کد خبر:۱۸۳۱۸۰
به بهانه بزرگداشت سالروز سفر رهبر انقلاب به شيراز؛
لبیک به ندای رهبر انقلاب در ساختن دیاری در خور «سومین حرم اهل بیت(ع)»
به راستی شعار «سومین حرم اهل بیت(ع)» و ثمره خون 14 هزار و 600 شهید ولایتمدار و فداکار استان، کی و کجا باید در شیراز نمود پیدا کند؟ و کی وقت آن میرسد که به ندای امام و مولایمان در رفع ناهنجاریهای دیار احمد بن موسی(ع) لبیک گوییم؟
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- فاطمه خسروپور، اشك روان داغداران عاشورا از محرم سال 61 هجري قمري تا امروز وسيلهاي بوده است تا عاشورا سرنوشت غدير را پيدا نكند، حرارتي بود، تا سرماي فراموشي چنگ به جان انديشه نزند و امت دوباره در همان دام نيفتد.
شيعه آموخت كه همه زمانها عاشوراست و همه زمينها كربلا و هر لحظه امتحاني است كه بايد به وقت در آن امام و حق را بشناسد و فرياد را در گلو جان دهد و جان را در تن آماده پرواز كند، تا مبادا كه يادگار محمدي(ص) را در خرابههاي شام به تاراج رفته ببيند.
اين داغ درسي بود براي هميشه تاريخ. درسي براي عام و خاص كه چشمها را بايد باز نگه داشت، حق را گفت و اسير بندها نشد، بندهايي كه گاه چه عزيزند. سر و همسرند، جاهاند و مال، گاه آبرو، گاه درنگي بيوقت در سر انداختن پيش پاي ولي.
اين داغ خواب از چشم شيعه گرفت كه مبادا در لحظههاي امتحان چشم از دهان ولي برداشته شود و مسير گم. امتحاني شبيه ديروز، امتحاني شبيه امروز.
سوز دل در ماتم حسين در سينههاي مؤمنان باقي ماند چون كينه اسلام در دل يزيديان باقي ماند، يزيدياني كه مرامشان هنوز همان است كه بود و اگر از خيام حرم حسيني نميتوانند انتقام بگيرند از سياهي عزاي او كه ميتوانند.
همانگونه كه اسلام بدون عاشورا قابل درك و فهم نيست، انقلاب نيز بدون دفاع مقدس قابل فهم و درك نميشد
دوران دفاع مقدس، دوران مطالبه حقباوران و تغيير مردان و آزادگان عالم و دوراني بود که در هيچ كدام از دوران غبيت امام عصر(عج)، به اندازه دوران دفاع مقدس اسلام بازخواني نشد، بنابراين همانگونه كه اسلام بدون عاشورا قابل درك و فهم نيست، انقلاب نيز بدون دفاع مقدس قابل فهم و درك نميشد.
وقتي بعد از 23 سال از پايان جنگ تحميلي، هنوز گلزار شهدا، دارالشفای آزادگان است و ميتوان گامهاي استوار مادران سياه چادري را ديد كه دل در گرو فرهنگ سرخ حسيني دارند و در كنار مزار فرزندان عاشق، عارف و دلسوخته خود، نداي «هل من ناصر ينصرني» خميني زمان را فرياد ميكنند، ميتوان اميدوار بود كه فرهنگ ايثار و شهادت در اين ديار زنده است و ميتوان طعم شراب شهادت سرخ را چشيد.
اردیبهشت 90؛ باز هم نوای کجایید ای شهیدان خدایی، باز هم بوی عود و گلاب و اسپند، باز هم تکرار لحظات آسمانی در این عالم ناسوت، باز هم خبر از افلاکیان آمده بود، افلاکیانی که آمده بودند تا خاکیان را از خواب غفلت بیدار کنند.
دوستان ديروز شهدا قد برافراشتند تا با برگزاري اجلاسيه سرداران و 14 هزار و 600 شهيد استان فارس، بار ديگر ثابت كنند كه هنوز ياد شهدا در دلشان زنده است كه البته به قول آن مراد فرزانه «زنده نگه داشتن ياد شهدا كمتر از شهادت نيست.»
اجلاسيه سرداران و 14 هزار و 600 شهيد استان فارس فرصتي بود كه نسل جوان و وامانده از هشت سال دفاع مقدس، براي درك كامل ارزش شهيد و راه شهيدان در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جستجو كند.
شهدا محدود به زمان و یا مکان خاصی نیستند پس نمی توان گفت با گذشت زمان روزهای دفاع مقدس و دوره عملیات والفجر، کربلای 5، بیت المقدس و ... شهید و شهادت پایان یافته است.
ما بايد اين يادواره ها و اجلاسیه ها را تبديل به يك فرهنگ زيرساختار کنيم
ما بايد اين يادواره ها و اجلاسیه ها را تبديل به يك فرهنگ زيرساختار نماييم و ببينيم اين شهدا چه اندوخته هاي ارزشمندي داشتند و آن اندوخته هاي علمي، ديني و فرهنگي را بررسي كنيم؛ چرا که اطلاع رسانی در اين زمينه كه اين شهدا چه كساني بودند و براي چه رفتند يكي از راه هاي مقابله با جنگ نرم دشمن است و دشمن از تمامي داشته هاي ما جهت مقابله با فرهنگ ما استفاده مي کند.
اگر مجاهدت شهدا و رهبري معمار کبير انقلاب اسلامي نبود، امروز چنين استقلال و عزتي نصيب اين ملت و مردم نمي شد، نظام جمهوري اسلامي صدقه جاريه اي است که توانسته در دنيا اين گونه به برکت خون شهدا بدرخشد.
اتفاقات امروز در جهان اسلام را نتيجه همين شهداست و مهم اين است اين حرکت مباني ديني اسلامي دارد و اين جزيي از آثار و برکات خون شهدا است.
امروز وظيفه داريم تا اين فرهنگ جهاد و شهادت را در تداوم انقلاب حفظ کنيم و اگر از اين فرهنگ فاصله بگيريم، تداوم انقلاب زير سوال مي رود و ما زمين گير مي شويم.
هيچ چيزي نبايد مانع حفظ روحيه جهاد و شهادت شود، ما بايد اين گفتمان را پيش ببريم و آن را به گفتمان مسلط در جامعه تبديل کنيم و ما زماني مي توانيم اين گفتمان و فرهنگ را پيش ببريم که همه فعاليت هاي ما در کشور در بستر معنويت و اخلاق پيش برود.
امت حزب الله در سومین حرم اهل بیت علیهم السلام پیام آوران شهدایی هستند که روزی به ندای هل من ناصر ینصرنی امام خمینی کبیر (ره) لبیک گفته و با جان و دل مکتب شهادت را برگزیدند تا اسلامیت آن تا دولت مهدوی (عج) بماند؛ چرا که شعار مکتب ایرانی و باستان گرایی، قدرت طلبی؛ عرفان گرایی، انسان محور و عدم اعتقاد به ضرورت حاکمیت ولایت فقیه در زمان نزدیک به شهور و استفاده ابزاری از مهدویت؛ انسان محوری و تاکید بر اومانیسم و .... محکوم به فنا است.
اما امروز در سالروز اجلاسیه 14 هزار و 600 شهید ولایتمدار فارس و در چهارمین سالروز سفر رهبر معظم انقلاب به شیراز و نامگذاری این دیار به «سومین حرم اهل بیت(ع)» چه کرده ایم؟ امروز فریاد پدر معنوی این دیارحضرت آیت الله ایمانی بالا رفته و امت حزب الله از این بی فرهنگی حاکم بر این دیار به خروش آمده اند.
امروز در سالروز فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب باید ببینیم چقدر با مفاسد اداری و اقتصادی در این شهر مبارزه کرده ایم؟
امروز در سال «تولید ملی و مصرف داخلی» شاهد گسترش واردات و ایجاد بازار مصرف برای کالای ایرانی هستیم. امروز در سالروز فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب باید ببینیم چقدر با مفاسد اداری و اقتصادی در این شهر مبارزه کرده ایم؟
رهبر معظم انقلاب این دیار را «سومین حرم اهل بیت(ع) » معرفی کردند تا مسئولان و مردم فهیم و ولایتمدار شیراز در برخورد با ناهنجاری های شیراز به ندای امامشان لبیک گویند، اما چه شد؟
آیا فقط یادگرفته ایم این شعار را در سخنرانی ها و در رادیو تلویزیونمان تکرار کنیم؟ در مبارزه با فرق ضاله چه کردیم؟
مصداق عینی و اجتماعی «امر به معروف و نهی از منکر» کجا باید نمود کند؟
چرا باید این دیار با آن همه ظرفیتی که رهبر انقلاب در دیدار با مردم این استان فرمودند: «فارس در قله است» آمار بیکاری، طلاق، فقر، فساد و ... بالا باشد؟ پس مصداق عینی و اجتماعی «امر به معروف و نهی از منکر» کجا باید نمود کند؟
آیا توسعه دیار سومین حرم اهل بیت فقط در ایجاد بازار مصرف خارجی نمود دارد؟ آیا شیراز را باید در آینده شهری سرمایه سالار برای معدود افرادی بدانیم و از از صدقه این توسعه لیبرال سرمایه داری، بقیه جامعه زیر چرخ های اقتصادی آن له شوند؟
و به راستی شعار «سومین حرم اهل بیت(ع)» و ثمره خون 14 هزار و 600 شهید ولایتمدار و فداکاری هزاران ایثارگر بایستی کی و کجا در شیراز نمود پیدا کند؟ و کی وقت آن می رسد که به ندای امام و مولامان در رفع ناهنجاری های دیار احمد بن موسی(ع) لبیک گوییم؟
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰