کد خبر:۱۸۵۶۳۲
پسر شهید شهریاری در یادواره شهدای هسته ای کشور:
هيچ وقت رسیدگی به ضعفا، درس و نماز شهيد شهرياري قضا نمی شد
پسر شهید مجید شهریاری با اذعان به اینکه از 15 سال پیش منتظر شهادت پدرم بوده ایم، گفت: برای ادامه راه پدرم خودم و خانواده ام هیچ مخاطره ای نداریم.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، محسن شهریاری پنج شنبه، 21 اردیبهشت در یادواره شهدای هسته ای کشورمان که به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان در سالن همایش های ساختمان دانشکده علوم پایه شهید مجید شهریاری این دانشگاه برگزار شد، تصریح کرد: از مدت ها قبل سیستم های جاسوسی انگلیس و اسرائیل با استفاده از تشکیلات گروههای مخالف نظام نظیر گروهک منافقین اطلاعات خانواده ما و دیگر شهدای هسته ای مانند شهید علیمحمدی، عباسی و دیگر اساتید را به دست آورده بودند و خیلی دقیق می دانستند که ما روزها چه کار می کنیم با این وجود ما از 15 سال پیش منتظر شهادت پدرم بودیم و امروز هم برای اینکه من بخواهم راه پدرم را ادامه دهم خودم و خانواده ام هیچ مخاطره ای نداریم.
وی افزود: ما قریب به 15 سال بود که منتظر شهادت پدر بودیم و از همان بچگی یک سری مسائل امنیتی را به ما می گفتند و ما بچه بودیم و نمی فهمیدیم که علتش چیست و در واقع آموزش هایی را به طور نامحسوس داده بودند چون از آن موقع خطر را حس می کردند و البته خطر بود نه اینکه احتمال می دادند.
پسر شهید شهریاری گفت: پدر من بر اساس آنچه که به عنوان تعریف از ایشان شنیده ام برای من عجیب است که آدمی در آن سن در غیر زمان کارش و زمان مال خودش بود یک گوشه ای می نشست و قرآن و نماز می خواند و اشک می ریخت، کتاب حافظ خیلی دوست داشت و وقتی شعر حافظ می خواند اشک می ریخت من نمی دانم که چه چیزی را می دید در این فضاها و خلوت هایی که داشت ولی واقعا عجیب بود به هر حال بعد از این ترور که اتفاق افتاد بیشتر فهمیدیم که چقدر وظیفه داشت و چقدر کار به او محول شده بود و چقدر کارهای مختلف را پذیرفته بود و چقدر کارهای خارج از دستور می کرده است اصلا اینکه یک آدم این همه کار را بتواند انجام دهد برای ما عجیب بود چندین مسئولیت در دانشگاه و در سازمان انرژی اتمی داشت.
شهریاری ادامه داد: کار علمی هیچ وقت از نظر دکتر شهریاری تعطیل نمی شد و مگر در یک مورد و آن هم وقتی بود که موضوع مادر شهید شهریاری بود چون مادر ایشان مریض بود و زمانی که برای درمان به تهران می آمد پدرم برای رسیدگی به امور مادرشان کار را تعطیل می کرد.
وی یادآور شد: شهید شهریاری به ضعفا کمک می کرد و با کمک امام جماعت مسجد محله مان صندوقی را برای کمک به ضعفا درست کرده بودند و جمعه ها کمک های جمع آوری شده را پشت ماشین می گذاشتند و به مناطق محروم می رفتند و بین فقرا، ضعفا و نیازمندان می رفتند و کمک ها را پخش می کردند و بعضی وقت ها که به خانه بر می گشتند حالشان عوض شده بود.
پسر شهید شهریاری گفت: هر کدام از اینها را که گفتم فقط یک دلیل داشت و آن اینکه شهید شهریاری همه چیز را با خدا تنظیم می کرد و هیچ وقتش درسش، نمازش و رسیدگی کردن به ضعفا از طرف ایشان قضا نمی شد.
شهریاری تصریح کرد: برای من عجیب است که پدرم در سن نوجوانی شب ها بیدار می شده و با خداوند عبادت می کرده است و در دوران دانشجویی همانطور که از دوستانشان شنیده ام در خوابگاه دانشجویی محلی را برای عبادت با خدا برای خودش درست کرده بود و شب ها عبادت می کرد.
وی یادآور شد: پدرم خیلی من را به رعایت ادب توصیه می کرد و شعر «ادب خوب است ادب خوب است ادب خوب، هرآنکس بی ادب باشد می خورد چوب» را همیشه خودمانی برای من مي خواند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰