همه را دعوت كرده بودند تالار وحدت، قبلا اين تالار را در تلويزيون ديده بودم معماري خاصي دارد، آدم ياد سالن‌هاي خارجي تئاتر مي‌افتد چندين طبقه به صورت دايره‌اي صحنه‌ را احاطه كرده است خلاصه معلوم بود فضاي معماري خوبي دارد جاي خبرنگاران را گذاشته بودند طبقه بالا و در اتاق‌هاي كوچك خصوصي هر اتاقي مخصوص چند صندلي بود كه دري جداگانه داشت.
 
فضاي تالار وحدت را توصيف كردم تا كمي هنري مطلب آغاز شود ولي جاي انتقادهاي سيد اهل قلم كه بعدها شهيد شد خالي است، آنقدر هنر غربي بوي تبعيض و زياده‌خواهي مي‌دهد كه حتي سالن‌ها را هم طوري طراحي مي‌كنند كه نصفش براي مهمانان ويژه باشد آويني خيلي تلاش كرد هنر را از ويژه بودن براي عده روشن فكر در بياورد دوربين دست گرفت و گفت بايد روايت كرد نه داستان‌هاي نفس‌گراي غربي را بلكه هنر مرداني را كه غير خدا هيچ نخواستند.

اين را در مستندهاي ابتداي مراسم به تصوير كشيدند اول قسمت يازدهم روايت فتح را پخش كردند كه بي‌گانه با حال و هواي اين روزها نبود انصارالمهدي و سخني كه سيداهل قلم بر زبان جاري مي‌كرد «امت مسلمان ايران طلايه دار نهضت اسلامي هستند، حق‌طلبي و صبر و استقامت از جمله چيزهايي است كه آنان را اين چنين جلودار كارهايي بزرگ كرده است.»

فيلم اول كه تمام شد رسيد به هنر و رسانه سيدمرتضي مي‌گفت كه در امروز چاره‌اي جز مقابله مفهومي با ماهواره نداريم سيد مي‌دانست روزي مي‌آيد كه مسئولان فرهنگي علم چه كنم بر دست گرفته و منفعلانه دم از جمع‌آوري ماهواره مي‌زنند او براي همين گفت: «حصارها زماني كاربرد دارند كه دزدان شب بر زمين زندگي مي‌كنند، اما آن زمان كه از آسمان فرود مي‌آيند چگونه مي‌توان به حصار‌ها اطمينان كرد.»

پس بايد از شر اين فكر كه حصار ها بتوانند ما را از شر ماهواره‌ها رها كنند خارج شويم!

سيد حرف زياد داشت مقابله انفجار اطلاعات را براي همين نوشت.

حالا نوبت رسيد به رسانه ملي، مقاله يك تجربه ماندگار شهيد آويني هم زيبا بود كه گفت: حال روش‌هايي كه براي ايجاد باور مخاطب در صدا و سيما استفاده مي‌شود براي گرفتن باور از مخاطب است صحنه را به صورت كاملا مصنوعي مي چينند، دو تا عكس بي‌ارتباط با موضوع گزارش و فقط اين باور را در مخاطب ايجاد مي‌كند كه همه چيز مصنوعي است در تصوير مي‌بينيم! ميكروفون را مثل بستني رو به روي مصاحبه شونده مي‌گيرند و شروع مي‌كنند به پرسيدن شعارهايي كاملا كليشه‌اي و مصاحبه شونده نيز كه اين مصاحبه را مثل سنت‌ الهي مي‌پندارد شروع مي‌كند به بيان جواب‌هايي كليشه‌اي تر از آنها!

حالا سيدمرتضي در ادامه كار خودشان را تشريح مي‌كند ما با اين كه از آن ابتدا تجربه كار مستند نداشتيم فهميديم كه هر آنچه را كه از ابتدا مانع عدم باورپذيري مخاطب مي‌شود از ميان برداشت «ميكروفون» گزارشگر با ژست‌هاي مسخره و همچنين سوال‌هايي كليشه‌اي تلاش ما بر آن بود تا خود را با واقعيات جبهه‌ها منطبق كنيم.

وقتي فيلم تمام شد نوبت بود به معرفي هم‌رزمان سيدمرتضي بچه‌هاي مظلومي كه در روايت فتح شهيد شده بودند مثل شهيد قاسم بوذري، بهروز فلاحت پور، رضا مرادي نسب، علي طالبي، حسن هادي، حسين شريعيت، امير اسكندري و ... رسيد

تازه مراسم رسيد اولش كريم منصوري رفت روي سن و خواند از همان ابتدا صدا را بالا گرفت تا اشك همه را در بياورد، از همان مدلي خواند كه كنفرانس اسلامي را به لرزه در آورد، به اين مي‌گويند قرآن خواندن براي سيد شهيدان اهل قلم و به درستي اگر اين گونه نبود حق سيد مرتضي ضايع مي‌شد.

مجري تازه آماده اجراي مراسم شد بعد از كمي صحبت صدايش برايم آشنا بود چند لحظه گذشت تا متوجه شدم در يكي از اين مستندهاي جديد روايت فتح صدايش را شنيده بودم گرمي صدا يادآور لطافت سيد مرتضي و كلامش بود آقاي محموديان اجراي اين مراسم را به عهده داشت.

وقتي شروع كرد ياد حاج بخشي را خوب زنده كرد، ياد شهيدان هسته‌اي و مصطفي احمدي‌روشن،‌ ياد مادر سيد مرتضي كه امسال در ميان ما نبود و شهدا كه هميشه زنده‌اند ...

بعد از آن مستندي پخش شد، اسم مستند «مادري» بود، زيبا و تأثيرگذار حتما پيشنهاد مي‌كنم هم آن را ببينند تا معلوم شود مهر ولايت بر مهر مادري هم برتري دارد.

بعد آقاي دكتر مجيد شاه‌حسيني براي سخنراني بالاي سن رفت، معلوم بود دل پري از رفقاي به اسم رفيق و به رسم نارفيق سيدمرتضي دارد، روش و منش سيدمرتضي را در علوم انساني بررسي كرد و رفت سروقت برخي نارفيقاني كه امروزه تازه خاطره‌هايي از سيد مرتضي  يادشان آمده است! خاطره‌هايي كه به كلي با منش و افكار شهيد تناقض دارد خيلي مسئله را باز نكرد و كاملا ادبي به همگان فهماند كه خاطره از سيد مرتضي خوب است ولي مهم‌تر زبان گوينده است كه مفهوم را از فيلتر جان خود عبور داده است!

او خيلي واضح گفت روشنگران هرگز آويني را نمي‌بخشند همان گونه كه جلال آل احمد را!‌چون هر دو در ميان روشنفكران راه را يافته بودند و مدام روشنفكري را كج راه مي‌دانستند.

بعد از صحبت‌هاي زيبا و ادبي شاه حسيني نوبت مستندي پخش نشده از سيدمرتضي بود، برخي تصاوير پشت صحنه و انتقال پيكر پاك شهيد سيد مرتضي در هلكوبتر كه به راحتي مي‌شد صداي گريه‌هاي جمعيت را با ديدن اين تصاوير شنيد!

از حضور مسئولان كه هر چه نگويم بهتر است، فقط آقاي غفوري‌فرد آدرس را درست پيدا كرده بود و سروقت رسيد به سالن باقي دوستان نيز حتما در ترافيك تهران آدرس تالار وحدت را ميان شلوغي شهر گم كرده و فقط عكس سيدمرتضي را بالاي دفترهاي فرهنگي و هنريشان قاب كرده‌اند!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار