کد خبر:۱۸۱۷۵۹
دانشگاههای آذربایجان غربی در انتظار بازگشت پرستوهای بینشان
این روزها حال و هوای ارومیه عطرآگین شده و گویی در تلاطم استقبال از پرستوهای بینشان است که سالها از آشیانه خود هجرت کرده و اکنون شوق وصال را به ارمغان آوردهاند.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»- مریم محمد قلی پور، آذربایجان غربی مهد باکری هایی است که دیروز گفتند امروز میهن باید عاری از بیگانه باشد، امروز گفته آنان تحقق یافت اما باید دید آنان که در فکه، طلائیه، هویزه و جزایر مجنون و ... با خدا ملاقات کردند و پیکرهایشان آسمانی شد کی و چه موقع شوق وصال داشتند.
نم نمك فراموش می کنیم یعنی آنقدر در ميان روزمرگي هاي بي نورمان غرق شده ايم كه قطره قطره از يادمان برده ايم كه چطور آرام نشسته ايم اما براستي آيا يادمان مي رود مرداني كه مردانگي را شرمنده كردند، مرداني كه آنقدر محكم بودند كه كوه تا نام آن هشت سال می آيد صامت به صامت خرد مي شود، مرداني كه تك تكشان يادآور احياگري حسين (ع) است و تا امام گفت: بسيجي، همه مردان گفتند: لبيك، مرداني كه قلبشان به صافي نسيم بود و نورشان حوريان بهشتي را به بهت وا مي داشت، مرداني كه مفسر بلوغ آيه ها بودند و زمزمه زمزمه كرشمه دل را ناديده گرفتند و سايه به سايه نقش شراره هارفتند كه ابدي شوند.
امروز سطح شهر پر از بنرها و پوسترهای تبلیغاتی است که همه، خبر از حکایت شیرین بازگشت و وصال دارد، بازگشتی که هر چند دیر است اما برای خیلی ها نوای خوش «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» را زمزمه می کند.
دومین ماه از بهار سال 91 برای آذربایجان غربی بهار در بهار است؛ چرا که می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست، سوم و چهارم اردیبهشت ماه امسال قرار است 6 تن از پیکرهای پاک فرزندان زهرای مرضیه (س) در دانشگاه های آزاد و علوم پزشکی ارومیه و آزاد خوی به خاک سپرده شود.
اما باید از خود پرسید اگر شهدا زنده بودند و از ما درباره چگونگی حفظ حرمت خونشان سوال می کردند آیا واقعا جوابی داشتیم که به آنها بدهیم یا باید مثل همیشه سر به زیر انداخته و می گفتیم، شهدا شرمنده ایم... شرمنده از اینکه شما برای ما سر و تن دادید اما ما برای شما ...
خالصانه می آییم تا زيارتتان كنيم و با دلهاي خسته اما اميدوار، خدا را با بغضهاي شكسته فرا بخوانيم و بگوييم كه شهدا! ما شما را فراموش نكردهايم... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هويزه، طلائيه، بستان، صداي غرش توپها، حسين فهميدهها و باكريها، چمرانها، آوينيها و ... فراموش شدني هستند؟
نه، ما می آییم تا بگوييم كه شما در روح و باطن ما جاي داريد، می آییم تا بگوييم هان اي عاشوراييان! عاشورايي ديگر در پيش است، می آییم تا بگوییم هان اي شهدا، راه شما، انديشه شما و تفكر شما در روح و روان جامعه ايراني جاي دارد.
اي شهداي گمنام و اي غلطيده شدگان در سربهاي سرد و سنگين كه به عشق مام ميهن و انقلاب و اسلام، سر بر سوداي عشق گذاشتيد، اينجا كجاست؟ ما كيستيم... شما كه بوديد؟ و كجاييد؟ بر مزار كدامتان بگرييم كه بغض امان نميدهد، بگرييم، گريه مگر دوا كند... ميگرييم اما زهي تاسف كه گريه نيز دوا نميكند... ای كاش كه در شهادت باز بود.
حرف آخر؛ تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند، آنان از گمنامی خویش کهفی ساختهاند و در آن پناه گرفتهاند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰