پیامبر خوبی‌ها
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۱۲۴۴

پیامبر خوبی‌ها

هرگاه شما را تحیت و سلامی گفتند، شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید که خداوند به حساب هر چیزی خواهد رسید. (سوره نساء آیه 86)
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- سمیرا حمیدی،
 
روایت اول
 
چقدر دلم می گیرد برای روزهایی که سلام دادی و اما جواب نگرفتی، حرف های در گوشی را شنیدی و تحمل کردی، حرف هایی که اگر بلند بگویی صدای فریاد را در گلو خفه می کند زخم زبان شنیدی و لبخند نثارشان کردی، چشم ها باور نداشتند روزی بسته می شوند و خیلی نزدیک می میرند.
 
صبور بودی و ایستادی نه به خاطر خودت تو درد این مردم را داشتی. جهل و دوری شان از خدا چشمانت را به گریه عادت داده بود، مثل باد می لرزیدی و برگ های خشک را نوازش دادی روزها سراسیمه از پی هم گذشتند ماه ها شتابان از پس هم نمایان شدند و سال ها گذشت. قفل درهای ظلم و جور را شکستی سرزمین وحی بار دیگر انبوه مومنان را گرد هم آورد تا دور تو یگانه بندگی خدا را کنند، شروع به نواختن کردند و حالا پس از گذشت سال ها بعثتت را جشن می گیریم تا یادمان نرود اندیشه الهی ات را تا لبخند بزنی و دیگر گریان نباشی باشد که سلامت را پاسخ دهند.
 
روایت دوم
 
اقرا؛ بخوان به نام پروردگارت، پروردگاری که تو و همه انسان ها را خلق کرد، بخوان و او را به بزرگی یاد کن، کسی که به تو آموختن آموخت، این جملات زمانی بر محمد (ص) خوانده شد که او از خواندن و نوشتن چیزی نمی دانست.
 
بخوانم؟ چگونه بخوانم، بخواند در حالی که می بایست بار سنگینی را بر دوش کشد و پیش از او پیامبرانی چون عیسی (ع) و موسی (ع) بشارتش داده بودند، پایه هایش بر خواندن استوار می شد و آنچه به او تکلیف شده بود ابتدایش علم و آگاهی و اندیشه بود،موجی از ترس و دلهره بر دل محمد (ص) افتاد و او را در تردید و گمان فرو برد.
 
جبرئیل که با طنین خود نغمه بخوان را بر محمد (ص) زمزمه کرد بر اندام او آگاهانه لرزه افکند و بر پیشانی اش عرق سرد نشاند و بدین سان محمد (ص) بر انگیخته شد تا علم و آگاهی بر سر ظلمت و تاریکی بنشاند و در مسیر هدایت از هیچ فرو نگذارد.
 
از کوه حرا که پایین آمد انوار الهی او را در بر گرفته بود طوریکه کسی توان نظاره بر چهره اش نداشت از هر گیاه و سنگی که می گذشت وی را سجده می کردند و به زبان فصیح می گفتند: السلام علیک یا نبی الله، السلام علیک یا رسول الله
 
روایت سوم
 
این بار هم چون سال های گذشته پیامبر در غار حرا به عبادت می پرداخت و جز من کسی او را نمی دید، هنگامی که وحی بر آن حضرت نازل شد صدای ناله شیطان را شنیدم، از رسول خدا پرسیدم این ناله چیست؟ فرمود این ناله شیطان است و علت ناله اش این است که او از اینکه بر روي زمین اطاعت شود نا امید گشته است. سپس فرمود: آنچه را من می شنوم تو نیز می شنوی و آنچه را که من می بینم تو نیز می بینی جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر (من) بر خیر و نیکی هستی.
 
افتخارم بود که بعد از خدیجه (س) دومین  شخصی باشم که با پیامبر (ص) نماز بخوانم و من علی 10 ساله اولین افتخارم قبل از اسلام این بود که در دامان پیامبر (ص) پرورش یافته ام.
 
می خواهم حامی اش بمانم در تمام سال های تنهایی یاورش باشم تا محبت های بی حدش را تا اندازه ای پاسخگو باشم، می خواهم کسی باشم که جانم را در راه اسلام و بزرگواری چون او هدیه بخشم، السلام علیک یا رسول الله.
 
روایت چهارم
 
به پشت در که رسیدم دلم گواهی می داد اینبار زندگی ام را با کسی تقسیم خواهم کرد که سنگینی مسئولیتش بر شانه های من هم احساس می شد، نخست کسی بودم که به پیامبری اش ایمان آوردم و اقامه کردیم اولین نمازمان را بر مسجد الحرام و چقدر لذت بخش بود اولین دیدار آسمانی مان در درگاه خداوند، دوستش می دارم بیشتر از هر وقت دیگر و به او افتخار می کنم و بسیار خشنودم که زندگی ام را با بهترین عبد خداوند تقسیم کرده ام و تا انتهای این راه را با قدم های استوارتر خواهم پیمود.
 
با تمام وجودم بندگی ات و انتخاب شدنت برای این رسالت بزرگ تبریک می گویم.
 
همسرت خدیجه  
پربازدیدترین آخرین اخبار