ضرورت توجه به پيشينه غني فرهنگي در جشنواره ها
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۸۵۴
به بهانه افتتاحيه بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر

ضرورت توجه به پيشينه غني فرهنگي در جشنواره ها

برگزاري جشنواره ها براي رشد تئاتر کشور امري ضروري محسوب مي شود، اما  براي اعتلاي تئاتر كشور روند كيفي جشنواره ها بايد مورد بررسي دقيق كارشناسان قرار گيرد.

مراسم افتتاحيه بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر بعداز ظهر روز چهارشنبه، دوم بهمن ماه برگزار شد و تا 11 بهمن در 17 تالار نمايشي شهر تهران و چهار فضاي باز، کار خود را به پايان مي رساند.

به گفته دبير جشنواره،‌حسين مسافر آستانه، اين دوره تأکيد بيشتري نسبت به اهداف فرهنگي نظام جمهوري اسلامي ايران و مضامين فراملي خواهد داشت، اما آنچه ما در عمل در مراسم افتتاحيه اين جشنواره به وضوح ديديم، خلاف گفته وي را به اثبات مي رساند حداقل در مراسم افتتاحيه اين جشنواره.

برگزاري جشنواره ها براي رشد تئاتر کشور امري ضروري محسوب مي شود، اما بايد براي دستيابي به رشدي مناسب، کيفيت جشنواره ها و لا اقل مراسم افتتاحيه آن را مدنظر قرار داد.

صرف برگزاري جشنواره نمي تواند در راه اعتلاي تئاتر کشور مؤثر باشد و اين مسئله اي است که ما در طي چند سال اخير مدام شاهد آن بوده ايم که مسئولان صرفاً براي انجام وظيفه به برپايي جشنواره ها مي پردازند، بي آنکه برنامه ريزي مدوني براي دستيابي به اهداف کوتاه مدت، ميان مدت، و بلند مدت داشته باشند.

پرواضح است که با برگزاري چنين مراسم افتتاحيه اي بدون در نظر گرفتن برنامه هاي مناسب، به جز صرف بودجه و عدم پيشرفت کمي و کيفي در تئاتر چيز ديگري حاصل نخواهد شد.

در کنار جشنواره کنوني فجر که مهم ترين رويداد تئاتر کشور است ، جشنواره هاي ديگري هم در ماه هاي ديگر سال برگزار مي شود اما آيان اين تعداد جشنواره ها؛ آن هم با برگزاري چنين  مراسمي در افتتاحيه تأثير مثبتي بر بدنه تئاتر کشور داشته و  منجر به رشد مي شود يا با لعكس؟ در ادامه به موقعيت گذشته تئاتر به بررسي و علل نزول و افول آن در زمان حال اشاره خواهيم کرد.

با نگاهي به پيشينه تئاتر در ايران مي توان از ميان گونه هاي نمايشي به تعزيه، سياه بازي، نقالي و نمايش زنانه اشاره کرد که هر کدام به طريقي در زمان حال محبوس واقع شده اند و به عنوان مثال تعزيه که کامل ترين نمايش ايران محسوب مي شود در دوران قاجار به اوج خود مي رسد و در دوره رضاشاه به خاطر مسائل سياسي و مذهبي توقيف مي شود اگرچه دولت کنوني حمايت هاي مالي را در اين زمينه انجام داده است اما هيچ گاه موفق نشده آن شکوه و جلال از دست رفته آن را بازگرداند.

در مورد گونه نمايشي سياه بازي هم که در گذشته و هنگام عروسي ها رونقي تمام داشته در روزگار کنوني با ورود تلويزيون و سينما و... کاملاً از رونق افتاده است. (در مورد گونه هاي نمايشي ديگر وضع به همين منوال است) و همچنين در زمان قاجاريه که پاي فرنگ و فرنگي به ايران باز مي شود تئاتر غرب آرام آرام در کشور ما جلوه مي کند و نخستين نمايشنامه ها از زبان فرانسه به زبان فارسي برگردانده مي شود و در زمان رضاشاه هم با تعطيلي تعزيه به اين گونه نمايشنامه هاي غربي بها داده مي شود.

اين در حالي است كه غربي ها به تئاتر به عنوان وسيله اي براي انتقال فرهنگ و آداب و رسوم خود به ديگر کشورها اهميت زيادي قائلند؛ لذا اهتمام ويژه اي به مراسم افتتاحيه و اختتاميه جشنواره هاي تئاتر دارند، امري که کمتر در مورد کشور ما صادق است و گواه آن مراسم افتتاحيه چهارشنبه بود.

«گواه من قلب چاک چاک شده ام است»

و اما با با زشدن دانشگاه ها و پيدايي جشنواره تئاترفجر دوراني جديد در تئاتر ايران اتفاق افتاد وبه ويژه در 15 سال اخير با افزايش گروه هاي نمايشي و شکل گيري جشنواره ها، تئاتر ايران روند جديدي را مي پيمايد که خود قابل تأمل و بررسي است.

از دلايلي که باعث افول اين هنر در جامعه کنوني شده است مي توان به چند دليل عمده اشاره کرد:

الف)رواج ناموزون فرهنگ غرب و سطحي و بي ارزش انگاشتن فرهنگ خودي. 
ب)توجه و علاقه به مطالب منظوم و بي توجهي به جنبه هاي نمايشي .
ج) علاقه مردم به نقل روايت (شنيدن) در مقابل ديدن.
د)دولتي شدن نمايش ملي
و) فراموش کردن تاريخ خودمان
هـ نبود نقد سالم و کارساز و...

البته نکات بالا، همه علل را دربر نمي گيرد. در چنين شرايطي ضرورت توجه مراكزي چون معاونت فرهنگي وزارت علوم تحقيقات و فناوري و خانه تئاتردانشگاهي و ديگر مسئولين ذيربط با هدف رسيدن به تئاتر علمي و فاصله گرفتن از نگاه هاي وحمايت از توليدات و همچنين برنامه ريزي دقيق و اصولي براي مراسم افتتاحيه و اختتاميه و ايجاد ثبات و پويايي در عرصه تئاتر اعم از دانشگاهي، خياباني و ... قدم هاي بهتري در زمينه توليد، آموزش و پژوهش جهت رشد و شکوفايي در اين زمينه ايجاد خواهد كرد.

به عقيده بسياري از کارشناسان و صاحبنظران حوزه تئاتر و سينما، ما در زمينه تئاترو سينما (مخصوصاً تئاتر) در سال هاي کنوني با رکود و بحران مواجه ايم که مي توان از علل آن به کمبود فضاهاي نمايشي مانند سالن تئاتر و امکانات تأسيساتي، ضعف در نظام آموزشي و ناهماهنگي در ارائه و استفاده درست و بهينه از امکانات موجود مخصوصاً در دانشگاه ها اشاره کرد.

در سال هاي اخير چيزي به امکانات تئاتر افزوده نشده و در مقابل با انبوه نيروهاي تئاتري مواجهيم که در اين زمينه نمي توان نقش محوري خانه تئاتر دانشگاهي را ناديده گرفت که مي تواند بستر مناسب و لازم براي فعاليت دانش آموختگان را فراهم کند؛ البته قدم هاي خوبي در اين راستا در حال انجام است ولي در کل با عدم استقبال عمومي مواجهيم.

اين گونه اظهارنظرهاي کارشناسان اين را مي رساند که ما براي دگرگون شدن وضعيت کنوني بايد همت و نهمت خويش را بکار گماريم تا اينکه پيشرفتي محسوس را در اين عرصه بدست آوريم.

همانگونه که اشاره شد تئاتر ابزار مناسبي براي انتقال ديدگاه ها و اهداف در جامعه به شمار مي رود.

تئاتر کانالي است که از طريق آن مي توان مفاهيمي را که در گذشته به دليل تفکرات و شيوه هاي سنتي قابل انتقال نبوده را انتقال داد و از ديرباز براي انتقال مفاهيمي سخت و غيرقابل بيان بکار رفته است، ابزاري براي انتقال مفاهيم و انتقال فرهنگ فني و بارور خود که بتوان به وسيله آن فرهنگ عميق و کهن خود را به جهانيان معرفي کرد. اما آيا مراسم افتتاحية اين جشنواره حتي يکي از معيارهاي اشاره شده را داشت، مراسمي که بايد با شکوه و جذابيت و برنامه ريزي خاصي برگزار شود بيشتر به مجلس عروسي و خياباني شبيه بود تا... .

ما مي توانستيم با برنامه ريزي مدون و کامل، شور و نشاطي به اين مراسم افتتاحيه ببخشيم که هم کمک به رشد و توسعه اين هنر والا کرده و هم اينکه شناخت و آگاهي به تماشاچيان و استقبال کنندگان بدهيم و همچنين علاقمندان و مستعدان در اين حوزه را ترغيب و تحريض کنيم که در اين زمينه فعاليت کنند و همين مستعدان و خلاقان مي توانند سرمايه هاي خوبي در آينده باشند.

همان گونه که اشاره شد، اين گونه جشنواره هاي بين المللي معرف فرهنگ و همچنين تمدن ماست که مي تواند آداب و رسوم و موسيقي و عادت هاي خوب و ديگر زيرساختهاي فني فرهنگ ما را به جهانيان بشناساند و حتي در زمينه هاي ديگري هم مفيد واقع شود از جمله جذب توريست.

ولي افسوس که مراسم افتتاحيه اين جشنواره در پايين ترين سطح ممکن برگزار شد و نه تنها در آن نشاني از فرهنگ ايراني و ديگر مؤلفه هاي آن يافت نمي شد، بلکه جشني در تقابل با فرهنگ والاي ايراني اسلامي بود.

مراسمي که با سخنراني و پخش موسيقي تند و رقص نور و فشفشه ختم شد و به وضوح عدم برنامه ريزي و طراحي و تنوع و شادابي در آن قابل تشخيص بود.

مراسمي که بيشتر شبيه جشن هاي عروسي بود تا يک مراسم فرهنگي هنري.

از کاستي ها و ضعف هاي اين مراسم هرچه بگويم کم است اما براي اينکه در سال هاي بعد مسئولان درصدد مرتفع کردن آن برآيند به چند نکته بسنده مي کنيم.

1) همانطور که گفته شد اين مراسم در فضاي باز برگزار شد و به همين علت بايد شرايطي را فراهم مي آوردند تا باعث نظم فضاي برگزاري مراسم و بهتر برگزار شدن آن شود. ترتيب دهندگان مي توانستند صندلي ها را به گونه اي چيدمان کنند که حضار و استقبال کنندگان مجبور نباشند ساعت ها بايستند، همچنين جايگاه سخنران و گروه موسيقي ارتش را يک جا قرار مي دادند تا حضار مجبور نشوند به محض پايان موسيقي، گردش 180 درجه اي به سمت مجري برنامه داشته باشند. (محل استقرار مجري دقيقاً جهت مختلف گروه موسيقي بود).

2) در اين مراسم افتضاحيه، ببخشيد افتتاحيه هيچ گونه تنوع و طراوتي در اجراي برنامه ها ديده نمي شد به طوري که گروه موسيقي ارتش حدود 1 ساعت برنامه اي تکراري را به نمايش گذاشتند آن هم فاقد جذابيت و گيرايي.

3) از نکات ديگر مي توان به پخش موسيقي ها با ضرب آهنگ تند و به سبک موسيقي غربي اشاره کرد، در حالي که به جاي اين نمايش زننده مي توانستند موسيقي سنتي و اصيل يا محلي ايراني پخش کنند تا هم به نوعي به فرهنگ خويش تکيه زده و هم اينکه از لحاظ کيفي سطح مراسم را بالا برده و در کنار اين احساس شور و نشاط را به مستمعين منتقل کرده باشند.

4) عدم دعوت از چهره هاي سرشناس تئاتر و سينما براي سخنراني (در كنار معدود چهره هاي سرشناس)و...، در صورتي که مرسوم است در کنگره يا جشنواره هاي خاص از متخصصان و صاحب نظران آن گروه دعوت به عمل مي آورند تا تجربيات خود را به گونه اي هرچند محدود به علاقه مندان آن حوزه منتقل کنند، در نمايش «کرگدن» اسامي کساني همچون مهدي هاشمي، صابر ابر، شهاب حسيني به چشم مي خورد در صورتي که از هيچ کدام دعوت بعمل نياورده بودند هر چند که علت عمده عدم رغبت کارگردانان و صاحبنظران به اين گونه مراسم، عاري بودن از کيفيت و جشنواره زدگي مي توان عنوان کرد.

5) عدم پذيرايي و فراخ باشي به حضور يافتگان و بينندگان در مراسم جشن.

سخن آخر اينكه، تا زماني که پيکان اهداف متوليان و مسئولان و هنرمندان سمت يک هدف مشترک جهت گيري نشده باشد. نمي توان حتي ذره اي به اقبال و موفقيت تئاتر و ديگرجشنواره هاي هنري اميد داشت، خصوصاً در مورد افتتاحيه هاکه درون رفت جشنواره محسوب مي شود. اميدواريم که آب در هاونگ نکوبيده باشيم و موضوعات مطرح شده تأثيري هرچند کم رنگ اما مستدام را در جشنواره و کنگره ها بعدي بگذارد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار