کد خبر:۱۹۶۱۷۳
زعامت امام خامنهای و اتحادیه جماهیر امت واحده مسلمان
با توجه به تحولات رخ داده در کشورهای مسلمان و داشتن پیشینه نظری حول محور امت واحده و میزان نفوذ معنوی امام خامنهای در امت مسلمان، تشکیل چنین اتحادیهای با زعامت امام خامنهای دور از ذهن نباشد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»- محمد پورپیر؛ بیداری اسلامی مقوله ای است که پس از انقلاب اسلامی ایران انتظار رویداد آن میرفت، اما این اتفاق به دلایل مختلف از جمله عدم اعتماد جهان اسلام به توانمندی و ایستادگی این انقلاب و همچنین بزرگ شمردن هیبت دشمن به تأخیر افتاد با شکست هژمونی غرب در جهان، این حرکت اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داد.
اکنون بحث در محافل صاحب نظران اندیشه سیاسی بر این است که نتیجه این انقلابها چه خواهد شد؟ با توجه به این که این انقلابها دارای رهبری خاصی نیستند نظامی که از دل این حرکتهای انقلابی سر در خواهد آورد دارای چه ماهیتی است؟
در این نوشتار تلاش میشود که به این پرسش پاسخ داده شود که آیا امکان و ظرفیت این امر که جهان اسلام امت واحده گردد و همه آنها با وجود علایق و سلایق مختلف سیاسی، اعتقادی حول یک محور و رهبری واحد جمع شوند وجود دارد؟
امروز اکثر متفکران سیاسی داخلی و خارجی بر این باور هستند که با توجه به وجود اختلافات مذهبی به ویژه میان اهل تسنن و شیعه امکان دست یابی به یک اجتماع مشترک میان مردم مسلمان منطقه وجود ندارد و اساساً این نظریه را رد میکنند.
اما باید توجه داشت که شیعه و اهل سنت در برهه ای از تاریخ حول یک حاکمیت جمع شده بودند و آن حکومت حضرت علی (ع) است.
با توجه به این مطلب که پس از رحلت رسول اکرم (ص) امت اسلامی در حاکمیت سیاسی دچار اختلاف نظر شدند و مبنای این اختلاف منجر شد که گروهی به خلیفه محوری گرایش یافته و گروه دیگر به نظام امامت اعتقاد داشتند با این وجود، هر دو نگرش یک نفر را به عنوان رهبر و حاکم بر خود پذیرفتند و آن شخص حضرت امیر المومنین علی (ع) بوده است که اهل تسنن ایشان را به عنوان خلیفه چهارم مسلمین و شیعه به عنوان امام اول میپذیرد صرف نظر در استدلالهای هر یک از این دو نگرش باید بگوییم که هر دو آنها یک حاکمیت سیاسی را پذیرفتند.
با توجه به این موضوع به طرح دیدگاه سیاسی رشید رضا متفکر اهل سنت پرداخته و سپس با توجه به اندیشه او به سؤال فوق پاسخ خواهیم داد.
1- مبانی اندیشه سیاسی رشید رضا: رشید رضا مانند سید جمال و محمد عبده کوشید به این پرسش پاسخ دهد که چرا کشورهای اسلامی در همه جنبههای تمدنی عقب افتادهاند. او از توجیه و تبیین این سؤال فراتر رفت و کوشید چارچوبی را که مسلمانان باید در آن زندگی کنند نیز توضیح دهد ...
به اعتقاد رشید رضا آنچه موجب استمرار غلبه حکام ظالم میشود از یکسو جهل مردم و از سوی دیگر تعصب علمای جاه طلب است. اگر علما با هم متحد شوند و بر حق اتفاق نظر کنند عوام نیز از آنها تبعیت میکنند و این تنها راه جلوگیری از استبداد است. (مرشدی زاد، علی. اندیشههای سیاسی محمد رشید رضا. پایاننامه، امام صادق، تهران: 1371، ص 144)
2 - رشید رضا و حکومت اسلامی ایده آل: رساله مهم رشید رضا در مورد خلافت (الخلافه او الامامه العظمی)
در آستانه القای خلافت انتشار یافت. او موضوع دولت اسلامی را پس از بررسی مسائل خلافت مطرح میکند.
او این کار را در سه مرحله انجام میدهد؛ ابتدا او بنیانهای خلافت در تئوری سیاسی اسلامی را ردگیری میکند و سپس شکاف میان آن تئوری و عمل سیاسی مسلمانان سنی را ارائه میدهد و در نهایت عقیده خود را در این باره که یک کشور اسلامی باید چگونه باشد پیش میکشد. (عنایت، حمید. تفکر نوین سیاسی اسلام. امیرکبیر، 1362، ص 82-81)
رشید رضا موضوع حکومت اسلامی را پس از پرداختن به مسائل خلافت به پیش میکشد و این مسئله را در سه مرحله مطرح میسازد: نخست، مبانی خلافت را در نگرش سیاسی اسلام، پی جویی میکند. سپس، شکاف دینی میان آن نظریه و عملکرد سیاسی موجود در میان مسلمانان را خاطر نشان میکند و سرانجام، اندیشه خود را درباره چگونگی حکومت اسلامی مطرح میسازد.
رشید رضا در صدد یافتن فردی مناسب برای منصب خلافت مسلمین و نیز یافتن شهری مناسب به عنوان پایتخت آن است. وی از مسئله خلافت، به مسئله حکومت اسلامی روی میآورد. او معتقد است که رئیس دولت یا خلیفه، باید به عنوان رهبر همه مسلمانان، اعم از شیعه اثنیعشری، زیدی، باضی، مذاهب چهارگانه اهل سنت، انتخاب شود، وی اصرار دارد که باید خلافت، به شیوه ای که در صدر اسلام، در دوره خلفای راشدین متداول بوده، ایجاد گردد.
او خلافت را مظهر پیوستگی دین و دولت، در اصلاح امور تلقی نموده و تحقق همه آرمانهای جهان اسلام را به عهده خلافت میداند. (https://www.ical.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=3004-)
با وجود مباحثی که رشید رضا در مورد خلافت و حکومت فراگیر اسلامی مطرح نموده خود به دشواری تحقق آن در دوران جدید اذعان نموده و مینویسد: «اینکه بخواهیم تمامی کشورهای مسلمان را که دارای حکومتهای مستقل هستند به زور سلطه وادار به تمکین از رهبری واحد بکنیم امروز غیرممکن است. همچنین غیرممکن است که بتوان همگی این حکومتها را به حس تبعیت آزادانه از یکی از آنها مجاب کرد. پس در این شرایط چه باید کرد؟»
به نظر او تشکیل فوری یک حزب مترقی که اذهان را آماده سازد و در جهت وحدت تلاش کند لازم است. وظیفه این حزب که از علمای دینی و دانشمندان تشکیل میشود انتخاب مجدد یک خلیفه است که نقش آن رهبری اجتماعی است باشد.
با بیان اندیشه رشید رضا و ردگیری همین نوع نگاه در اندیشه های سید جمال و محمد عبدو از دیگر علمای معاصر اهل سنت میتوان به این نتیجه دست یافت که شیعه و سنی میتوانند به زعامت سیاسی فردی مشترک دست یابند که اما سؤال اینجاست که آن وحدت و همگرایی در قالب چه نوع از نظامی صورت خواهد یافت؟ آیا اندیشه خلافت محور بار دیگر به صحنه حاکمیت سیاسی مسلمین بازگشت میکند؟ یا اینکه میتوان این وحدت مسلمین را سیستم جدیدی متصور شد؟ و آن سیستم چیست؟
برای پرداختن به سوال فوق ابتدا باید به واژه امت و سپس و مقوله امامت و رابطه این دو با هم بپردازیم تا در این صورت نظام سیاسی جدید را بتوانیم متصور شویم امت: مفهوم «امت» صرفاً مفهومی عقیدتی است که از ریشهامَّ، یَؤُمُّ مرادف قَصَدَ، یَقْصُدُ میباشد.
بر این اساس «امت» به مجموعه ای از انسانها اطلاق میگردد که هدف و مقصد واحدی آنان را گرد هم جمع نموده باشد. مرز میان «امتها» مرزی عقیدتی است. برخلاف واژه «ملت» که با عنصر سرزمین و قلمرو جغرافیایی خاصی همراه بوده و معنا و مفهوم پیدا میکند، «امت» با عنصر عقیده و آرمان پیوند خورده است.
تشبیه گویا و زیبای استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه قابل توجه است: «حقایق علمی به همه جهانیان تعلق دارد، جدول فیثاغورس و نسبیت انیشتین به قوم معینی تعلق ندارد و با هیچ ملیتی منافات ندارد برای آنکه این حقایق بی رنگ است و رنگ و بوی قوم و ملت مخصوصی را ندارد. به این دلیل دانشمندان و فیلسوفان و پیامبران به همه جهانیان تعلق دارند. خورشید از ملت خاصی نیست و هیچ ملتی نسبت به آن احساس بیگانگی نمیکند زیرا خورشید به همه عالم یک نسبت دارد. اگر بعضی سرزمینها کمتر از نور خورشید استفاده کنند مربوط به وضع خودشان است نه خورشید.» خدمات متقابل اسلام و ایران، جلد اول، ص 61>
امام: «امام» در لغت به معنی پیشوا و رهبر است و در اصطلاح رهبر عموم مسلمانان در کارهای دینی و دنیوی آنها است. امامت در اسلام به جایگاهی اطلاق میگردد که هم مرجعیت دینی و هم مرجعیت اجتماعی و سیاسی را شامل میگردد. امامت و ولایت در این معنا، مفهومی برابر و یکسان دارند؛ و امت گروهی هستند که این مرجعیت و پیشوایی را پذیرفته و قبول نمودهاند. [ر. ک: ولاء ها و ولایتها از استاد مطهری.]
رابطه امام و امت هر کجا که امت هست امام و امامت نیز هست و امت بی امام معنی ندارد، امت بر مردمی که پیشوا و امام و رهبر واحد داشته باشند؛ مترتب میگردد. بنابراین، امت بر گروهی گفته میشود که به واسطه پیروی از امام واحد، همه هم قطار و به امام خود انتساب داشته و مقتدی باشند؛ و امام کسی است که این گروه به او منظم و منتسب و رهبر و پیشوا و مقتدای آنها باشد.
امت اسلامی در اتحاد و هماهنگی مسلکی و اعتقادی خودش، تشکلی عالی و خدامحور را بر حول وجودی امام مییابد. امام به منزله قطب اصلی و راهنمای بزرگ اجتماع انسانی است که این اجتماع با ایدههای الهی و توحیدی بر گرد محور وجود امام تجمع نمودهاند، ایدهها و مسیر و راه خود را با توجه به کمالات والای نفسانی که دارد از او میستانند و راه خویش را میپویند.
نظام سیاسی بر محور امت اسلامی: با عنایت به مباحث ارائه شده مبتنی بر وحدت شیعه و سنی بر رهبری واحد و ارائه دیدگاه رشید رضا به عنوان نماینده متفکر اهل سنت بر ایجاد تشکیلات سیاسی واحد میان مسلمین و از سوی دیگر ندای استقلال خواهی مردم در کشور های اسلامی جهان آنچه که در نظر متصور میشود یک نظام سیاسی بر مبنای اسلام است.
این نظام سیاسی با عنوان اتحادیه امت واحده مسلمان است، در این اتحادیه علاوه بر استقلال حاکمیت محلی همه کشور های مسلمان، یک حاکمیت کلی و جامع را شکل میدهند.
همان طور که در غرب اتحادیه اروپا علی رغم اختلافات سیاسی و مذهبی توانست شکل گیرد و به عنوان نظام سیاسی منسجم در دنیا مطرح گردد و آنها توانستند حتی اقتصاد خود را حول محور پول مشترک شکل دهند، به نظر میآید با توجه به تحولات رخ داده در کشور های مسلمان و داشتن پیشینه نظری حول محور امت واحده و میزان نفوذ معنوی امام خامنه ای در امت مسلمان، تشکیل چنین اتحادیه ای با زعامت امام خامنه ای دور از ذهن نباشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰