ميزگرد دانشجويي بررسي مشكلات دروس معارف در«خبرگزاري دانشجو»-3
کد خبر:۱۸۳۵۰۱
ميزگرد دانشجويي بررسي مشكلات دروس معارف در «خبرگزاري دانشجو»- 1
اجبار به فراگيري اعتقادات، مخالف رويه تربيتي اسلام است/ مشكل دروس معارف، پيچيدن نسخه واحد براي همه است
طي ميزگردي دانشجويي در «خبرگزاري دانشجو» به بررسي مشكلات موجود در حوزه دروس معارف پرداخته شد.
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»؛ به مناسبت هفته آموزش و اهمیت درس معارف در دانشگاه و مشکلات پیش روی این درس، نشست صمیمانه ای با دانشجویان دانشگاه های مختلف برگزار شد که در این نشست مسائل مرتبط با درس معارف مورد بررسی قرار گرفت.
این نشست دانشجویی با محوریت بررسی مشکلات و معضلات در معارف اسلامی با حضور زهرا یاور احمدی، دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی؛ حميد بالایی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق دانشگاه امام صادق؛ كاظم منظورالاجداد، دانشجوی کارشناسی فیزیک دانشگاه تهران؛ عقيله شهرستانی، دانشجوی كارشناسي ارشد مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر؛ مرضيه هاشم نژاد، دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران و علي خواجه، دانشجوی كارشناسي ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس در این خبرگزاری برگزار شد.
در بخش اول این ميزگرد دانشجويي، دانشجویان به سوال «ارزیابی شما از وضعیت حال حاضر دروس معارف در دانشگاه ها چیست» پاسخ دادند؟
دروس معارف اسلامی جامع و مانع نیست

بالایی: چيزي كه ابتدا بايد به آن توجه كرد، اين است كه هدف از گذاشتن درس معارف به عنوان دروس عمومي در دانشگاه هاي كشور چيست؟ شايد هدف شوراي عالي انقلاب فرهنگی از گنجاندن اين درس اين بوده كه اين درس باعث تربيت صحيح دانشجويان در محيط دانشگاه شود.
معارف اسلامي در دانشگاه های کشور در مباحث و موضوعاتي ارائه شده و در مباحث و موضوعاتي ارائه نشده است که بر این اساس، درس معارف در بحث مرتبط با امام شناسي كه از اركان اصلي مكتب شيعه است، به صورت چشم گیری وارد نشده و این موضع خلع جدی در این درس است.
دروس معارفی که در دانشگاه ها ارائه مي شود، توان رفتار سازي ندارد، بلكه رفتار سوز هم است
دروس معارف اسلامي كه در دانشگاه ها وجود دارد، جامع و مانع نيست و تنها به بخشي از مسائل مي پردازد که این امر بايد در بازنگري ها مدنظر قرار گرفته شود. دروس معارفی که در دانشگاه ها ارائه مي شود، توان رفتار سازي ندارد، بلكه رفتار سوز هم است.
از اينجا است كه آفت درس معارف در دانشگاه ها آغاز مي شود. شايد در مرحله پذيرش دروس بتوانند به نوعي مباني را تبيین كنند، اما در مرحله التزام دروس كارايي چنداني ندارند.
در مرحله التزام آنچه مهم است، جبر و فضاي فرهنگي حاكم است و این سوال به ذهن می رسد که آیا فضاي فرهنگي دانشگاه متاثر از فضاي انديشه اي است؟ اينكه فضاي حاكم انديشه اي را تبيين كند در توجه به فضاي فرهنگي دانشگاه بسيار مهم است.
آسيب ديگري كه در دروس معارف و نحوه ارائه آنها در دانشگاه ها وجود دارد، همين مشكلات آموزشي است و به نوعي پیش بردن افراد به سمت سکولاریته است؛ چرا كه در تربيت اسلامي اعتقاد بر اين است كه پيوند مسائل ديني با تمام عرصه هاي زندگي و شخصي است، ولي متاسفانه در نظام آموزش عالي ما به اين امر توجه نشده و هميشه فضاي دروس معارف از دروس تخصصي جدا شده است.
بر این اساس شكست محتوايي ايجاد شده و خود به خود ما را به سمت سكولاريته پيش برده كه اين امر يك آفت جدي است كه بايد مدنظر قرار گيرد.
وقتي استادي نداريم كه ملتزم به معارف اسلامي در حد مطلوب باشند خيلي نبايد توقع داشت كه اين استاد التزام در افراد داشته باشد
يك آفت جدي ديگر اساتيد هستند كه نه تنها الزامي را براي دانشجو به ارمغان نمی آوردند، بلكه باعث فرار دانشجویان از این درس نيز مي شوند. وقتي استاد معارفي داريم كه خودش به رفتار ملتزم نيست اين مشكل به وجود مي آورد. وقتي استادي نداريم كه ملتزم به معارف اسلامي در حد مطلوب باشند خيلي نبايد توقع داشت كه اين استاد التزام در افراد داشته باشد.ما نتوانستيم ظرف 30 سال گذشته به تربيت نسل هاي خوبي از اساتيد اين درس برسيم و اين مشكل بايد از طريق وزارت علوم به صورت مقتضي پرداخته شود و اين در حالي است كه تربيت اين نيروها بسيار سخت است.
دروس معارف در نسبتی با رشتههای تخصصی مورد توجه قرار گیرند
دروس معارف اسلامي در نسبتي با رشته هاي تخصصي نیز بايد مورد توجه قرار گيرد و در آن نسبت بايد بخشی از حجم این دروس دارای نوسان و تغيير باشد. فضاي علوم انساني بشدت متفاوت از فضاي فني و مهندسي و علوم پزشكي است كه معارف اسلامي متناسب با آنها در يك سطح مشترك و در سطوح بالاتر متفاوت است.
شايد يكي از موضوعاتي كه معارف اسلامي در دانشگاه هاي ما جواب نمي دهد، اين است كه ما براي همه يك نسخه واحد پيچيدم و فكر مي كنيم همه با اين نسخه واحد تبديل به اشرف مخلوقات مي شوند. در فضاي تخصصي علوم پزشكي چيزي كه از آن رنج مي بريم، عدم انطباق قشر متخصصين و فضاي علوم پزشكي به احكام ابتدايي اسلام است و اين يك آفت است.
معارف اسلامي كه براي اين قشر قرار است ارائه شود بايد نسبت وسيعي با مشكلات روزمره اجتماعي اين افراد نيز داشته باشد. فضاي فني و مهندسي يك فضاي كاركرد گرايي صرف است كه اگر كسي به دنبال فضاي كاركرد گرايي نباشد، سئوال مي كند بايد نسبت معارف اسلامي با فني و مهندسي جوري باشد كه اين فضاي كاركردگرايي را پر كند.
معارف اسلامي در نسبت با علوم انساني دنبال مباني ساختن علوم انساني متصور است و در رشته هاي فني و مهندسي و پزشكي به عنوان التزامات ديني صرف نگاه مي شود، در علوم انساني به يك نگاه علمي ويژه هم نگاه مي شود.
محتوای دروس معارف کیفی نبوده و متعارف با نیاز جامعه تدوین نشده است

یاور احمدی: تعداد واحدهای درس معارف مناسب است، اما از لحاظ کیفیت مطالب کاربردی نیست و مطابي نيست كه مورد نیاز روز جامعه، بخصوص در گروه علوم پزشکی باشد.
درس های معارفی که دانشجویان می خوانند بی ارتباط است و دانشجوها هم بر این اساس بی انگیزه سر کلاس ها حاضر می شوند و با وجود حضور برخي اساتيد به نام در اين حوزه ها، در القا این انگیزه کاری را از پیش نبرده اند، بنابراين لازم است بخشی از دروس معارف دانشگاه ها برای هر گروه متناسب با حوزه آموزشی تدریس شود. درس تفسير قرآن، تفسير نهج البلاغه هم است. تفكيك كردن قرآن از نهج البلاغه درست نيست. بايد اين درس طوري باشد كه قرآن و نهج البلاغه با هم عنوان مي شود.
نكته ديگر اينكه از طرف دانشگاه ما درسي برگزار شد با نام حكمت عملي و باليني، كه استدلال آن اين بود كه پزشكان در قديم حكيم بودند و بايد تلاش كنيم در حال حاضر هم اين اتفاق بيفتد. به نظرم اگر اين درس در گروه معارف پيگيري مي شد عاقبت بهتري پيدا مي كرد.
جو كلاس معارف در دانشگاه علوم پزشکی با دبیرستان فرقی نمیکند

هاشم نژاد: جو كلاس در دانشگاه علوم پزشکی با دبیرستان فرقی نمی کند. ما درس معارف یک و دو را داریم که کمیت آن باید درباره اصول و فروع دین باید باشد و این موضوع را تبیین کند، اما جوی که در دانشگاه علوم پزشکی تهران ايجا شده با دبیرستان هیچ فرقی نمی کند.
استاد جزوه ای به دانشجویان ارائه می کند و بر این اساس دانشجویان باید این جزوه را مطالعه کنند که این جزوه بار علمی زيادي ندارد که نهایت این موضوع انجام امتحان تستی است و فردی که این جزوه را بیشتر حفظ کرده باشد بالاترین نمره را از استاد دریافت می کند.
با وجود تعداد زياد واحدهاي دروس معارف، همچنان کارگاه های تخصصی مرتبط با موضوعات اين دروس در دانشگاه ها ایجاد مي شود.استاد معارف ما رشته اش حقوق بود و با هدف درس همخوانی نداشت، بنابراين با توجه به واحدهایی که برای درس معارف به دانشجویان ارائه می شود، همچنان نیازمند یکسری کارگاه ها با موضوعات ولایت فقیه و انقلاب هستیم که در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام می شود.
این در صورتی است که اگر استادان این کارگاه ها در گروه معارف دانشگاه ها وارد شوند این همه وقت و انرژی صرف نخواهد شد.
همچنین سئوالات امتحانی درس معارف باید طوری طراحی شود که دانشجویان حس کنند در خصوص عقایدشان از آنها سئوال می شود. درس متون اسلامی باید در مورد قرآن و نهج البلاغه باشد که متاسفانه استاد این درس صرف و نحوه عربی به دانشجویان آموزش می داد.
آن چیزی که باید از این درس دریافت می شد به دانشجویان ارائه نشد. باید در این درس تفسیر قرآن و نهج البلاغه ارائه شود.
روش آموزش معارف باید متناسب با رشته دانشجویان باشد؛ مثلا دانشجويان رشته هاي فني با استدلال يك موضوع را مي پذيرد، اما دانشجوي پزشكي بر اساس دروس فيزيولوژيك و بيولوژي بهتر مطالب را دريافت مي كند.
به طور مثال استاد بيو شيمي ما كه مي خواست در خصوص نظم توليد پروتئين در سلول درس دهد، آنچنان زيبا اين درس را بيان مي كرد كه توحيد به راحتي از آن دريافت مي شد. مطالبي كه در رابطه با توحيد در اين كلاس درك مي شد بسيار بيشتر از مطالبي بود كه در كلاس معارف به دانشجويان ارائه شد.
هيچ يك از اساتيد پزشكي از مجراي اخلاق اسلامي چيزي به ما آموزش نمي دهند
نكته ديگر اينكه در دوره تحصيل ما در خصوص احكام پزشكي حرف زده نمي شود. واحدي داريم به نام «اخلاق پزشكي» كه در آن درس هايي در خصوص قواعد اخلاق پزشكي غربي صحبت مي شود و دانشجويان نمي دانند كه آيا اين درس از مجراي اسلامي گذشته است كه به دانشجويان تدريس مي شود. هيچ يك از اساتيد ما از مجراي اخلاق اسلامي چيزي به ما آموزش نمي دهند.
جدایی کلاس های درس، نکات مثبت درس معارف در دانشگاه علوم پزشکی تهران
يكي از نكات مثبت گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی تهران اين است كه كلاس دختران از پسران جدا است.
درس معارف ما در خصوص روابط دختر و پسر هيچ چيزي ارائه نمی کند در صورتي كه همايش ها و كلاس هاي مختلفي در اين موضوع در دانشگاه برگزار می شود و این در حالی است که بايد اینگونه مطالب در درس معارف گنجانده شود.
بهتر است يك واحداختياري معارف براي كساني كه دغدغه مندي بيشتري دارند، در دانشگاه ها گذاشته شود كه در آن واحد درسی از مسائل روز اسلامي صحبت شود تا بر این اساس قدرت تحليل و دفاع دانشجویان در جامعه بيشتر شود.
در نهايت اينكه متاسفانه هيچ بحثي در رابطه با ظهور و مهدويت در دروس معارف دانشگاه ما ارائه نمي شود.
اساتيدي نداريم كه پاسخگوي سوالهاي دانشجويان در مورد اسلام و انقلاب باشند

خواجه: يك سوال يا مساله اين است كه آيا دروس معارف بايد الزامي باشد؟ در سند ملي آموزش و پرورش در بخش برنامه ريزي درسي(كه احتمالا قابل تعميم به آموزش عالي هم با مختصاتي هست) دروس را به سه دسته تقسيم كرده اند: دروس تجويزي يا الزامي، دروس نيمه تجويزي يا انتخابي و دروس غيرتجويزي يا اختياري.
دروس معارف از كدام دسته بايد باشد؟ اين، اولا مخالف رويه تربيتي اسلام است كه كسي را مجبور كند به فراگرفتن اعتقادات يا ملزم شدن به اعتقادات.
ممكن است كسي بگويد كه ما براي دانشگاهي كه در حكومت اسلامي است برنامه ريزي مي كنيم و الزاماتي را مي گذاريم؛ اين درست است اما به نظر بنده نبايد اين امر خودش را در صراحت نشان بدهد. بلكه بايد در متن دروس و در كليت امر اينگونه باشد كه وقتي دانشجو وارد دانشگاه شد بگويد همه چيز اين دانشگاه اسلامي است. بنابراين به نظر من اگر دروس معارف انتخابي باشند دانشجويان توفيق بيش تري به آن خواهند داشت.
نكته ديگر اينكه به نظر من محوريت در كلاس با استاد است نه متن و دانشجو. اساتيد برخي از دروس معارف دانشگاه بسيار خوب است و مورد رجوع قرار مي گيرند و اين در حالي است كه تمام اساتيد اين درس بايد خوب باشند.
دانشجو به بهانه درس معارف از اعتقادات و شبهات ديني از استاد سئوال مي پرسد كه به این سئوال ها باید در کلاس درس جواب داده شود. دانشجویان آنچه سئوال از اسلام و انقلاب دارند از استاد درس معارف جواب می خواهند كه توقع درستي است اين درحالي است كه اساتيدي نداريم كه اين گونه پاسخ گوي دانشجويان باشد.
اگر دانشجو حس كرد كه پاسخ سئوالاتش توسط استادي جواب داده مي شود دانشجو دوباره به استاد رجوع مي كند.
گروه معارف دانشگاه ها فضای دافعه دارند

منظورالاجداد: گروه معارف و فضایی که این گروه در دانشگاه ایجاد می کند ضریب نفوذش کمتر از یک درصد است و یک فضای دافعه دارد.
ما خیلی عقب تر از این بحث ها مشکل داریم. دوره دکتری تربیت مدرس در رشته معارف نهایتا چهار سال است که راه اندازی شده است .
سال 60 در دانشگاه ها انقلاب فرهنگی شده و از آن زمان 27 سال می گذرد، اما تنها 4 سال است که دوره دکتری تربیت مدرس در رشته معارف در کشور راه اندازی شده است. تایید سرفصل ها درحوزه معارف بسیار سخت است و کار به صورت بروکراسی اداری انجام می شود و به نظر می رسد عزمی برای حل شدن مسائل درس معارف وجود ندارد.
دروس معارف سطح بندی ندارد

شهرستانی: مشکل اصلی این است که درس معارف به نیازهای دانشجویان جواب نمی دهد. دروس معارف سطح بندی ندارد. یک فرد مذهبی که وارد دانشگاه می شود و یک فردی که با این مسائل نیز آشنا نیست یک موضوع را می خواند و در این راستا بیشتر بچه های مذهبی متضرر می شوند. در دانشگاه امیرکبیر اساتید خیلی خوبی برای درس معارف وجود دارد .
اما برخی از اساتید تفکرات سکولار دارند که از این اساتید نمی شود خیلی انتظار داشت. اساتیدی هم که خیلی خوب هستند به دلیل ضعف در دروس معارف مجبورند در چارچوب فعالی حرکت کنند. استادی هم داشتیم که از اول ترم تا آخر ترم در مورد مسائل مبتلا به دانشجویان صحبت می کرد که کلاس این استاد خیلی شلوغ بود.
یکی از قوت های اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر در درس معارف این است که همه رشته های فنی اين درس را گذرانده اند و به همین دلیل دانشجویان خیلی به آنها اعتماد می کنند؛ زیرا دانشجویان فنی طلب استدلال می کنند که این نوع اساتید می توانند به راحتی به دانشجویان پاسخ دهند.
درس هایی که انتخاب شده اصلا دغدغه های دانشجویان نیست و از دل نیازهای دانشجو بلند نمی شود و ادامه دهنده دروس معارف در دبیرستان است.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰