کد خبر:۱۸۸۱۲۳
چگونه مي توان از جنگ با ايران جلوگيري كرد؟
با وجود موانع اساسي در روند مذاکرات ایران و غرب، شانس مهم براي پيشرفت وجود یک رويكرد گام به گام است که در آن هر يك از طرفين دست آوردها و (پيشنهادات) خود را ارائه دهند، اعتمادسازي كنند و (به يكديگر) زمان بيشتري براي گفتگو در مورد مسائل دشوارتر بدهند.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»: مجله فارین پالسی در شماره اخیرش به مذاکرات ایران و 5+1 در بغداد پرداخته است و در آن به راهکارهایی جهت حل مسئله هسته ای ایران پرداخته است. دکتر عباس ملکی معاون سابق وزارت خارجه کشورمان در این متن آورده است:
به رغم گذشت چندين سال از توقف و از سر گيري تلاش ها درباره مسئله هسته ای، ترس از بروز جنگ بيشتر شده است.
چنين احساس سرخوردگي اي قابل درك است اما شايد همه آن قابل توجيه نباشد،اگرچه تنها آغاز يك مسير طولاني است.
با وجود موانع اساسي يك شانس مهم براي پيشرفت وجود دارد، البته اگر هر دو طرف با تمايل به سازش بر سر ميز مذاكره بيايند و بر يك رويكرد گام به گام تمركز كنند كه در آن هر يك از طرفين دست آوردها و (پيشنهادات) خود را ارائه دهند، اعتمادسازي كنند و (به يكديگر) زمان بيشتري براي گفتگو در مورد مسائل دشوارتر بدهند.
دور بعدي مذاكرات 23 مي در بغداد تعيين شده است كه بسيار مهم است.
هيچكس ادعا نمي كند كه اين مذاكرات، فرایند ساده اي است.
ايران و آمريكا از زمان انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 بر سر مسائل مختلف خصومت دارند و اين دشمني بدگماني هاي عميق و محدوديت هاي سختي را به وجود آورده است.
(براي واشنگتن) سازش كردن (با ايران) آن هم در سالي كه انتخابات رياست جمهوري آمريكا برگزار مي شود، سخت است، چرا كه هيچ يك از كانديداها نمي خواهند (به عنوان كسي كه) در مقابل ايران «نرمش نشان مي دهد»، شناخته شوند.
و در ايران كه انتخابات رياست جمهوري در سال آتي برگزار مي شود، هيچ اقدامي نمي تواند به عنوان دفاع از عقب نشيني در مقابل فشارهاي غرب صورت گيرد. براي انجام يك اقدام عملي، هر دو طرف بايد بدانند كه به مصالح ملي شان توجه كنند.
با اين حال (مي توان گفت) از ديد مذاكره كنندگان ايراني و آمريكايي مذاكره ممكن است. هرچند درگيري بر سر منافع ملي وجود دارد، اعتقاد ما بر آن است كه دو طرف با يك سازش و مذاكره، اگرچه نه به طور كامل، اما بهتر مي توانند (منافع ملي) خود را حفظ كنند تا اينكه به بن بست برسند يا برخورد نظامي داشته باشند.
براي ايران وضعيت موجود به معناي ادامه تحريم هاي جاري، دسترسي محدود به سرمايه گذاري و تكنولوژي خارجي و افزايش خطر حمله نظامي است. براي آمريكا وضعيت موجود و عدم مذاكره به معناي افزايش قيمت نفت است، كه بر خطر افزايش تنش ها مي افزايد و (همچنين به معناي) نبود يك راه حل ايراني – آمريكايي (براي حل مناقشه) در مورد اختلافات بر سر تروريسم و همچنين مسئله اسرائيل و البته مسائل ديگر است.
اگر مواجهه (ايران و آمريكا) با برخورد نظامي شديدتر شود، براي امنيت هر دو طرف فاجعه به بار خواهد آورد. جنگ با آمريكا يا اسرائيل خطرات غير قابل پيش بيني منطقه اي دارد.
براي باز كردن راهي به توافق احزاب بايد گام هاي اوليه و كوچك واقع بينانه را با ( اقدامات) بلند مدت براي ايجاد روابط حسنه تركيب كنند. گام هاي اول بايد براي اعتماد سازي دو طرفه برداشته شود كه براي ادامه پروسه و خريد زمان براي گفتگو هاي بيشتر ارزشمند است.
براي هر دو طرف راه هايي وجود دارد كه اعتماد سازي در فرايند مذاكرات را تقويت كند. آمريكا و اروپا مانند طرح هاي پيشنهادي گذشته بايد پيشنهاد دهند كه در عوض توافق ايران براي جايگزين كردن مقدار قابل توجهي از اورانيوم غني شده در داخل با اورانيوم خريداري شده از خارج، سوخت لازم براي راكتور تحقيقاتي تهران را تهيه ميكنند. و البته ايران بايد با امضاي پروتكل الحاقي آژانس بين المللي انرژي اتمي تا جايي كه روند همكاري ها رو به جلو باشد، موافقت كند چرا كه اين امر اجازه بازرسي هاي گسترده تر بين المللي از تاسيسات هسته اي اش را به آژانس ميدهد.
در همين زمان، اروپا و آمريكا بايد با لغو تحريم هاي نفتي و بانكي ايران موافقت كنند به ويژه اكنون كه اين تحريم ها وارد زمان تاثيرگذاري خود مي شوند، البته اين اقدام نيز بايد تاجايي صورت گيرد كه پيشرفت مذاكرات اجازه مي دهد. چنين ابتكارهايي به هر دو طرف اجازه مي دهد به منتقدان داخلي خود بگويند: اوضاع بدتر از شرايط فعلي نمي شود،به ما زمان بيشتري بدهيد.
آمريكا و اروپا همچنين به عنوان يك ژست اوليه، مي توانند پيشنهاد دهند كه اجازه تهيه قطعات مورد نياز در صنعت هوايي غيرنظامي براي ايران را مي دهند،كه از چندين دهه پيش تاكنون به تحريم ايران در اين زمينه دست زده اند. آنان همچنين مي توانند پيشنهاد دهند به هواپيماهاي ايراني اجازه مي دهند به سوخت گيري عادي در نقاط مختلف اروپا بپردازند. دو طرف همچنين مي توانند در مورد جلوگيري از بروز تنش هاي ناخواسته در خليج فارس و همچنين جلوگيري از قاچاق مواد مخدر از افغانستان به عراق گفتگو كنند.
البته هيچ كدام از اين گام هاي موقتي منجر به موفقيت نمي شوند مگر اينكه ايران و ايالات متحده، هردو، به يك چشم انداز مشترك از روابط سازنده برسند. معامله هسته اي كه مي تواند بخشي از اين چشم انداز باشد، به ناچار شامل سطوحي از غني سازي ادامه دار در ايران و براساس توافق بر سر محدوديت هاي موجود باشد. اروپا و ايالات متحده بايد توافق كنند كه ايران را به دليل فعاليت هاي هسته اي قبلي تحت فشار قرار ندهند.
به عنوان بخشي از توافق هاي هسته اي، آمريكا و اروپا مي توانند با همكاري براي جايگزين كردن راكتور تحقيقاتي تهران با امكانات مدرن، به ويژه با توجه به اينكه راكتور تهران در منطقه اي با تراكم جمعيتي بالا واقع است، موافقت كنند .تنها مسئله هسته اي نيست كه باعث جدايي و فاصله ميان ايران و آمريكاست، دو طرف بايد درباره همه مواردي كه باعث گسترش شكاف ميان آنها مي شود،مستقيما مذاكره كنند، از جمله تروريسم، تحريم ها، امنيت منطقه اي و غيره. همه شركت كنندگان در مذاكرات به ويژه ايالات متحده بايد به ايران اطمينان دهند كه به منظور براندازي نظام ايران، به آن حمله و يا آن را تهديد نمي كنند. ايران به سهم خود، پيشنهاد يك پيمان عدم تهاجم به همسايه خود بعد از جنگ ايران و عراق را داده است.
هر دو طرف از اينكه ديگري در عمل به تعهداتش كوتاهي كند، نگران است،اما هر دو طرف بايد همزمان با پيگيري ميزان تعهد طرف مقابل به تعهداتش، براي رسيدن به صلح بايد كمي ريسك كند؛ اما شانسي براي ايجاد يك چرخه براساس فضيلت و اخلاق وجود دارد: پيش از اين مزاياي آن ايجاد شده است، اين ممكن است براي كساني كه به دنبال از ميان بردن توافقات و از سرگيري تقابل ها باشند، سخت باشد.
اين به همان اندازه مشكل است كه هر دو طرف با پيشنهادهاي شفاف و گام هاي اوليه قابل اعتماد براي رسيدن به توافق و به دور از افتادن در مغاك جنگ، به بغداد بروند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰