مگر این لحظه همان لحظه‏ رستاخیز است؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۱۶۸۴
شب شعر فاطمی در قم-4؛

مگر این لحظه همان لحظه‏ رستاخیز است؟!

محمد علی مجاهدی از شاعران به نام در عرصه شعر آیینی دیروز در مراسم شب شعر فاطمی در قم اشعار خود را در وصف حضرت زهرا (س) خواند.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از قم، محمد علی مجاهدی متخلص به پروانه از شاعران به نام در عرصه شعر آیینی دیروز در مراسم شب شعر فاطمی در قم اشعار خود را در وصف حضرت زهرا (س) خواند که متن آن در زیر آمده است:
 
قنفذ، پی دلداری او آمده بود!
مسمار، به غمخواری او آمده بود!
چون دید کسی بر سر بالینش نیست
آتش به پرستاری او آمده بود!
 
قدر تو چو تربت تو، پنهان مانده‏ست
از دیده‏ شب، سپیده پنهان مانده‏ست
دانی که جدا از تو دل ما چونست؟!
مانند تنی که دور از جان مانده‏ست!
 
مي زد چو بلا صلا، بلي مي گفتم
اندوه نبي را به ولي مي گفتم
در لحظه برخاستن از بستر
درد تابم كه نبود، يا علي مي گفتم!
 
گويند كه: چون خصم بر او، راه گرفت
بر فاطمه راه، خصم گمراه گرفت
برخاست خروش از همه عالم كه: بلال!
برخيز و برو اذان بگو، ماه گرفت!
 
چون بر او خصم قسم خورده‏ دین راه گرفت
بانگ برداشت، موذن که:رخ ماه گرفت!
چشم هستی نگرانست که این واقعه چیست؟
وانکه دامن زده بر آتش این فاجعه، کیست؟
 
در سماوات ملایک همه بی‏تاب و سکون
که دم آخر عمرست و دم کن فیکون
ماسوا رفته فرو یکسره در بهت و سکوت
تا چه آید به سر عالم ملک و ملکوت؟!
 
رزق را کرده دریغ از همه کس میکائیل
عن قریب است که در صور دمد اسرافیل
مریم از خاک سراسیمه سرآورده برون
شسته با اشک ز رخساره‏ خود گرد قرون
 
که کنون آتش آشوب قیامت تیز است
مگر این لحظه همان لحظه‏ رستاخیز است؟!
این خدیجه است که از درد بجان آمده است
از جنان موی کنان، مویه کنان آمده است
 
کز چه رو رشته‏ ایجاد ز هم بگسسته است
نکند قائمه‏ عرش خدا بشکسته است؟!
چه مگر بر سر ارباب نظر می‏آید؟
عمر هستی مگر امروز بسر می‏آید؟
 
تیغ عریان خلافت به عداوت تیز است
خصم از پا فکن و صف شکن و خونریز است
آنکه آن روز در آن معرکه یاری می‏کرد
سیل بنیان کن این حادثه جاری می‏کرد!
 
کیست در پشت در ای فضه، که جبریل امین
دوخته دیده‏ حیرت زده‏ خود به زمین
پربازدیدترین آخرین اخبار