کد خبر:۱۹۳۱۳۹
شهدای هفت تیر؛ تقابل بین نیروهای خط امام (ره) و بنی صدر
گيرم شما با دكتر بهشتي كه مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و بخصوص شما بود، دشمني سرسختانه داشتيد، با بيش از 70 نفر بيگناه كه بسيارشان از بهترين خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند، چه دشمني داشتيد...
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»؛ «گيرم شما با دكتر بهشتي، كه مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و به خصوص شما بود، دشمني سرسختانه داشتيد، با بيش از 70 نفر بي گناه كه بسيارشان از بهترين خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند چه دشمني داشتيد، جز آنكه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف كنان چپاولگران شرق و غرب ميباشيد، ما گرچه دوستان و عزيزان وفاداري را از دست داديم، كه هر يك براي ملت ستمديده استوانه بسيار قوي و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گرچه برادران بسيار متعددي را از دست داديم كه «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» بودند و براي ملت مظلوم و نهادهاي انقلابي سدي استوار و شجرهاي ثمربخش به شمار ميرفتند، لكن سيل خروشان خلق و امواج شكننده ملت با اتحاد و اتكال به خداي بزرگ هر كمبودي را جبران خواهد كرد.» (امام خميني(ره))
هفتم تير ماه سال 1360، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، در حالي كه جمعي از مسئولان نظام همچون آيتالله بهشتي، رئيس ديوان عالي كشور؛ چهار وزير، 12معاون وزير و 27 نماينده مجلس در جلسه هفتگي حزب حضور داشتند، منفجر شد.
حزب جمهوري اسلامي از تاريخ 29 /11 /1357 يعني يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي اعلام موجوديت كرد.
هفتم تير ماه سال 1360، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، در حالي كه جمعي از مسئولان نظام همچون آيتالله بهشتي، رئيس ديوان عالي كشور؛ چهار وزير، 12معاون وزير و 27 نماينده مجلس در جلسه هفتگي حزب حضور داشتند، منفجر شد.
حزب جمهوري اسلامي از تاريخ 29 /11 /1357 يعني يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي اعلام موجوديت كرد.
اعضاي موسس اين حزب آيتالله سيدمحمد حسيني بهشتي، آيتالله سيد علي حسيني خامنهاي، حجتالاسلام محمدجواد باهنر، آيتالله اكبر هاشمي رفسنجاني و آيتالله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي بودند.
تقابل بين نيروهاي خط امام (ره) و بني صدر پس از انتخاب نخست وزير و كابينه نيز همچنان ادامه يافت و در زمستان 1359 دور تازهاي از منازعات شروع شد.
سهشنبه، 30 /3 /1360 طرح عدم کفايت سياسي بنيصدر در مجلس شوراي اسلامي بررسي، و با 177 راي موافق، 12 راي ممتنع و يک راي مخالف تصويب شد؛ به اين ترتيب حضرت امام خميني روز اول تير ماه، حکم عزل بنيصدر از مقام رياست جمهوري را صادر کرد.
سازمان مجاهدين خلق پس از اين وقايع، در 30 خرداد 1360 اعلام كرد كه فعاليتهاي اين سازمان وارد فاز نظامي شده است؛ موج اين فعاليتها به قدري گسترده بود كه از مردم عادي در كوچه و خيابان تا مسئولان مملكتي را در بر گرفت.
در ششم تير ماه سال 1360 جواد قديري، يكي از عوامل سازمان منافقين در مسجد اباذر تهران با بمبگذاري آيتالله خامنهاي را مجروح كرد كه البته اين ترور نافرجام ماند و روز بعد يعني هفتم تير ماه، بر اساس برنامه حزب جمهوري، جلسه هفتگي برگزار شد.
انتهای صحبت های مرحوم بهشتی بود که بمب ها منفجر شد و آن حادثه تلخ و ناگوار پیش آمد. سخنان شهيد بهشتي ساعت 8:30 آن شب در حالي كه ميگفت: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهرهسازي کنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش کنيم کساني را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نميگيرند انتخاب شوند...» با انفجار منافقين نيمه تمام ماند.
امام (ره) در پيام تاريخي 9 تير 1360 به مناسبت انفجار هفتم تير ماه دفتر حزب جمهوري با اندوه و خشم از منافقين سخن گفت و خطاب به آنها تاكيد كرد: «ننگتان باد اي تفالههاي شيطان و عارتان باد اي خودفروختگان به جنايتكاران بينالمللي كه در سوراخها خزيدهايد و در مقابل ملتي كه در برابر ابرقدرتها برخاسته است به خرابكاريهاي جاهلانه پرداختهايد.»
دكتر حسن عارفي می گوید: «رفتم پيش امام، سلام كردم، فشارشان را گرفتم، ديدم خوب است. ضربانشان هم خوب است. احساس كردم آرامش ايشان از آگاهي ايشان است. امام براي اين آرام بود كه ميدانست در يك انقلاب و حركت بالاخره يك عده هم كشته ميشوند. ممكن است صدماتي بخوريم ولي هيچ انقلابي در دنيا نيست كه بدون مبارزه و درگيري باشد. اين اتفاقات تاثير منفي روي امام نميگذاشت.»
چهارشنبه، دهم تير ماه سه روز بعد از حادثه، با يك ساعت تأخير جلسه علني مجلس شوراي اسلامي برگزار شد.
27 دسته گل به جاي نمايندگان شهيد در صحن مجلس به چشم ميخورد و نمايندگان مجروح و زخمي نيز براي از رسميت نيفتادن جلسه علني در صحن حاضر شدند.
جعفر فتوت كه همزمان با انفجار دفتر حزب جمهوري در هفتم تير ماه سال 1360 در شاخه دانشآموزي اين حزب فعال بود، گفت: «كلاهي، عامل بمبگذاري در دفتر، اصرار داشت كه جلسه دانشآموزي و جلسه شوراي مركزي هر چه زودتر برگزار شود تا به جلسه اصلي برسيم. هر دوي اين جلسات كمي طولاني شد و جلسه اصلي موكول شد به بعد از نماز مغرب و عشا كه به امامت شهيد بهشتي برگزار شد.»
وي ادامه داد: «موضوع بحث اصلي جلسه آن شب، وزارت بازرگاني بود، اما با توجه به اينكه هشت روز قبل از آن بنيصدر فرار كرده بود و كشور توسط شوراي رياست جمهوري اداره ميشد، اولويت تغيير كرد. مرحوم رحمان استكي، مدير جلسه آن شب بود كه اعلام كرد دكتر بهشتي گزارشي از عملكرد چند روز گذشته ارائه ميدهد.»
فتوت با يادآوري اينكه «شهيد بهشتي هيچگاه در سخن و كلام خود روي اهانتآميز با كسي نداشت» گفت: «دكتر صحبت خود را با اين بحث شروع كرد كه نظام به دست نيروهاي حزبالله افتاده است و مردم منتظرند كه ببينند ما چه ميكنيم؛ در اين وضعيت ديگر اختلاف سليقه معني نميدهد و همگي بايد با يكپارچگي در جهت رفع مشكلات مردم گام برداريم.»
دري نجفآبادي نيز كه به دليل خستگي از سفر روز قبل در جلسه حزب شركت نكرده بود، گفت: «آن شب بعد از نماز مغرب خواستم دقايقي استراحت کنم که اين استراحت طولاني شد؛ در عين حال منتظر بودم که برادرم بيايد و با هم به حزب برويم که نشد و صبح روز بعد دوستان اين خبر را به من دادند. رحمان استکي که در اين حادثه شهيد شد هم در آن منزل همسايه ما بود.»
نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه «در آن زمان ميخواستيم نشان دهيم که نظام همچنان پابرجاست»، افزود: «تلاش کرديم جلسه علني مجلس با حضور نمايندگان رسمي برگزار شود که براي اين کار مجبور شديم برخي نمايندگان مجلس که در انفجار دفتر حزب مجروح شده بودند را با برانکارد به مجلس بياوريم؛ برگزاري جلسه علني مجلس در اين شرايط براي اين بود که به جريانهاي نفاق تودهني زده باشيم و بگوييم که نظام با قدرت و صلابت پاي آرمانها و انقلاب ايستاده است.»
حسين موسوي تبريزي هم درباره عامل اين انفجار گفت: «پس از انفجار محمدرضا كلاهي چند روزي در ايران مخفي بود، اما آن زمان كه وزارت اطلاعات نداشتيم. پيگيريهايي شد و همه متوجه شدند كه مسئول اين كار آقاي كلاهي بوده است، اما پرونده قضايي تشكيل نشد. چون شخصي در كار نبود؛ اين يكي از جرايم مهم سازمان مجاهدين خلق است كه اصلاً دنبال نشد؛ اما پرونده انفجار دفتر رياستجمهوري را آقاي رباني املشي قبل از اينكه من به دادستاني بروم، دنبال كرده بود كه البته بيشتر يك درگيري درون حزبي بود؛ چون از اول پرونده، بحث منحرف شده بود و به جايي نرسيد.»
وي درباره پيگيري اين پرونده خاطرنشان كرد: «شهريور 60 دادستان كل انقلاب شدم، راضي نشدم آن پرونده منحرف شده را تحويل بگيرم. يك طيف ميخواست انفجار دفتر رياست جمهوري را به عهده طيف ديگر بيندازند. عدهاي را متهم و بازداشت كردند، سرانجام آنچنان سياسي شده بود كه امام (ره) دستور داد كه آنها را آزاد كنند و پرونده مختومه اعلام شود.»
اما سرانجام پرونده مختومه حزب جمهوري 72 شهيدي است كه در بهشت زهراي تهران در خاك آرميدهاند و عامل بمب گذاري آن حادثه، عامل نفوذي سازمان منافقين در حزب جمهوري، محمدرضا كلاهي است كه دفتر مركزي حزب واقع در سرچشمه تهران را منفجر كرد و پس از چند روز مخفي شدن به فرانسه گريخت.
تقابل بين نيروهاي خط امام (ره) و بني صدر پس از انتخاب نخست وزير و كابينه نيز همچنان ادامه يافت و در زمستان 1359 دور تازهاي از منازعات شروع شد.
سهشنبه، 30 /3 /1360 طرح عدم کفايت سياسي بنيصدر در مجلس شوراي اسلامي بررسي، و با 177 راي موافق، 12 راي ممتنع و يک راي مخالف تصويب شد؛ به اين ترتيب حضرت امام خميني روز اول تير ماه، حکم عزل بنيصدر از مقام رياست جمهوري را صادر کرد.
سازمان مجاهدين خلق پس از اين وقايع، در 30 خرداد 1360 اعلام كرد كه فعاليتهاي اين سازمان وارد فاز نظامي شده است؛ موج اين فعاليتها به قدري گسترده بود كه از مردم عادي در كوچه و خيابان تا مسئولان مملكتي را در بر گرفت.
در ششم تير ماه سال 1360 جواد قديري، يكي از عوامل سازمان منافقين در مسجد اباذر تهران با بمبگذاري آيتالله خامنهاي را مجروح كرد كه البته اين ترور نافرجام ماند و روز بعد يعني هفتم تير ماه، بر اساس برنامه حزب جمهوري، جلسه هفتگي برگزار شد.
انتهای صحبت های مرحوم بهشتی بود که بمب ها منفجر شد و آن حادثه تلخ و ناگوار پیش آمد. سخنان شهيد بهشتي ساعت 8:30 آن شب در حالي كه ميگفت: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهرهسازي کنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش کنيم کساني را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نميگيرند انتخاب شوند...» با انفجار منافقين نيمه تمام ماند.
امام (ره) در پيام تاريخي 9 تير 1360 به مناسبت انفجار هفتم تير ماه دفتر حزب جمهوري با اندوه و خشم از منافقين سخن گفت و خطاب به آنها تاكيد كرد: «ننگتان باد اي تفالههاي شيطان و عارتان باد اي خودفروختگان به جنايتكاران بينالمللي كه در سوراخها خزيدهايد و در مقابل ملتي كه در برابر ابرقدرتها برخاسته است به خرابكاريهاي جاهلانه پرداختهايد.»
دكتر حسن عارفي می گوید: «رفتم پيش امام، سلام كردم، فشارشان را گرفتم، ديدم خوب است. ضربانشان هم خوب است. احساس كردم آرامش ايشان از آگاهي ايشان است. امام براي اين آرام بود كه ميدانست در يك انقلاب و حركت بالاخره يك عده هم كشته ميشوند. ممكن است صدماتي بخوريم ولي هيچ انقلابي در دنيا نيست كه بدون مبارزه و درگيري باشد. اين اتفاقات تاثير منفي روي امام نميگذاشت.»
چهارشنبه، دهم تير ماه سه روز بعد از حادثه، با يك ساعت تأخير جلسه علني مجلس شوراي اسلامي برگزار شد.
27 دسته گل به جاي نمايندگان شهيد در صحن مجلس به چشم ميخورد و نمايندگان مجروح و زخمي نيز براي از رسميت نيفتادن جلسه علني در صحن حاضر شدند.
جعفر فتوت كه همزمان با انفجار دفتر حزب جمهوري در هفتم تير ماه سال 1360 در شاخه دانشآموزي اين حزب فعال بود، گفت: «كلاهي، عامل بمبگذاري در دفتر، اصرار داشت كه جلسه دانشآموزي و جلسه شوراي مركزي هر چه زودتر برگزار شود تا به جلسه اصلي برسيم. هر دوي اين جلسات كمي طولاني شد و جلسه اصلي موكول شد به بعد از نماز مغرب و عشا كه به امامت شهيد بهشتي برگزار شد.»
وي ادامه داد: «موضوع بحث اصلي جلسه آن شب، وزارت بازرگاني بود، اما با توجه به اينكه هشت روز قبل از آن بنيصدر فرار كرده بود و كشور توسط شوراي رياست جمهوري اداره ميشد، اولويت تغيير كرد. مرحوم رحمان استكي، مدير جلسه آن شب بود كه اعلام كرد دكتر بهشتي گزارشي از عملكرد چند روز گذشته ارائه ميدهد.»
فتوت با يادآوري اينكه «شهيد بهشتي هيچگاه در سخن و كلام خود روي اهانتآميز با كسي نداشت» گفت: «دكتر صحبت خود را با اين بحث شروع كرد كه نظام به دست نيروهاي حزبالله افتاده است و مردم منتظرند كه ببينند ما چه ميكنيم؛ در اين وضعيت ديگر اختلاف سليقه معني نميدهد و همگي بايد با يكپارچگي در جهت رفع مشكلات مردم گام برداريم.»
دري نجفآبادي نيز كه به دليل خستگي از سفر روز قبل در جلسه حزب شركت نكرده بود، گفت: «آن شب بعد از نماز مغرب خواستم دقايقي استراحت کنم که اين استراحت طولاني شد؛ در عين حال منتظر بودم که برادرم بيايد و با هم به حزب برويم که نشد و صبح روز بعد دوستان اين خبر را به من دادند. رحمان استکي که در اين حادثه شهيد شد هم در آن منزل همسايه ما بود.»
نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه «در آن زمان ميخواستيم نشان دهيم که نظام همچنان پابرجاست»، افزود: «تلاش کرديم جلسه علني مجلس با حضور نمايندگان رسمي برگزار شود که براي اين کار مجبور شديم برخي نمايندگان مجلس که در انفجار دفتر حزب مجروح شده بودند را با برانکارد به مجلس بياوريم؛ برگزاري جلسه علني مجلس در اين شرايط براي اين بود که به جريانهاي نفاق تودهني زده باشيم و بگوييم که نظام با قدرت و صلابت پاي آرمانها و انقلاب ايستاده است.»
حسين موسوي تبريزي هم درباره عامل اين انفجار گفت: «پس از انفجار محمدرضا كلاهي چند روزي در ايران مخفي بود، اما آن زمان كه وزارت اطلاعات نداشتيم. پيگيريهايي شد و همه متوجه شدند كه مسئول اين كار آقاي كلاهي بوده است، اما پرونده قضايي تشكيل نشد. چون شخصي در كار نبود؛ اين يكي از جرايم مهم سازمان مجاهدين خلق است كه اصلاً دنبال نشد؛ اما پرونده انفجار دفتر رياستجمهوري را آقاي رباني املشي قبل از اينكه من به دادستاني بروم، دنبال كرده بود كه البته بيشتر يك درگيري درون حزبي بود؛ چون از اول پرونده، بحث منحرف شده بود و به جايي نرسيد.»
وي درباره پيگيري اين پرونده خاطرنشان كرد: «شهريور 60 دادستان كل انقلاب شدم، راضي نشدم آن پرونده منحرف شده را تحويل بگيرم. يك طيف ميخواست انفجار دفتر رياست جمهوري را به عهده طيف ديگر بيندازند. عدهاي را متهم و بازداشت كردند، سرانجام آنچنان سياسي شده بود كه امام (ره) دستور داد كه آنها را آزاد كنند و پرونده مختومه اعلام شود.»
اما سرانجام پرونده مختومه حزب جمهوري 72 شهيدي است كه در بهشت زهراي تهران در خاك آرميدهاند و عامل بمب گذاري آن حادثه، عامل نفوذي سازمان منافقين در حزب جمهوري، محمدرضا كلاهي است كه دفتر مركزي حزب واقع در سرچشمه تهران را منفجر كرد و پس از چند روز مخفي شدن به فرانسه گريخت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰