کد خبر:۱۹۱۶۲۹
نقش بازيگران مختلف در قبال پرونده هستهای ایران
آغاز پرونده هسته ای ایران از همان آغاز چنانکه پیش بینی هم می شد با اتخاذ رویکردهای غیر سازنده و توهم آلود غرب از کشورمان روند پیچیده و فرسایشی را تجربه کرد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، رضا عابدی گناباد؛ پژوهشگر و کارشناس ارشد مسائل سیاسی. در این سالها تلاش آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از دستیابی تهران به انرژی صلح آمیز هسته ای و تهدیدهای گاه و بی گاه رژیم صهیونیستی در مورد حمله به مراکز هسته ای ایران بر شدت تنش ها افزوده است. حال آنکه بر اساس منشور سازمان ملل متحد هر نوع حمله پیشگیرانه ممنوع است.
در فضای آزانس بین المللی انرژی اتمی نیز از زمانی که "یوکیو آمانو"، سکان آژانس را به دست گرفته است با کنار گذاردن بی طرفی و نگاه فنی در بخش «گزارشهای احتمالی» با غرب هماهنگتر از گذشته عمل می شود. تا حدی که وقتی اعلام میشود که آژانس قصد دارد گزارشی در خصوص فعالیتهای هستهای تهران منتشر کند، با کمترین استثنایی، مجموع مقامات و رسانههای غربی اعلام میکنند که این گزارش فشارها را علیه ایران افزایش خواهد داد. درز برخی از اخبار مبنی بر نقش آژانس در ارائه اسامی دانشمندان هسته ای کشورمان به سرویس های امنیتی غربی برای ترور بی طرفی این نهاد بین المللی را به شدت در نزد افکار عمومی مخدوش کرده است. البته این ترورهای شوم بار دیگر ادعاهای برخی محافل شبه روشنفکری داخلی را مبنی بر آنچه که توهم توطئه در میان ایرانیان می خوانند و اعتقاد به این نگرش که غرب از پیشرفت کشور استقبال می کند را برای چندمین بار با ناکامی عملی مواجه ساخت.
اما غرب به این حد هم اکتفا نکرده است. فعال کردن مباحث موازی چون حقوق بشر و آنچه که حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم خوانده می شود برای پایان دادن به مقاومت تهران و کنار گذاردن اصول خود در دستور کار این کشورها قرار دارد. در این نگاه حتی توسل به ترور دانشمندان هسته ای کشورمان نیز توصیه می شود. با این حال تداوم نگاه استقلال خواهانه ایران که بارها و بارها از سوی مردم و رهبری بدان تأکید شده است جهان را متوجه کشورمان کرده است. در این بین بررسی و واکاوی نگاه های مختلف بازیگران فعال در پرونده هسته ای ایران اهیت دوچندان می یابد. لذا در این نوشتار سعی می گردد که با نگاهی بی طرفانه به ارائه تحلیلی از رویکردهای این بازیگران پرداخته شود.
رژیم صهیونیستی
موضع رژیم تلآویو نسبت به مسئله هستهای ایران کاملاً مغرضانه و رادیکال است. به طور مثال زمانی که توافق وین بین ایران و آژانس انجام شد، ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل در اظهاراتی درباره توافق هستهای با ایران هشدار داد. این رژیم معتقد است هر نوع توافق با تهران میتواند به معنای اعطای امتیاز به جمهوری اسلامی ایران برای غنیسازی اورانیوم باشد، از اینرو تلآویو در تکاپوی توقف کامل برنامه هستهای ایران است. برای افراطیونی نظیر رژیم فعلی حاکم بر تل آویو، ایران می تواند در بازه زمانی نه چندان دراز مدت برنامه هسته ای خود را در مسیر تولید تسلیحات قرار دهد.
ایهود باراک وزیر دفاع اسراییل پیش از این تعلیق غنی سازی، تعطیلی فردو و انتقال مواد هسته ای به خارج را پیش شرط های آغاز مذاکرات با ایران اعلام کرده بود. به باور برخی از دیپلمات های غربی چون وزیر خارجه سوئد، اسرائیل مانع اصلی مذاکرات دیپلماتیک میان ایران و غرب است. چرا که این رژیم به دنبال کاهش تنش و بهبود روابط غرب با ایران نیست. استفاده مکرر رژیم اسرائیل از لابی آیپک و دیگر ابزار خود برای تداوم حمایت های مالی و سیاسی اروپا و آمریکا از خود در تداوم دشمنی غرب با ایران است.
گرچه که تند روها در تلاویو بارها و بارها بر خلاف تمامی قواعد بین المللی کشورمان را تهدید به حمله نظامی کرده اند و در این راستا به ترور دانشمندان هسته ای پرداخته اند؛ اما ترس از پاسخ کوبنده تهران و مخالفت گسترده جهانی با این اقدام صدای انتقاد بسیاری از صهیونیست ها را هم در آورده است. این عده با انتقاد شدید از نگرش حامیان حمله نظامی با مطرح کردن ضعف های استرتژیک اسرائیل در برابر ایران بر این باورند که هر گونه تجاوز احتمالی به ایران، به این کشور این اجازه را خواهد داد که با انجام پاسخی ویران کننده اسرائیل را به نابودی بکشاند. در این رهگذر کسب حمایت افکار عمومی مسلمانان عموماً ضد اسرائیلی و حملات موشکی حزب الله و حماس بسیاری را در تل آویو نگران کرده است.
به طور مثال ژنرال بینی گانتس، رئیس ستاد ارتش، تامیر باردو، رئیس موساد و یورام کوهین، رئیس سازمان امنیت عام (شاباک) با این طرح به شدت مخالفند و آن را به مثابه خودکشی دسته جمعی قلمداد میکنند. شاید به علت وجود نگرش دوم باشد که موساد ترور دانشمندان هسته ای و خرابکاری در برنامه های هسته ای تهران را با همکاری آمریکا و چند کشور دیگر اروپایی به طور همزمان با تهدیدهای نظامی سیاست مداران این رژیم در دستور کار خود قرار داده است.
آمریکا
همه گزینه ها بر روی میز قرار دارد. این کلید واژه ای است که با پیروزی انقلاب اسلامی بارها و بارها از سوی سیاستمداران آمریکایی در برخورد با ایران استفاده شده است. گرچه که برخی از نگاه های خوشباورنه با پیروزی اوباما و دموکرات ها برای پایان بخشیدن به مشکلات دو کشور ایجاد شد، اما تداوم نگاه های خصمانه آمریکا به جمهوری اسلامی بار دیگر امیدها را به یاسی فزاینده بدل کرده است. گذشت زمان به همه نشان داد که نگاه رهبری ایران و هشدارهای او در مورد ماهیت تغییر ناپذیر آمریکا کاملاً درست بوده است. حمایت کورکورانه از اسرائیل و عدم اتخاذ رویکردی سازنده و اعتماد ساز تنها مواردی بود که اوباما در این مدت از خود نشان داده است.
در بحث هسته ای باید اعتراف کرد که آمریکایی ها در صدد ارائه اطلاعات غلط و باز نگهداشتن پرونده هسته ای تهران هستند، یک مقام امریکایی در این خصوص می گوید: آنها سوپ را گرم نگاه داشته اند اما از قرار دادن کامل آن بر روی شعله گاز پرهیز می کنند. مثلاً در دوره محمد البرادعی آمریکایی ها با یک لب تاپ ادعایی اتهامهایی را به ایران وارد کردند و وقتی ایران از آنها خواست تا اطلاعات موجود را در اختیار تهران بگذارند آمریکایی ها مخالفت کردند و همین مسئله انتقاداتی را از سوی البرادعی به دنبال داشت.
به نظر می رسد که اوباما در پي آنست كه به يك اجماعسازي بينالمللي در لايههاي گوناگون عليه ايران دست يابد. تيم اوباما به خوبي واقف است كه فشارهاي كنترل نشده بر ايران ميتواند از تهديد ايران خارج و به فرصتي در راستاي مانور سياسي و امنيتي تهران در منطقه تبديل شود. آمريكاييها در پي آنند كه زمينه ساز ايجاد اين اجماع بينالمللي با مديريت اعمال فشار بر ايران شوند. در این راستا استفاد همزمان از بحث تروریسم، حقوق بشر و ایجاد نافرمانی مدنی در داخل کشور به منظور براندازی جمهوری اسلامی و یا حداقل تغییر رفتار آن با غرب مد نظر است.
گرچه آمریکایی ها بارها بر در نظر داشتن تمامی گزینه ها از جمله گزینه نظامی تاکید داشته اند؛ اما دولت اوباما به علت مشکلات اقتصادی داخلی، ترس از واکنش ایران و مشکلات پیش آمده در عراق و افغانستان برای انجام عملیات نظامی بر علیه تهران از شانس کمی برخوردار است. لذا اوباما با درک این مهم تلاش دارد از رويكرد راديكالانه اسرائيل و نو محافظهكاران آمريكايي كه در آستانه انتخابات 2012 نيازمند اعمال سياستهاي تخريبي عليه او هستند جلوگيري كند و هم زمينهساز اعمال تحريم فلجكننده متراكم بر عليه ايران باشد. از اين رو اوباما از يك سو اسرائيل را از اقدام نظامي احتمالي بر عليه ايران باز مي دارد و از سوي ديگر با در نظر داشتن پرونده هستهاي کشورمان در پس ايجاد يك نقشه راه و فضاسازي مثبت در مسير تحريمهاي فلجكننده متراكم است. آمریکایی ها برگ های مجهول بسیاری در دست دارند که آنها را ترسانده است. نخستین برگ عدم آگاهی کافی آنها از تصمیم های رهبری ایران در خصوص برنامه هسته ای است. دومین برگ مجهول ناآگاهی از میزان پیشرفت برنامه هسته ای ایران است.
بيترديد نقطه گرهاي اصطكاك پرونده ايران نپذيرفتن ايران براي توقف غنيسازي هستهاي در كشور است. در اينجاست كه امريكا بايد ايران را در كلوپ هستهاي بپذيرد كه به واسطه خصومتهايي كه با ايران دارد دیر یا زود مجبور به این کار خواهد شد.
اتحادیه اروپا
موضوع هسته ای ایران یکی از بهانههای عمده اروپا برای تعلیق و کاهش سطح روابط با ایران طی چند سال اخیر بوده است و در این میان اگرچه دولتمردان اروپایی به حق کشورمان برای داشتن فناوری صلح آمیز هسته ای اذعان دارند، اما همانند آمریکا رویکرد عدم اعتماد را مطرح میکنند. این در حالی است که کشورهای اروپایی و عمدتاً فرانسه، انگلیس و آلمان در سالهای اخیر از بانیان قطعنامه و طرح تحریم ایران در بحث هستهای بوده اند. دلیل پیوستن اروپا به تحریمها علیه ایران این است که برخی از کشورهای اتحادیه اروپا بهخصوص فرانسه و انگلیس چارهای در مقابل مقاومتهای ایران نداشتند؛ چرا که ایران حاضر نبود آنگونه که اتحادیه اروپا میخواست پای میز مذاکره بنشیند و امتیاز بدهد. این تحریم ها در سال های اخیر شامل ایجاد محدودیت برای مقامات ایران و سازمان های دولتی این کشور که با برنامه هسته ای تهران ارتباط دارند، بوده است. با وجود این اتحادیه اروپا تا سال 2010 از پذیرش این تحریم ها به طور کامل بر ضد تهران اجتناب می کرد، اما اکنون این مسئله را پذیرفته و ضمن ممنوعیت خرید نفت از ایران، بانک مرکزی کشورمان را نیز تحریم کرده است.
اتحادیه اروپا با این اقدام خود به نوعی با سیاست های آمریکا در قبال ایران همراه شده است، اقدامی که می تواند باعث بروز مشکلات و اختلافات مجدد در روند حل مسئله برنامه هسته ای ایران شود. بررسی های اندیشکده بروکینگز نشان می دهد که ایران نخستین کشوری است که به دلیل غیر از مسئله سلاح های کشتار جمعی مورد تحریم اتحادیه اروپا قرار گرفته است. در نگاهی کلی از سال 2006 اتحادیه اروپا از سیاست چماق و هویج در مورد ایران استفاده می کند.
از آن پس تاکنون اتحادیه اروپا تمامی قطعنامه های سازمان ملل بر ضد ایران را پذیرفته است و تمامی انها را اجرا کرده است. این در حالی است که در پنج سال اخیر بر اساس ادعای سازمان ملل این تحریم ها هدفمند بوده است. اما تفاوت نگاه اروپا با آمریکا در اینجاست که تحادیه اروپا در نهایت امر ممکن است بحث غنیسازی اورانیوم در خاک ایران را بپذیرد چون به جنبه انرژی صلح آمیز هستهای ایران هم توجه دارد ولی دیدگاه آمریکایی همچنان معتقد است با سیاست تحریمها باید از این مسئله جلوگیری کرد، چون اساساً به جنبه تسلیحاتی برنامه هستهای ایران توجه میکند.
در میان کشورهای اروپایی انگلستان و فرانسه به علت مواضع آمریکاگرایانه خود در میان اعضای اتحادیه به رویکرد آمریکا در قبال ایران نزدیک ترند. لذا این دو کشور نقش جدی در اتخاذ تحریم های فراتر از قطعنامه های سازمان ملل بر علیه کشورمان دارند. اتحادیه اروپا علاوه بر منع خرید نفتاز تهران، ۱۸۰ شرکت تجاری و شخص ایرانی را مشمول تحریمهای جدید بخش ترابری و انرژی کرده است.
شرکتهایی در این خصوص به فهرست تحریمشدگان پرونده اتمی ایران پیوستند که با شرکتهای کشتیرانی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ارتباط دارند. دولت انگلستان پس از افزایش تنش ها با تهران در حرکتی خودسرانه و خارج از تحریم های سازمان ملل متحد تبادلات مالی خود را با همه بانکهای ایران از جمله بانک مرکزی ایران به طور کامل قطع کرده است. فرانسه نیز از محدودیتهای جدید علیه نظام بانکی و صنایع انرژی ایران اسقبال کرده است و از اروپا، ژاپن، کانادا و ایالات متحده آمریکا خواست که داراییهای بانک مرکزی ایران را مسدود و معاملات نفتی با ایران را قطع کنند.
همکاری سرویس امنیتی انگلستان و فرانسه در کمک به طراحی حملات سایبری علیه برنامه هسته ای تهران و یا همراهی چند جانبه با موساد و سیا در ترور دانشمندان هسته ای کشورمان و همچنین پیشگام شدن این دو کشور در تدوین طراحی های تحریم بر علیه ایران گواه این ادعا است.
با نگاهی به مفاد تحریم های اتحادیه اروپا از سال 2010 یه این سو نکته جالب آن است که اروپا پس از ناکامی در ایجاد تغییر رفتار تهران در برابر غرب برای ایجاد شکاف میان میان مردم و حاکمیت تحریم هایی را برای مجازات بخش های غیر نظامی و آسیب رساندن به مردم در دستور کار خود قرار داده است. حال آنکه بارها سیاستمداران اروپایی اعلام کرده اند که مردم ایران هدف این تحریم ها نیستند. به نظر می رسد که ناآرامی های پس از انتخابات 1388 در ایران، این کشورها را به منظور تکرار حوادثی مشابه به سوی اتخاذ این تصمیم سوق داده است.
با این حال بهنظر میرسد که با گذشت زمان و بویژه نیازهای استراتژیک و بلندمدت کشورهای اروپایی به ایران اتحادیه اروپا به این نتیجه خواهد رسید که همگامی صددرصد با آمریکا علیه پرونده هستهای ایران کار درستی نبوده است. در نگاه برخی تحلیل گران نقش اتحادیه اروپا در پرونده هستهای ایران پررنگتر میشود؛ چرا که این اتحادیه احساس خواهد کرد ممکن است با ورود بازیگران دیگری همچون روسیه با طرح گام به گام در پرونده هستهای ایران، ابتکار عمل را در این پرونده از دست بدهد؛ همچنان که در سال 2004 ابتکار عمل در پرونده هستهای ایران در دستان اتحادیه اروپا بود و الآن بسیاری از کارشناسان اروپایی اذعان دارند که آن فرصت را از دست دادهاند.
روسیه
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تغییر موضع کشورهای غربی نسبت به فعالیتهای هستهای ایران، جمهوری اسلامی ایران بهناچار تکمیل پروژه نیروگاه اتمی بوشهر را که از سال 1353 توسط شرکت زیمنس آلمان آغاز شده بود و تا زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 حدود 80 درصد پیشرفت داشت، به کشور روسیه واگذار کرد. مذاکرات هستهای ایران با کشور روسیه از سال 1369 آغاز و در سال 1373 منجر به انعقاد قرارداد هستهای بین طرفین شد. روسها از سال 1377 رسماً فعالیتهای هستهای خود را در ایران آغاز کردند و طبق توافق طرفین قرار بر این بود که تا پایان سال 1379 فاز اول نیروگاه هستهای بوشهر به بهرهبرداری برسد. اما روسها هر بار و با وعده و وعیدهای توخالی و به بهانههای واهی ازجمله تفاوت استانداردهای هستهای روسیه و آلمان، تحریمهای بینالمللی، و فشار آژانس انرژی اتمی از انجام تعهدات خود سر باز زدند.
بررسی دقیق پرونده هستهای ایران و روسیه نشان میدهد که فعالیتهای هستهای روسیه در ایران تحت تأثیر متغیرهای مهمی همواره با فرازونشیب روبهرو بوده است. اولین مؤلفه، جذابیتهای اقتصادی نیروگاه هستهای بوشهر برای روسهاست. گرچه از ارقام قرارداد هستهای ایران و روسیه آمار دقیقی در دست نیست، اما برآوردها این است که رقم اولیه قرارداد هستهای ایران و روسیه رقمی معادل 800 میلیون دلار تا یک میلیارد دلار بوده است که این رقم کمک زیادی به صنعت هستهای و اقتصاد ورشکسته این کشور پس از فروپاشی شوروی کرد. در همین راستا صفروف، یکى از کارشناسان اتمى روسیه مىگوید: «نیروگاه بوشهر برابر حدود سه زیردریایى اتمى مدرن یا قریب به 65 هواپیماى جنگى فوقالعاده مدرن است، اما مهمتر از همه این است که این پروژه بدون اغراق، صنایع هستهاى روسیه را نجات داد.
هزاران متخصص روس، صدها دفتر علمى و کارخانهاى را نجات داده است. در حقیقت ما باید از ایران سپاسگزار باشیم که در این موقعیت حساس و بسیار دشوار روسیه، به این پروژه بحثانگیز تن داده و سفارش خود را به روسیه داده است». به نظر میرسد روسیه از فعالیتهای هستهای ایران بهعنوان ابزاری برای کسب امتیاز از غرب استفاده میکند و بههیچوجه حاضر نیست قدرت هستهای دیگری را در منطقه بپذیرد و تهدیدی را در محیط امنیتی خود بهوجود آورد.
رویه روسها در چند سال فعالیت هستهای ایران نشان داده است که کشور روسیه تا قبل از 11 سپتامبر در راستای تقابل دیرینه با غرب و نگرانی از گسترش ناتو به شرق، در پی همکاری با کشورهای ضدامپریالیستی مانند ایران و ونزوئلا بود، اما با وقوع حملات 11 سپتامبر، پوتین در یک چرخش ماهرانه مواضع خود را به غرب نزدیک کرد. او به آمریکا اجازه دسترسی به حریم هوایی روسیه را داد و در آسیای مرکزی و سازمان ملل از آمریکا حمایت دیپلماتیک بهعمل آورد و با حمایت از جنگ افغانستان افکار عمومی جهان را بهدست آورده است. روسیه پس از 11 سپتامبر برای غلبه بر ضعفهای اقتصادی خود سیاست تعامل با غرب را پیش گرفته است؛ تقاضای روسیه برای عضویت در سازمان تجارت جهانی و ادامه سرمایهگذاریهای اروپا و آمریکا در روسیه مؤید این ادعاست (1).
روسیه از یک سو با روی آوردن به راهبرد قهر و آشتی دیپلماتیک با غرب هزینه شرکت در بازی صدور قطعنامه جدید را برای آنها بالا میبرد و با پیش قدمشدن در تدوین و پیشنویس قطعنامه جدید جای متزلزل شده خود در صف لرزان گروه شکننده 1+5 را تثبیت میکند و بار دیگر سیگنالهایی با این محتوا برای محور واشنگتن و بروکسل مخابره میکند که هنوز هم برای اعمال فشار برسر پرونده هستهای ایران وجود روسیه الزامی است که به تنهایی میتواند بازی را بر همزند و از سوی دیگر با همراهی و همگامیای که با تهران دارد آن را بهعنوان محملی برای ارتقای جایگاه قدرت موازنهای خود قرار داده است. با این حال مقامات مسکو نگران مجموعه تحریمهای یکجانبه آمریکا و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، چرا که این تحریمها مانعی بر سر راه روابط اقتصادی-تجاری میان دو کشور است.
باید توجه داشت که يک پنجم جمعيت اسرائيل را مهاجران روسي تشکيل مي دهند؛ بنابراين در تحليل روابط ايران و روسيه، نبايد رابطه مسکو - تل آويو را از قلم انداخت. اسرائیل و غرب خواستار نقش فعالتر روسیه در متوقف ساختن غنیسازی اورانیوم در ایران هستند. در ماههای اخیر افسران ارشد دفاع هوایی روسیه در سطح متوسط دیپلماتیک از اسرائیل دیدار داشتهاند که مذاکرات روی موضوع ایران متمرکز بوده است. در ماه ژوئن ۲۰۰۹ مایر دگان، رئیس وقت موساد اعلام کرد که طبق ارزیابیهای صورت گرفته ایران در سال ۲۰۱۴ به قابلیتهای تازهای میرسد. این تاریخ که از سال 1993 به این سو هر چند سال یکبار در حال تمدید شدن است هدفی جز نگاه داشتن فشار و انزوای تهران را دنبال نمی کند. بر این اساس گفته میشود درخواست اصلی اسرائیل از روسیه عدم واگذاری سیستمهای دفاع هوایی استراتژیک به ایران و کمک به توقف کامل غنیسازی اورانیوم در خاک ایران است.
به طور کلی مي توان گفت که تحولات داخلي و جهاني، زمينه ساز همکاري هسته اي ايران و روسيه بوده است. روس ها در حالي که بارها بر صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران تاکيد کرده اند، حاضر به تکروي در اين زمينه نيستند. يعني نمي خواهند بدون در نظرگرفتن ملاحظات جهان غرب، به تنهايي به پيشرفت برنامه هسته اي ايران کمک کنند.
در روابط روسيه و آمريکا به عنوان یکی از بازیگران اصلی در پرونده هسته ای کشورمان مسائل گوناگوني، از سپر دفاع موشکي گرفته تا مبارزه با تروريسم بين المللي، مساله افغانستان و مسائل مربوط به حوزه هاي پيراموني روسيه وجود دارد که روس ها به حل و فصل آنها هم توجه دارند.
روس ها با هر گونه برخورد نظامی با تهران مخالفند؛ چرا که بر این باورند که بي ثباتي در ايران، بي ثباتي در کل منطقه است. به دليل جايگاه ايران در منطقه، روس ها به خوبي مي دانند که ناامني در ايران، ناامني در آسياي مرکزي، قفقاز، افغانستان، عراق و کل منطقه غرب آسيا را در پي خواهد داشت. پوتين حمله نظامي به ايران را اقدامي "فاجعه بار" برشمرده است. ادامه مذاكرات میان ایران و گروه 1+5 تنها راه منطقی برطرف كردن ابهامات و اختلافات موجود بر سر پرونده هسته ای جمهوری اسلامی از نظر مسکو است.
روسیه بر خلاف كشورهای غربی با هر گونه رویكرد تحریمی یكجانبه گرایانه و خارج از مکانیزم های شناخته شده بین المللی علیه كشورمان مخالف بوده و بر لزوم حل و فصل مسایل مربوط به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران از راه های دیپلماتیك و مذاكره تاكید دارد. در همین راستا ولادیمیر پوتین و سرگئی لاوروف به تازگی اعلام كردند كه اعمال تحریم های یكجانبه و خارج از چارچوب شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران هیچ ارتباطی با حل پرونده هسته ای این كشور ندارد.
روسیه همواره سعی داشته از برگهای حمایت سیاسی و فنی هستهای از ایران برای تأثیرگذاری در دیگر حوزههای مشترک دو کشور بهره گیرد. نقش روسیه در بازی بزرگ خطوط انتقال انرژی در خزر نیز در این راستا قابل ارزیابی است. روسیه در تلاش است با حفظ انحصار خود در پروژههای انتقال انرژی در عمل ایران را از این بازار پرسود به دور نگاه دارد. مسکو در برخی موارد و با استفاده از راهبردهای خاص خود به ظاهر حمایت خود را از سیاستهای ایران در این عرصه اعلام میدارد اما در نهایت باید توجه داشت که بارم بندی خطوط انتقال انرژی نهایتاً منافع روسیه را تأمین میکند. لذا نگاه روسیه به ایران در تعاملات سیاسی و اقتصادی یک همزیستی منفعتطلبانه را جستوجو میکند؛ دیدگاهی که میتواند با استفاده از شرایط منطقهای و فرامنطقهای منافع ایران را در عرصههای اقتصادی نیز تأمین کند.
چین
پکن از یک سو نمی خواهد روابط سیاسی و اقتصادی خود با آمریکا را تیره سازد و از سوی دیگر مایل نیست بازار ایران را از دست بدهد. این در حالی است که چین بارها از تشدید تنش ها بر سر برنامه های هسته ای ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار حل مسالمت آمیز بحران هسته ای ایران شده است. ما جائو شو سخنگوی وزارت خارجه چین در مصاحبه ای تصریح می کند: «همه طرف های ذیربط باید تلاش های دیپلماتیک را برای حل موضوع هسته ای ایران تقویت کنند. در شرایط فعلی وظیفه همه طرف های درگیر این است که تلاش های مضاعف دیپلماتیک داشته و رویکرد گفت و گو و مذاکره را دنبال کنند».
چین معتقد هستند که اگر فرصت کافی برای پاسخگویی به ایران داده نشود، راهحلهای دیپلماتیک صدمه خواهد دید. اما از نظر آمریکا تا زمانیکه بهای نفت خام در حد کنونی باقی مانده و چین به حضور پر رنگ خود در اقتصاد ایران و به ویژه عرصه نفت و گاز ادامه می دهد تحریم های بین المللی علیه ایران به نتیجه چندانی نخواهند رسید. پیام های دیپلماتیک محرمانه ای که توسط وب سایت ویکی لیکس برملا شده اند نشان می دهد که مقامات چینی با صراحت در گفتگوهای خود به مقامات آمریکایی گفته اند که منابع تامین انرژی ان کشور را تهدید نکند چون در غیر آنصورت آمریکا با واکنش و پیامدهای جدی روبرو خواهد شد.
کارشناسان سیاست خارجی چین معتقدند که این کشور در قبال ایران یک سیاست دو گانه را تعقیب می کند. از یک سو به خاطر نیاز به انرژی سعی دارد به هر شکل و به هر اندازه ای که می تواند در ذخایر عظیم و دست نخورده نفت و گاز ایران سهیم شود و از سوی دیگر تلاش می کند تا مناسبات با آمریکا در خصوص بحران هسته ای ایران را حسنه نگاه دارد تا فضای فعالیت های این کشور در عرصه انرژی ایران تهدید نشود.
در مقابل هیلاری کلینتون در اظهارات بی سابقه ای به چین هشدار داد که اگر از تحریم های بیشتر علیه ایران حمایت نکند تحت فشار کشورهای غربی قرار خواهد گرفت! او گفته است که چین تحت فشار قرار می گیرد تا اثرات مخرب «ایران اتمی» را بر خلیج فارس بپذیرد و اضافه کرده است که همه اعضای شورای امنیت باید به سمت تحریم های شدیدتر علیه تهران بروند. کلینتون معتقد است چین به خاطر تأمین نیازهای نفتی اش است که تحریم ایران را مخالف منافع ملی خودش می بیند. یکی از تهدیدهای کلینتون این بود که اگر چین به تلاش های بین المللی برای تحت فشار گذاشتن ایران نپیوندد، حتی ممکن است با اختلال در رسیدن انرژی به کشورش مواجه شود.
آمریکایی ها در دو سال اخیر برای واداشتن پکن به همکاری؛ با حمایت از معترضان تبتی و دولت تایوان این کشور را تحت فشار قرار داده است. چین حساسیت زیادی نسبت به تبت دارد و برای منزوی کردن دالایی لاما مرتب از سران کشورهای خارجی می خواهد که با او ملاقات نکنند.
برخی از کارشناسان چون باربارا اسلاوین کارشناس روابط ایران و آمریکا و نویسنده کتابی در مورد مناسبات دو کشور در تحلیل تازه ای که وب سایت پلیتیکو آنرا منتشر کرده است معتقدند که گرایش هایی در درون حکومت چین ترجیح می دهند که ایران به قدرت هسته ای دست یابد. چون در آن حالت آمریکا ناگزیر می شود بخش مهمی از توانایی نظامی خود را به خاورمیانه اختصاص داده و در نتیجه وزن نظامی آن در منطقه آسیای شرقی که حوزه نفوذ چین است کاهش خواهد یافت. در نگاهی کلی باید گفت که چین از رویکرد دیپلماتیک در پرونده هسته ای کشورمان حمایت می کند.
گرچه که پکن تا کنون از حق وتوی خود به نفع تهران در سازمان ملل استفاده نکرده است، اما در عمل با فروش کلا به ایران و خرید نفت از کشورمان نقش مهمی در عدم کارایی تحریم ها داشته است. در حالی که کشورهای غربی برای افزایش فشار روانی تحریم ها بر ایران به طور مرتب از کاهش صادارت نفت ایران به چین گزارش می دهند روزنامه وال استریت ژورنال از افزایش 30 درصدی واردات نفت پکن از تهران خبر داده است. این خبر را اداره کل مصرف کنندگان چین مخابره و اعلام کرده که در سال گذشته 27 میلیون و 760 تن یعنی به طور میانگین روزانه 557 هزار بشکه نفت از ایران وارد چین شده است(2).
طی دو سال گذشته کشورهای مختلف غربی بارها مقامات خود را به منظور تحت فشار قرار دادن چین و جلب نظر این کشور برای تحریم ایران به پکن اعزام کرده اند اما ادامه روابط تجاری در کشور و بویژه خرید نفت از تهران بسیاری از تحلیل گران غربی را در مورد اثرگزاری فشارها بر ایران نا امید کرده است.
به نظر می رسد آمریکائی ها آنقدر چین را تحت فشار قرار خواهند داد و آنقدر چماق های بزرگتری رو خواهند کرد تا چینی ها به این فکر بیافتند که بهتر است به خاطر منافع ملی خودشان هم که شده مسیر دیگری را انتخاب کنند. اما اگر چینی ها بخواهند بر وضعیت فعلی توقف کنند یا همکاری هایشان را با ایران افزایش بدهند مجبور خواهند بود موجی از فشارهای سیاسی، نظامی و تنش های اقتصادی را تحمل کنند تا آمریکا را وادار به عقب نشینی کنند. این مسیری است که ممكن است دوستان دورو و فرصت طلبی مانند روسیه، چین را از ادامه آن برحذر دارند.
جنبش عدم تعهد
با ارزیابی بیانه های جنبش عدم تعهد در قبال پروند هسته ای کشورمان به نظر می رسد که این جنبش خواستار حل دیپلماتیک پرونده هسته ای تهران و دارا بودن حق دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای برای ایران و دیگر کشورها است. از سوی دیگر کشورهای عضو جنبش عدم تعهد از اتخاذ برخی از رویکردها آزانس چون انتشار جزئیات فنی برنامه هسته ای تهران ناراضی اند.
به طور مثال در بیانیه مارس 2012 این جنبش برحق اولیه و غیر قابل انکار کلیه کشورها برای توسعه، تحقیق، تولید و استفاده از انرژی اتمی برای مقاصد صلح آمیز، بدون هر گونه تبعیض و منطبق با تعهدات قانونی مترتب، تاکید شده است. در نظر این کشورها انتخاب ها و تصمیمات کشورها، شامل موارد (مربوط به) جمهوری اسلامی ایران، در زمینه استفاده های صلح آمیز از فن آوری هسته ای و سیاست های چرخه سوخت می بایست محترم شمرده شوند. جنبش عدم تعهد، آژانس بین المللی انرژی اتمی را بعنوان تنها مرجع ذیصلاح برای راستی آزمایی تعهدات پادمانی مترتب بر اعضا مورد شناسایی قرار داده و تاکید می نماید که هیچ فشار یا مداخله غیر مقتـضی در فعالیـت های آژانـس بویژه در فرآیند راسـتی آزمایی که می تواند کارایی و اعتبار آژانس را به مخاطره اندازد، نمی بایستی وجود داشته باشد.
این جنبش از آژانس و تمامی کشورها می خواهد که از تصميمگيري عجولانه خوددارينمايند و باتوجه به پيشنهادهاي مختلف، براي حل صلحآميز مساله تلاش كنند. این کشورها همچنين با تاكيد مجدد بر حق غيرقابلانكار استفاده صلحآميز از انرژي اتمي، هرگونه دخالت در فعاليتهايفني و بيطرفانه دبيرخانه آژانس
محكوم کرده اند.
علاوه بر آن جنبش عدم تعهد تاکید دارد که آژانس می بایـست به کار خود برای حل موضوع هسته ای ایران در چارچوب اختیاراتش ذیل اساسنامه آژانس ادامه دهد. عدم تعهد تاکید می نماید که دیپلماسی و گفت وگو از طریق صلح آمیز و همچنین مذاکرات محتوایی بدون پیش شرط بین طرف های ذیربط می بایستی بعنوان تنها روشهایی که از طریق آنها یک راه حل فراگیر و پایدار برای موضوع هسته ای ایران قابل دستیابی است، باقی بماند. جنبش عدم تعهد تاکید دارد که موضوع عدم اشاعه بایستی از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک حل و فصل گردد و اقدامات و ابتکاراتی که در این رابطه اتخاذ می گردند بایستی در چهار چوب حقوق بین الملل، کنوانسیون های ذی برط و منشور سازمان ملل باشند.
عدم تعهد بر این باور است که محدودیت های اعمال شده از سوی برخی اعضا در قبال در اختیار گذاشتن اطلاعات به ایران، انجام مذاکرات مشروح را با تهران در این خصوص برای آژانس مشکلتر می سازد. لذا با مد نظر قرار دادن مسئولیت آژانس در حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمان ها، جنبش عدم تعهد به واسطه نشت های قبلی چنین اطلاعاتی همچنان نگران است که در فقدان اقدامات کافی تصحیحی از سوی آژانس، اعتبار نظام آژنس برای حفاظت از اطلاعات محرمانه پادمان ها زیر سئوال رود (3).
فهرست منابع
1- سروستانی، عباس( 7 شهریور 1390 )" علل اشتیاق روسیه به پرونده هستهای ایران"
https://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900607000515
2- " چین تحریمها علیه ایران را غیرسازنده خواند"(6 بهمن 1390 )
https://www.fardanews.com/fa/news/184888
3- "گزارش شورای حکام مارس 2012 "( 19 اسفند 1390)
https://www.aryanews.com/lct/fa-ir/News/20120309/20120309111029953.htm
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰