کد خبر:۱۸۴۷۱۶
خاطره رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد از کرامات امام رضا(ع)
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در جشنواره «پوستر رضوی» به جای سخنرانی در این خصوص، به بیان خاطراتی از کرامات امام رضا(ع) پرداخت.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از مشهد، محمود شبستری دیروز در جشنواره «پوستر رضوی» در هتل الغدیر مشهد، دومین سخنرانی بود كه برخلاف سخنرانی های کلیشه ای که بیشتر اوقات گریبان مخاطب را می گیرد، خاطره ای از زندگی شخصی خود و کرامات امام رضا(ع) تعریف کرد.
وی خطاب به دانشجویانی که از سراسر کشور به مشهد آمده بودند تا در اختتامیه جشنواره ملی «پوستر رضوی» شرکت کنند، گفت: حدود 1300 سال از شهادت امام رضا(ع) می گذرد و طی این 1300 سال خیلی ها به درگاه ایشان آمده اند و حاجت گرفته اند؛ خودمن از نزدیک شاهد بودم که چگونه در بارگاه منور امام رضا(ع) یک نابینا شفا پیدا کرد.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد این مطلب را بیان کرد که چون جشنواره پوستر رضوی است و هر کدام از شما با نیت معنوی در اینجا حاضر شده اید، خاطراتی از زندگی شخصی خودم را می گویم و ادامه داد: برای خیلی سوال است که شبستر استان آذربایجان کجا و مشهد کجا.
شبستری تصریح کرد: یک روز زمانی که سال دوم دبستان بودم، پدرم به ما گفت که بار و بندیلتان را جمع کنید تا به مشهد برویم و ما متعجب بودیم که چرا از آذربایجان باید به مشهد برویم و درس را رها کنم.
وی ادامه داد: حالا اگر کرج و تهران بود می گفتیم که فامیل و آشنایان هستند و به خاطر آنها نقل مکان می کنیم.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه وقتی به مشهد رسیدیم از شدت غربت در هتلی ساکن شدیم تا پدرم فرصت کند كه دنبال خانه اي بگردد، خاطرنشان کرد: وقتی وارد مشهد شدم اینقدر غریب بودم که اصلا زبان فارسی را بلد نبودم و همیشه هم کلاسی هایم دستم می انداختند.
شبستری گفت: سال ها بعد متوجه شدم که چرا به مشهد آمدیم و تا زمانی که پدرم زنده بود این خاطره را تعریف نکردم.
وی در خصوص دلیل هجرتشان به مشهد تصریح کرد: قبل از نقل مکان، پدرم به علت گوش دردی نیاز به عمل جراحی داشت برای همین به تهران می رود و در آن جا بنا به دلایلی با دکترش به اختلاف می خورد و دکتر یک سیلی به گوش پدرم می زند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: پدرم بعد از آنکه سیلی می خورد رو به دکتر می کند و می گوید که شکایتتان را به امام رضا (ع) می کنم و از همان جا بلیط مشهد می گیرد.
شبستری با بیان اینکه در آن زمان موبایل و تلفنی نبود که از اتفاقات خبردار بشویم، خاطرنشان کرد: پدرم وقتی به حرم امام رضا (ع) می آید، اتفاقاتی می افتد و گوش پدر خوب می شود.
وی گفت: از آنجا بود که پدرم تصمیم گرفت به مشهد بیاید.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شغل پدرش را معلم و خودش را شاگرد وی عنوان کرد و ادامه داد: پدرم همیشه فاصله 20 کیلومتری منزل تا حرم مطهر رضوی را در ایام خاصی پیاده می آمد؛ طوری که با وجود سن بالایش هیچ گاه این پیاده روی را ترک نکرد.
شبستری افزود: در آن زمان من نگران سلامتی اش بویژه مشکلات قلبی اش بودم و همیشه اصرار می کردم قسمت هایی از مسیر را با ماشین بیاید؛ اما پدرم هرگز قبول نمی کرد.
وی ادامه داد: به مادرم می گفتم که به او تذکر بدهد تا حداقل موقع برگشت با ماشین برگردد.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: هیچ گاه حریفش نمی شدیم؛ یک روز برفی که همراه با همسرم به زیارت رفته بودیم در میدان بیت المقدس که آن زمان میدان آب می گفتیم، یک شخصی را دیدم که روی زمین دنبال چیزی می گشت.
شبستری گفت: به همسرم گفتم بهتر است پیش این شخص برویم، شاید کمک لازم داشته باشد و همسرم هم موافقت کرد.
وی با بیان اینکه وقتی نزدیک شدم حدس زدم این شخص پدرم است، ادامه داد: از پدرم پرسیدم که توی این روز برفی اینجا چه کار می کنی؟
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خصوص جواب پدرش تصریح کرد: پدرم گفت که آشغال های روی زمین را جمع می کنم و من گفتم مگر حرم امام رضا (ع) خادم ندارد که شما این کار رو می کنید، در ضمن اینجا که بیرون از حرم است.
شبستري ادامه داد: پدرم به من گفت که خادمی من هم این جوریست، توی حرم که خادم هست؛ اما اینجا خادم نداره.
وي با بیان اینکه تا زمان حیات پدرم این خاطرات را در هیچ جا نگفته ام، افزود: با توجه به این عشق و علاقه پدرم، در روز تشییع جنازه اش، اتفاقات عجیبی افتاد که سر منشا آن همین عشق و خدمت به امام رضا(ع) بود.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این خصوص تصریح کرد: حدود 10 سال پیش یک عضو هیئت علمی ساده بودم و زمانی که جنازه پدرم را برای طواف به حرم مطهر رضوی بردیم، فامیل و آشنایانی بودند که حدود 100 نفر می شدند.
شبستری ادامه داد: همزمان با تشیع جنازه پدرم و در حالی که پشت جنازه حرکت می کردم، یک سیل جمعیت دانش آموز به دنبال تابوت آمدند؛ به طوری که من در آخر تشییع کنندگان قرار گرفتم.
وي گفت: همین جور متعجب بودم که یک نفر پیشم آمد و پرسید که پدر شما چه کاره بوده، چون این دانش آموزان از اصفهان می آیند و ما با آنها شرط کرده بودیم که همیشه به حرف ما گوش کنند؛ اما به محض دیدن تابوت پدر شما، از کنترل ما خارج شدند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: من گفتم که پدر یک معلم ساده و خودم هم شاگرد او بوده ام.
شبستري افزود: آن مردکه ظاهرا مسئول این دانش آموزان بود از من پرسید واقعا چه سری پدر شما داشته که بچه ها این گونه به دنبالش آمدند.
وي با بیان اینکه تشییع جنازه پدرم با حضور آن دانش آموزان با شکوه غیر قابل تصوری برگزار شد در پایان گفت: پدرم عاشق خدمت به امام رضا (ع) بود و نتیجه این عشق را در دنیا دید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰