کد خبر:۱۹۰۸۸۰
به بهانه تدفین شهدای گمنام در دانشگاهها؛
سلامی از جانب شهدا
چادرم را کشیدم روی صورتم و ایستادم روبهروی گنبد طلا. تا داشتم دستم را روی سینهام میگذاشتم که شروع کنم، صدایش بلند شد: «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)...»
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ گوشی موبایلش را به گوشش چسبانده بود، قطره های اشک هم تند تند روی گونه اش می لغزید: تو رو خدا سلام ما را هم برسونید، من رو به روی پنجره فولاد نشستم، خیلی دعاتون می کنم، اما شما هم سلام من را برسونید...
تلفنش را که قطع کرد. بلافاصله پرسیدم: کی پشت تلفن بود؟ به کی سلام برسونه؟ مگه کجا بود؟ دوباره زد زیر گریه و گفت: بچه های دانشگاه، توی یادواره شهدا بودند و می گفتند تابوت های شهدا را هم آوردند...، یک دفعه حرفش را قطع کرد و همان طور که از جایش بلند شد، گفت: بیا همین الان از طرف شهدا سلام بدیم.
نگاهی به لبخند روی لبش کردم، چادرم را کشیدم روی صورتم و ایستادم روبه روی گنبد طلا. تا داشتم دستم را روی سینه ام می گذاشتم که شروع کنم، صدایش بلند شد: «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)...»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰