کد خبر:۱۸۹۱۶۶
همايش «تحولات خاورميانه و آينده نظم منطقهاي» - 4
فیرحی: اكنون اخوان المسلمين از ايدئولوژي گذشته است
گفت: اكنون اخوانالمسلمين بسيار به روز شده و از ايدئولوژي گذشته و به كار تشكيلاتي و حزبي ميپردازد و از دولت توقع اسلامي كردن جامعه را ندارد.
به گزارش خبرنگار بينالملل «خبرگزاري دانشجو»، حميد ابوطالبي در همايش ملي «تحولات خاورميانه و آينده نظم منطقهاي» كه صبح امروز در سالن همايش مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصحلت نظام برگزار شد، پس از طرح چند پرسش در زمينه بررسي كشورهايي كه اين خيزشها در آنها رخ داده، به توضيح مفاهيم موردنظر خود پرداخت.
اين كارشناس مسائل بينالملل در راستاي سياستهايي كه در منطقه اعمال ميشود به تبيين انواع قدرتهاي تشويقي يعني سياستهايي كه با مفهوم حق آميخته شده، قدرت تنبيهي كه ممزوج با مفهم امنيت است و قدرت اغنايي كه مفهوم مشروعيت را هم خود دارد، پرداخت.
وي به بررسي زمينههاي تحولات اجتماعي پرداخت و با مدنظر قرار دادن جنبشهاي اجتماعي جهان عرب اين پرسش را مطرح كرد كه آيا اين جنبشها از جنبشهاي كلاسيك و سنتي پيروي ميكنند يا خير كه پاسخ وي به اين پرسش منفي بود؛ به اين معنا كه هويت مردم اين منطقه اسلامي است و در حوزه قوميت، عربيت و حاكميت است و در حوزه اجتماعي نيز بحران وجود دارد كه از ويژگيهاي خاص آن غير قابل كنترل بودن آنهاست؛ زيرا منشا مردمي و دروني دارند و ويژگي دوم آنها ضديت با راس نظام و نه تمام دستگاه حاكم است.
ابوطالبي گفت: در اين جنبشها تغيير نظام سياسي- اجتماعي مدنظر نيست زيرا آنها ضد نظام موجود نيستند و اينكه اين جنبشها تابع قدرت جمعي هستند و هدف آنها هم معطوف به پيروزي است اما براي پس از پيروزي هدفي ندارند.
اين كارشناس مسائل بينالملل ادامه داد: آنها شعار خاصي مانند احياي شريعت و امت ندارند و به دلايل ذكر شده در بالا عنصر پايداري هم در آنها مشاهده نميشود.
وي افزود: عنصر دوم هويت عربي است كه در تمام اين جريانها مشاهده ميشود و باعث پيوستگي ملل عرب و پيروي از روشهاي يكديگر در يك سير انقلابي زنجيروار شده است.
پس از ابوطالبي، سيرهي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران به بيان نظرات خود پرداخت.
تمركز بحث وي بر نقش و جايگاه جريانهاي اسلامي در تحولات خاورميانه و چهره جديد اسلاميگرايي بود.
فيرحي به توضيح اسلامگرايي جديد كه پس از 11 سپتامبر 2001 شكل گرفت پرداخت و به دو ويژگي كليدي آن اشاره كرد و گفت: اين دو ويژگي؛ اول اينكه نهضتهاي قبلي اقتدارگرا و معطوف به رهبري واحد بودند كه طبيعتا نميتوانستند دموكراسي باشند و مردمگرايي نيز در جنبشهاي جديد در چهره جديد خود به مردمسالاري تغيير شكل و ماهيت دادند، دوم اينكه تئوريهاي قبلي اسلامگرايي يك پيشفرض داشتند و آن تاسيس دولت اسلامي براي اسلامي كردن جامعه بود به همين دليل دولت موتور توسعه جامعه تلقي ميشد.
وي ادامه داد: اما در نظريههاي جديد كه از دهه 90 ميلادي شروع و پس از سال 2000 به بار نشست، كارگزاران جنبشهاي اسلامي اصلا از دولت توقع ندارند كه كارگزار ايدئولوژيك اسلاميساز جامعه باشد فقط يك انتظار از دولت ميرود و آن توقع ايجاد يك نظم كوچك و رفاه نسبي است بنابراين منظور آنها از وحدت و دولت متفاوت است.
اين استاد دانشگاه در ادامه اين پرسش را مطرح كرد كه اساسا چرا اين اتفاق روي داد و پاسخ داد: عوض شدن فكر جمعي و پيدا شدن حاملان فكري كه اين افكار را عيني كنند و بوجود آمدن نهادهاي لازم براي پيشبرد افكار جديد دليل اين تغيير ماهيت است.
وي در ادامه به توضيح تاريخي چگونگي بوجود آمدن افكار اسلامي جديد پرداخت و نسل اول آن را كماليزم و ناسريسم دانست و نسل بعدي را اخوانالمسلمين ذكر كرد و اشاره كرد كه آنها بسيار اقتدارگرا بودند.
فيرحي در ادامه بحث افزود: اما از سال 2001 به بعد يك تغيير اساسي در آن رخ داده است به اين معنا كه اخوانالمسلمين دموكراتيك ميشود و ديگر اجراي اسلام را از دولت انتظار ندارد و خود را بسيار به روز نگه داشته است.
عضو هيئت علمي دانشگاه تهران گفت: اكنون رهبران اخوان كساني مانند قذافي و راشد الغنوشي هستند كه رويكرد آنها «فقه مقاصد» است به اين معنا كه با اتفاقات جديد تعامل ميكنند و نه تقابل و ديگر اينكه شكل اخوان نيز بسيار در حال تغيير است و به حالتي مثل حالت شبكهاي در آمده است.
وي در بحث پاياني خود به اين مطلب اشاره كرد كه اكنون اخوانالمسلمين فراايدئولوژي فكر ميكند يعني از ايدئولوژي گذشته است، مثلا مدتي قبل راشد الغنوشي در پاسخ به برهان غليون گفت علاقهمندي به اسلامي شدن جامعه به معناي اسلامي كردن دولت نيست درست است كه آنها همزمان با دموكراسيسازي به شريعت هم اهميت ميدهند اما برايشان مهم نيست كه دولت كشور هم بايد اسلامي باشد و از طرف اسلامي شدن دولت، جامعه اسلامي شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰