بررسي آسيبهاي دانشگاه پولي در «خبرگزاري دانشجو»-1
کد خبر:۱۹۳۵۵۲
دانشگاه پولي و تحول در دانشگاهها؛ معضل جمع دو متناقض
امروز تحول در دانشگاهها اصليترين رسالتي است كه پيش روي جامعه علمي ما قرار دارد و نميتوان آن را تحت هر شرايطي و با وجود مسائلي چون خيل بسيار داوطلبان به فراموشي سپرد؛ گر چه شايد ...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ در خصوص رويكرد اين روزهاي مسئولان عالي رتبه نظام آموزشي كشور ذكر مسئله اي لازم به نظر مي رسد كه به آن در قالب سه نكته پرداخته مي شود.
اپيزود اول: وزارت علوم با دوره اي مواجه است كه جمعيت جوان كشورمان بيش از ساير گروه هاي سني است؛ جوان بودن جمعيت امري است كه در كنار مزاياي خود، برنامهريزان و سياستگذاران حكومتي را نيز با چالش هايي همچون اشتغال، مسكن، فراهم آوردن امكانات آموزشي و از اين قبيل مواجه مي كند.
در حالي كه در دوره اي، با ساخت بي وقفه مدارس و مسائل خاص مرتبط با آن مواجه بوديم، حالا براي اين جمعيت از مدرسه فارغ شده، مسئولان امر خود را ناگزير به ايجاد ظرفيت جهت ورودشان به دانشگاه مي بينند؛ به عبارتي مسئولان رفتن به دانشگاه و كسب تحصيلات عاليه را به عنوان يگانه راه پيش روي جوانان تصور كرده و ورود به دانشگاه را جهت سر و سامان يافتن اين قشر جوان امري مسلم و قطعي مي پندارند و اين همه در حالي است كه اين دانشگاه داراي عمري كمتر از دو سده بوده و در حال حاضر متهم به ناكارآمدي و دور بودن از فضاي جامعه ما ميباشد؛ دانشگاهي كه به جهت ساختار تقليدي آن، به زعم بسياري از صاحبنظران، بخصوص در حوزههايي چون علوم انساني، داراي كمترين بهره ورري ممكن براي كشورمان بوده است.
قاعدتاً نميتوان از دستاوردهاي علمي حاصل آمده از دانشگاه در كشورمان در حوزههايي چون انرژي هستهاي، نانو فناوري و غيره چشم پوشي كرد، اما آيا به راستي اين تمام ظرفيتي است كه ميتوان براي فضاي علمي كشورمان كه دانشمندان بزرگي چون ابن سينا، ابوريحان بيروني، خواجه نصيرالدين طوسي و غيره (كه ماندگاريشان به مرز خاصي محدود نيست) به خود ديده است، تصور كرد؟!
با تمام اين اوصاف، مسئولان نظام آموزشي ما ايجاد ظرفيت براي ورود به دانشگاه را يكي از دو رسالت اصلي خود در اين سالها قرار داده اند و در راستاي اين امر با تلاش بسيار، به خلق ظرفيت تازه از سريعترين راه هاي ممكنه و در قالبهاي متفاوتي چون دانشگاه آزاد، دانشگاه پيام نور و حالا هم تصويب قانون دانشگاه پولي و اجراي آن در قالب دانشگاه شماره 2 دانشگاه تهران اقدام كرده اند كه مسئله تأمل برانگيز آن در امان نماندن دانشگاه مادر و شماره اول كشورمان از اين طرح مسئلهدار و همراه با اما و اگرهاي بسيار آن است؛ اين همه، فارغ از مسئله ذبح بيچون و چراي عدالت و چوب حراج زدن به آرماني است كه در كانون نظام اسلامي مان قرار دارد؛ تصويب دانشگاه پولي و ورود بدون كنكور و به صرف پرداخت هزينه به بهترين دانشگاه كشور، به حاشيه اي ترين آرمان ممكن در جمهوري اسلامي بدل شده است.
و جالب آن كه، بعد از گذشت چند سال از پذيرش بي وقفه دانشجو و شكل گيري قشر وسيعي از دانشجويان كه اكنون به مرحله كارشناسي رسيدهاند، همچنان تمام مسائل آنها چون اشتغال، ازدواج و غيره را به چيزي به اسم ورود به دانشگاه خلاصه ميكنيم.
اما درست است شايد هنوز تا دقيقه 90 و رسيدن به اوج بحران وقت باقي باشد!
اپيزود دوم: از آغاز ورود نظام آموزشي جديد به كشورمان شاهد تقابل آن با نظام آموزشي سنتي خود هستيم و اين شايد به سبب دو خاستگاه متفاوت هر يك از اين نظام آموزشي باشد كه براي سالهاي طولاني در نظام فرهنگي خاص خود ريشه داشته اند.
ما در طول تاريخ كشورمان، بخصوص بعد از ورود اسلام همواره شاهد فراگيري علوم متفاوت از فرهنگهاي ديگر در قالبهاي متفاوتي چون ترجمه و غيره بودهايم كه همواره با آغوش باز از آنها استقبال شده است، اما وجود مسائل و مشكلاتي در نظام دانشگاهي ما از سالهاي نسبتاً آغازين، انديشمندان ما را متوجه لزوم اصلاح و اعمال تغييراتي در اين نظام كرد.
رهبر فرزانه انقلاب در ديدار جمعى از نخبگان و برگزیدگان علمی در 13 مهر ماه 1390 از اين مسئله با چنين تعبيري ياد مي كنند: «امروز دانشى كه غرب دارد، شوخى نيست؛ چيز كوچكی نيست. دانش غرب يك پديده بی نظير تاريخى است؛ اما اين دانش در طول سال هاى متمادى در راه استعمار به كار رفته، در راه برده دارى و برده گيرى به كار رفته، در راه ظلم به كار رفته، در راه بالا كشيدن ثروت ملت ها به كار رفته؛ امروز هم كه می بينيد چه كار دارند مي كنند. اين بر اثر همان فكر غلط، نگاه غلط، بينش غلط و جهت گيرى غلط است كه اين علم با اين عظمت كه خود علم يك چيز شريفى است، يك پديده عزيز و كريمى است در اين جهت ها به كار می افتد.»
احساس نيازي كه امروز بيش از پيش بر آن تاكيد ميشود، نيازي است كه البته تنها محدود به حوزه خاصي از علوم ما نشده و گستره و فراگيري آن علاوه بر علوم انساني - و طرح علوم انساني اسلامي - شامل علومي چون پزشكي - و طرح طب سنتي - و علوم فني و مهندسي - و طرح ارتباط صنعت و دانشگاه - نيز ميشود.
اما برخلاف تلاشهاي حاصل آمده در سال هاي اخير و با توجه به تدريجي بودن امكان تغييرات در علم كه بعضاً زمان مورد نياز براي وصول به چنين امري چندين قرن برآورد مي شود، تا رسيدن به مقصود راه طولاني باقي است و برنامه ريزي براي آن به تأمل و دقت بسياري نياز دارد.
اپيزود سوم: همچنان كه گفته شد، نظام آموزشي ما امروز دو رسالت عمده تحت عنوان خلق ظرفيت تازه جهت پاسخ به تقاضاي داوطلبان پشت كنكوري و تحول در دانشگاه ها را پيش روي خود نهاده است؛ دو رسالتي كه به نظر مي رسد ناهمخواني شان با يكديگر بيش از هر چيزي ديگري به چشم مي آيد، در حالي كه تحول در علوم به ظرافت و دقت بسياري نياز دارد كه به يكباره شدني نيست و طي حركتي كند و تدريجي به وقوع خواهد پيوست و برنامه ريزي هاي بسياري را مي طلبد، از طرف ديگر افزايش بي رويه ظرفيت آن هم در دانشگاه هاي اصلي و مادر كشور به قدري مي تواند آسيب زا باشد كه ممكن است تمام برنامه يزي هاي انجام گرفته براي مورد اول را هم با اختلال مواجه كرده و راه رسيدن به مسير را دشوار سازد.
مسئولان امر بايد به اين باور برسند كه همواره سهل الوصول ترين راه، بهترين راه نيست و خلق ظرفيت بدون پشتوانه و به هر قيمتي نمي تواند راهگشاي تمام امور باشد.
امروز تحول در دانشگاه ها اصلي ترين رسالتي است كه پيش روي جامعه علمي ما قرار دارد و نمي توان آن را تحت هر شرايطي و با وجود مسائلي چون خيل بسيار داوطلبان متقاضي ورود به دانشگاه، به فراموشي سپرد؛ گر چه شايد با پيش رفتن مسير تحول به جلوتر تا حدي بتوان انتظار رفع مسائلي از اين دست را از آن داشت، اما اين امر در ابتداي مسير قطعاً شدني نخواهد بود.
هنوز ما بعد از گذشت 34 سال از انقلاب و تلاش براي اسلامي كردن دروس و تطبيق آن با نيازهاي اصلي كشورمان گام چنداني را برنداشته ايم و با وجود همه كارهاي انجام شده، در ابتداي مسير قرار داريم، بنابراين اگر به اين باور رسيده ايم كه اين نظام آموزشي داراي مشكل بوده و احتياج به تحول دارد، نبايد در طرف مقابل خيل عظيمي از جوانان را بدون پشتوانه راهي اين نظام آموزشي ناقص بكنيم.
در پايان شايد اين صحبت رهبري در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و استادان دانشگاه ها در سال هاي 84 و 88 بيش از هر امر ديگري راهگشا و كارگشا باشد: «مسئله ورودى، خروجى دانشگاه هاي يك از آن وظايف سنگين وزارت علوم است. ما ببينيم كه واقعاً دانشگاه ها چه كسانى را جذب كنند و براى چه رشته هايى جذب كنند، بعد خروجى ما از دانشگاه ها در چه رشته هايى باشد كه ما به آنها بيشتر نياز داريم؛ حالا يا نيازهاى گذرا كه نياز فعلى ماست، يا نيازهاى بنيانى. براى اين مسئله هم بايستى يك ترتيبى داده شود.»
«طبق آنچه كه به ما گزارش دادند، در بين اين مجموعه عظيم دانشجويى كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوي دولتى و آزاد و پيام نور و بقيه دانشگاه هاى كشور داريم، حدود دو ميليون اینها دانشجويان علوم انسانى اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مي كند. ما در زمينه علوم انسانى، كار بومى و تحقيقاتي اسلامى چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه شناسى يا روان شناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته ها مي گيريم؟ اين نگران كننده است»
اميد آن كه اين قافله ره به مقصد برد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰