گلايه‌هاي خلبانان دفاع مقدس از بها ندادن به خاطراتشان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۴۴۳۱
در نشست سوره مهر مطرح شد؛

گلايه‌هاي خلبانان دفاع مقدس از بها ندادن به خاطراتشان

نشست خاطرات خلبانان صبح امروز در نمايشگاه كتاب برگزار شد و دو خلبان حاضر در اين نشست از بها ندادن به خاطراتشان گلايه كردند.

به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، نشست بررسي انتشار مجموعه كتاب‌هاي خاطرات خلبانان امروز با حضور مرتضي سرهنگي، مدير دفتر ادبيات پايداري حوزه هنري؛ محمد غلامحسيني، راوي كتاب «مهمان صخره‌ها» و احمد مهرنيا، نويسنده كتاب «حمله هوايي به الولي» در غرفه سوره مهر برگزار شد.

 

سرهنگي در ارتباط با تدوين و نگارش خاطرات خلبانان گفت: در چند قرن اخير باوري در ما به وجود آوردند و گفتند ما كشوري نيستيم كه بتوانيم از خود دفاع كنيم و اشغال ايران در شمال و جنوب هم اين مطلب را اثبات مي‌كرد حتي وقتي جنگ ايران و عراق شروع شد در شش ماه اول اين باور را تقويت كردند، اما وقتي عمليات‌هاي نيروهاي ايراني آغاز شد اين باور تغيير كرد.


مدير دفتر پايداري حوزه هنري افزود: اگر سوم خرداد به مناسبت آزادي خرمشهر به خيابان‌ها آمديم و شادي كرديم به دليل شكستن آن باور بود؛ ما به دنيا نشان داديم كه مي‌توانيم از كشور خود دفاع كنيم.


سرهنگي در ادامه گفت:‌ خلبانان ما جنگ را از هوا روي زمين مي‌آوردند، بنابراين كسي كه خاطرات خود را مي‌نويسد، جنگ در آسمان را روي زمين مي‌آورد و به ما نزديك مي‌كند كه ما بايد با خواندن آن خاطرات احساس غرور كنيم.


در ادامه اين نشست نيز سرتيپ خلبان احمد مهرنيا كه با نگارش كتاب «حمله هوايي به الوليد» خاطرات خلبانان را براي اولين بار كليد زده است، گفت: انگيزه من براي نگارش اين كتاب اين بود كه احساس كردم اين بخش از تاريخ جنگ ما مغفول مانده است و اگر در آينده قرار باشد قطعات مختلف جنگ كنار هم ديده شود نبودن اين قسمت، تصوير كلي جنگ را مخدوش خواهد كرد به عنوان مثال در كتاب‌هايي مثل «كوچه نقاش‌ها» و «خاطرات شهيد صياد شيرازي» نيز بخش نيروي هوايي آورده نشده است و اين مسائل باعث شد من احساس نياز كنم و دست به قلم ببرم.


وي افزود: در خلال نگارش خاطرات خود به مواردي برخورد كردم كه به كمك دوستان و همكاران نياز داشتم كه در جريان كار متوجه شدم كه خاطرات دوستان جذابيت بيشتري دارد، بنابراين تصميم گرفتم اين خاطرات را جمع‌آوري كنم، لذا كم‌كم خاطرات خود را در حاشيه قرار دادم و به خاطرات دوستان پرداختم.


مهرنيا در ادامه گفت: با خواندن كتاب «اچ 3» كه يك غير خلبان نوشته بود، دريافتم كه اين كتاب خيلي انحراف دارد، بنابراين تصميم گرفتم به عمليات حمله به الوليد بپردازم؛ چرا كه اين عمليات در كل جهان بسيار مشهور است.


نگارنده اين كتاب ضمن بيان اين مطلب كه سابقه ندارد كه طي جنگ عملياتي در زمين انجام شده باشد و نيروي هوايي در آن عمليات دخالت نداشته باشد، تصريح كرد: امروزه يكي از گنجينه‌ها ذهن خلباناني است كه هنوز حضور دارند و ما توانستيم آنها را براي نگارش خاطرات‌شان قانع كنيم؛ به گونه‌اي كه در حال حاضر تدوين و نشر 10 اثر مربوط به اين حوزه را در دست تهيه داريم.


وي با اشاره به اينكه ما سعي كرديم نويسندگان را نيز با فضاي پرواز آشنا كنيم، گفت: 29 فروردين مصادف با روز ارتش كساني را كه در اين مقوله قلم مي‌زدند را به فرودگاه مهرآباد برديم تا آنها از نزديك با هواپيما و محيط پرواز آشنا شوند و در حال حاضر نيز در تلاش هستيم تا بتوانيم پرواز كوتاهي را برا‌ي آنها تدارك ببينيم تا بتوانند اين خاطرات را ملموس‌تر به نگارش در آورند.


در ادامه اين نشست، سرهنگ خلبان محمد غلامحسيني، راوي كتاب مهمان صخره‌ها در ارتباط با كتاب خود گفت: من مايل نبودم در مورد خاطرات خود صحبت كنم؛ چرا كه خلبانان علي‌رغم كارهاي زيادي كه انجام داده‌اند در خاطرات جنگ محجور هستند و اين محجور بودن شايد به كم‌كاري واحد فرهنگي ارتش برگردد و از طرف ديگر به نوع عمليات‌هايي مربوط مي‌شود كه بچه‌ها انجام مي‌دادند؛ چون در يك پرواز فقط خلبان و كمك او در يك كابين حضور دارند و كس ديگري نيست كه بتواند وقايع را روايت كند و خود خلبان‌ها بايد در اين باره صحبت كنند.


مهرنيا در پاسخ به سوال خبرنگاري در خصوص اينكه جهت ترغيب خلبانان براي بيان خاطرات خود چه كاري انجام مي‌دهيد، خاطرنشان كرد: آنها لطف زيادي به من دارند، اما من در اين مسئله خاص بسيار پيگيري مي‌كنم و از آنها مي‌خواهم كه خاطرات خود را بازگو كنند اگر چه بحث مادي اصلا شايسته اين مسئله نيست، اما به عنوان قدرداني سعي مي‌كنيم دوستان را ترغيب كنيم.


راوي كتاب مهمان صخره‌ها افزود: شروع كار را با نگارش زندگي‌نامه خلبانان گذاشتم تا خلبانان امروز و فردا و همچنين ملت ايران اين افراد را بشناسند.


وي با اشاره به تعداد شهداي خلبان گفت: ما 214 شهيد خلبان در طول جنگ تحميلي داشتيم كه برخي از اين افراد برجسته شدند، اما اگر از مردم بپرسيد قالب خلبانان را نمي‌شناسند؛ لذا وظيفه ما اين است كه چهره‌هاي سخت‌كوش دفاع مقدس را معرفي كنيم.


راوي كتاب مهمان صخره‌ها افزود: شايد كاري را كه يك خلبان مي‌توانست انجام دهد، يك تيپ زره‌اي از عهده انجام آن كار بر نمي‌آمد.


مهرنيا ضمن اشاره به عملياتي كه عباس دوران شهيد شد، تصريح كرد: در عمليات شهيد دوران، دو هواپيما بال در بال هم وارد بغداد مي‌شوند دوران شهيد و خلباني كه در كابين عقب بود اسير مي‌شود و 9 سال اسارت را تحمل مي‌كند اما امروز وقتي صحبت از اين عمليات مي‌شود فقط از دوران صحبت مي‌كنند در حالي كه 4 خلبان در اين عمليات حضور داشتند و دو نفر از آنها اكنون زنده هستند اما كسي آنها را نمي‌شناسد.


وي در مورد مسئله حفاظت اطلاعات در ارتش گفت: بعد از كتاب «حمله هوايي به الوليد» مي‌بينيم كه در نيروي زميني و هوايي مشكل حفاظتي در رابطه با جنگ نداريم، بلكه مشكل بزرگ سرمايه‌گذاري در اين زمينه هستند؛ مثلا 4 نفر انگليسي به خاك‌هاي ما تجاوز كردند ما پس از 15 روز آنها را با آن وضعيت روانه كشور خودشان كرديم و وقتي به آنجا رسيدند ناشران انگليسي قراردادي به مبلغ 4 ميليون پوند با آنها بستند تا خاطرات آن 15 روز را بيان كنند، اما در كشور ما به خاطرات خلبانان بها داده نمي‌شود و حتي شايد انتظار داشته باشند كه خلبان در نشر كتاب نيز به آن كمك كنند.


راوي كتاب مهمان صخره‌ها در ادامه گفت:‌ از بعد عاطفي هم نتوانسته‌ايم در خلبانان احساسي به وجود آوريم كه به همكاري با ما ترغيب شوند؛ چرا كه ما حتي نشان افتخار كه يك حق قانوني است را نيز به اين افراد اعطا نكرده‌ايم و نيروهاي رزمنده اكنون احساس مي‌كنند روزي كه به آنها نياز بود از آنها استفاده شده و حالا به حال خود رها شده‌اند.


مهرنيا همچنين خاطر نشان كرد: تمام فيلم‌هايي كه در بعد پرواز ساخته شده در زماني بود كه ما محدوديت حفاظتي داشتيم در اين فيلم‌ها براي اينكه اطلاعات محرمانه فاش نشود، دست‌كاري‌هايي صورت گرفته است اما اگر اكنون بخواهيم يك فيلم مثلا در مورد «اچ 3» بسازيم اين فيلم به گونه ديگر ساخته خواهد شد.

 

غلامحسيني نيز در رابطه با فيلمسازي در حوزه پرواز گفت: شهيد ستاري، فرمانده نيروي هوايي مي‌خواست نيروي هوايي را معرفي كند. ايشان بابي را باز كردند كه تعدادي از خاطرات خلبانان را فيلم كند و اولين اقدام آنها ساخت فيلمي در خصوص زندگي آقاي دل‌حامد بود. وي در خليج‌فارس سقوط مي‌كند و 24 ساعت روي قايق مي‌ماند. ما مي‌خواستيم اين داستان را فيلم كنيم، اما گفتند چگونه مي‌شود داستاني را فيلم كرد كه يك انسان 24 ساعت روي قايق است؛ اين داستان چه جذابيتي مي‌تواند براي مخاطب داشته باشد، در حالي كه در همان سال فيلم «كلاه قرمزي و پسرخاله» فروش بسيار بالايي داشت.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار