کد خبر:۱۸۸۴۴۸
سومین دادگاه بیمه ایران-1
يكي از متهمان: من یک کشاورزم و سواد ندارم/ قاضی: صداقت را سرلوحه دفاعیات خود قرار دهید
يكي از متهمان دادگاه مدعی شد من یک کشاورزم که در شمال کشور برنجکاری دارم و برای میهمانی و دید و بازدید با دخترم سالی یک بار به تهران میآمدم، در آن زمان ...
به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، صبح امروز سومین جلسه از رسیدگی به پرونده اختلاس بیمه ایران در شعبه 76 دادگاه کیفری آغاز شد و در بخش ابتدایی آن به اتهامات آقای م.ب رسیدگی شد.
نماینده دادستان ذبیحزاده در جایگاه قرار گرفت و کیفر خواست مربوط به م.ب را با این محتوا که وصول 4 فقره چک به مبلغ 73 میلیون و تسهیل مال نامشروع به مبلغ 2 میلیون و 500 هزار تومان وجود دارد.
وی افزود: م.ب متهم به اختلاس توام با جعل همچنین با توجه به محتویات پرونده از دادگاه برای این فرد تقاضای مجازات قانونی داریم.
م. ب در جایگاه متهمان قرار گرفت تا از خود دفاع کند اما قاضی پرونده به وی گفت که پیش از دفاع به شما توصیه میکنم صداقت را سرلوحه دفاعیات خود قرار دهید.
قاضی گفت: مطمئن باشید در صورت ثابت شدن صداقت در گفتار شما میتوان در صدور رای نهایی تخفیف قائل شد.
متهم در دفاع از خودش با اعلام این مطلب که کیفر خاص و اتهامات را قبول ندارد گفت: در کیفر خواست مطرح شده که من 4 فقره چک وصول کردم در حالی که من جمعا فقط 3 فقره چک را گرفته و آن را نقد کردم.
م.ب مدعی شد من یک کشاورزم که در شمال کشور برنجکاری دارم. برای میهمانی و دید و بازدید با دخترم سالی یک بار به تهران میآمدم و در آن زمان که آمدم د.ف چکی به من میداد و از من میخواست آن را نقد کنم.
متهم گفت: حتی من به دلیل بیسواد بودن پشتنویسی چکها را خودم انجام نمیدادم و فقط من را به درب بانک میبردند و در آنجا امضای من را میگرفتند و چک اینگونه وصول میشد.
قاضی از او پرسد آیا چکها به نام شما صادر میشد یا خیر متهم گفت: من حضور ذهن ندارم که چکها به نام من بود یا نام دیگری . قاضی گفت: شما میدانید که چکهای دولتی را نمیتوان در وجه حامل نوشت و باید در وجه اشخاص باشد. متهم گفت: آقای قاضی گفتم من که اصلا به متن چکها توجه نداشتم از دامادم میگرفت و نقد میکردم.
قاضی مدیرخراسانی گفت: جه میزان از وجه نقد شده چکها به عنوان حقالزحمه به شما داده میشد. متهم گفت: من اصلا پولی نگرفتم؛ من بابت چگها از متهم پول نگرفتم فقط به صورت قرض دو و نیم میلیون تومان آن هم به صورت خرد خرد گرفتم.
نماینده داستان ذبیحزاده در جایگاه قرار گرفت و خطاب به متهم گفت: شما در صفحه 117 جلد ششم پرونده خودتان به گرفتن 4 فقره چک اعتراف کردهاید اما حالا این موضوع را منکر میشود.
متهم گفت: من آنجا هم گفتم 3 فقره چک را قبول دارم اما در پرونده نوشتند 4 فقره.
بار دیگر نماینده دادستان به بخش دیگری از اقاریر متهم اشاره کرد و گفت: شما خودتان در دفاعیاتتان آن هم در مرحله دادسرا اعتراف کردهاید که به درخواست دامادتان در بانک ملی و بانک صادرات برای نقد کردن چکها حساب باز کردید شما حتی در بخشی از پرونده اسامی همدستانتان در این پرونده را نیز اشاره میکنید. متهم گفت: من به هیچ عنوان این موضوعات را قبول ندرام و من اصلا چنین چیزهایی را به زبان نیاورم.
قاضی از متهم پرسید آیا شما تاکنون تصادفی کردید که منجر به گرفتن خسارت شود و یا اصلا شما گواهینامه دارید.
متهم گفت: نه تنها خسارتی ندیدهام بلکه گواهینامه هم ندارم.
متهم گفت: من یک فرد روستایی هستم که فقط به اعتماد دامادم 3 فقره چک برای او نقد کردهام.
نماینده دادستان از قاضی دادگاه خواست از متهم این سوال را بپرسد که آیا شما اظهاراتتان را در مرحله دادسرا قبول دارید یا خیر؟
متهم گفت: من آن اظهارات را قبول دارم در نهایت قاضی پرونده بار دیگر اتهامات را به متهم تفهیم کرده و از وی آخری دفاعیاتش را اخذ کرد.
در بخش دیگری از رسیدگی به پرونده اختلاس در بیمه ایران به اتهامات متهم «م -ف» رسیدگی شد.
ذبیحزاده نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و متن کیفرخواست صادر شده برای این متهم را به شرح معاونت در اختلاس همراه با جعل به مبلغ 175 میلیون تومان و تحصیل مال نامشروع به مبلغ 10 میلیون تومانی را برای این فرد قرائت کرد.
متهم در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضی پرونده که آیا اتهامات را قبول دارید یا خیر؟ گفت: به هیچ عنوان این کیفرخواست را نمیپذیرم.
وی گفت: من با متهم «د -ف» از دوران دبستان دوست بودیم و به همین دلیل برخی از موارد از شمال کشور به تهران آمده و با این فرد دید و بازدید میکردم.
متهم گفت: با توجه به اینکه «د -ف» معاون نمایندگی بیمه در یکی از شهرستانها بود هیچ وقت به نظرم نمیرسید که بخواهد چکهایی را برای وصول به ما بدهد که همراهش مشکلی باشد.
وی گفت: من تنها6 فقره چک را وصول کردم در حالی که در کیفرخواست اشاره شده 8 فقره که این موضوع را قبول ندارم.
قاضی از او پرسید: آیا پشتنویسی چکها را درست و صحیح انجام دادید.
متهم گفت: از آنجا که در تهران ساکن نبودم «د -ف» خودش آدرسی را به ما میداد و ما همان آدرس و تلفن را در پشت چکها نقد میکردیم.
متهم گفت: در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا شما متن چکها را مطالعه کرده بودید و دیده بودید که چکها به اسم شما صادر شده یا خیر گفت: من متن چکها را دیده بودم اما خاطرم نیست که به اسم من صادر شده بود یا به اسم فرد دیگر.
نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت تا از کیفرخواست صادر شده دفاع کند و در اولین دفاعش صفحه 75 جلد هفتم را به متهم یادآور شد و گفت: شما خودتان مدعی شدهاید که «د -ف» با شما تماس گرفته و شما 300 کیلومتر یا بیشتر مسیر طی کرده و به تهران میآمدید تا چک نقد کنید در حالی که در دادگاه میگویید به حسب اتفاق و در حین دید و بازدید سالانه چکها را گرفتهاید.
متهم گفت: من اظهارات مکتوب پرونده را قبول ندارم.
بار دیگر نماینده دادستان از قاضی خواست از متهم بپرسد که خانم « س- ق» چه نسبتی با متهم دارد؟
متهم گفت: این فرد همسر من است و یک فقره چک نقد کرده است. یک بار که به تهران آمده بودم در هنگام خداحافظی با متهم «د-ف» او از من و همسرم خواست تا دو فقره چک را نقد کنیم، ما هم به داخل شعبه رفتیم و پس از نقد کردن چک وجه آن را به متهم دادیم.
پس از دفاعیات متهم و نماینده دادستان قاضی پرونده بار دیگر اتهام معاونت در اختلاس را به متهم تفهیم کرد و از او خواست تا آخرین دفاعیاتش را بگوید.
متهم گفت: من این اتهامات را قبول ندارم اما به محضر دادگاه میگویم که اگر هم به صورت نادانسته کاری انجام دادهام علمی به آن نداشتهام و هنوز نمیتوانم باور کنم مرتکب چنین جرمی شدهام.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰