ادعای ام‌القرا بودن جهان اسلام مسئولیت‌زاست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۷۱۴۸

ادعای ام‌القرا بودن جهان اسلام مسئولیت‌زاست

ما امروز اگر ادعای ام القرا بودن جهان اسلام را داریم باید توجه کنیم که نمی‌توانیم به شعار آن بسنده کنیم، این واژه مسئولیت‌زاست و ما آمده‌ایم تا بار مسئولیت حمایت از مستضعفین عالم را به دوش بکشیم.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»- فرشید جعفری؛ در این چند روز که بحث فاجعه انسانی در میانمار تا حدودی در رسانه ها مطرح شده است و موضع گیری های بی رمق و خفیفی از سوی وزارت خارجه و نمایندگان مجلس صورت گرفته، بیش از هرچیز ما را به تامل وامی دارد که آیا واقعا می توانیم خودمان را ام القرای جهان اسلام بنامیم و مأمن و پناهگاه و یار مسلمانان عالم باشیم؟
 
بی شک هر کشوری که ادعای محوریت یک گفتمان یا رویکرد را چه در سطح جهان یا منطقه دارد، قطعا باید خصوصیات و الزامات و هزینه های آن را نیز بپذیرد و از توان بالای دیپلماسی عمومی و همچنین روابط خارجی خوبی برخوردار باشد و در جهت حفظ و یاری متحدانش تلاش کند.
 
مثلا آمریکا که محوریت جهان سلطه را در اختیار دارد، واقعا در جهت گفتمان سرمایه داری و سلطه بر جهان کارهایی می کند، که واقعا می شود گفت محور جبهه استعمار و استکبار است.
 
سفر چند روزه اخیر هیلاری کلینتون به خاورمیانه و چانه زنی های او برای کمک به امنیت اسرائیل و همچنین نابودی بشار اسد و پایبند نمودن مصر به قرار کمپ دیوید، نشانگر این است که آمریکا به هیچ وجه از مواضعش کوتاه نخواهد آمد و تمام توانش را برای حفظ هم پیمانانش به کار می برد.
 
همچنین کنفرانس اخیر ژنو در خصوص تصمیم گیری برای آینده سوریه و بردن قطعنامه ضدسوری در شورای امنیت و سایر اقدامات و چانه زنی های سفت و سخت با روسیه و چین و تلاش در جهت شکست طرح صلح کوفی عنان، نشان دهنده این است که آمریکا کمر همت بسته است تا امنیت اسرائیل را در منطقه تامین و دشمنانش را یکی پس از دیگری نابود کند. همچنین برای قدرتمند نمودن و بقای دوستان خود از خلیج فارس و حکومت آل خلیفه و آل سعود گرفته تا شرق دور و آمریکای لاتین و برزیل و ترکیه و جای جای جهان تلاش می کند.
 
در جبهه حمایت از مستضعفین جهان چه می گذرد؟
 
حال در جبهه مقابل که جبهه مقاومت اسلامی و گفتمان حمایت از مستضعفین با محوریت ایران است، چه می گذرد؟ قطعا تلاش های ایران در زنده نگه داشتن و هدایت موج بیداری اسلامی، تقویت مقاومت و حفظ ثبات در سوریه ستودنی است. اما آیا در سایر موارد نیز ایران توانسته است برای تامین امنیت مستضعفین و هم پیمانان واقعی خود که همانا مردم و پابرهنگان و مظلومین عالم هستند به خوبی عمل کند؟
 
قبول داریم که امکانات و دستگاه رسانه ای ما و ظرفیت هایمان به مراتب کمتر از آمریکاست و شرایط تحریم اجازه مانور قوی به ما نمی دهد، اما آیا از همین ظرفیت های موجود برای حفظ و کمک به متحدان خود و تقویت گفتمان حمایت از مستضعفین به خوبی بهره برده ایم؟
 
اگر هم پیمانان آمریکا اقلیت دولت ها و حکومت ها هستند، قطعا ما نیز هم پیمانانی در بین دولت ها داریم، اما نباید فرامش کنیم که متحدان اصلی و استراتژیک گفتمان انقلاب اسلامی مردمان جهان هستند نه حاکمان، حاکمان رفتنی هستند و مردمان ماندنی. بی شک آنچه ماندنی است شایسته سرمایه گذاری است.
 
ما با سرمایه گذاری بر روی افکار و فطرت و قلوب انسان های عالم است که می توانیم اهداف الهی خود را به پیش ببریم و آنان متحدان همیشگی و دیروز و امروز و فردای ما هستند. به عنوان مثال امروز که بشار اسد متحد ما است در صورت سقوط، اگر ما پایگاه مردمی در آن کشور داشته باشیم قطعا دوباره می توانیم خط مقاومت را احیا کنیم، اما اگر اینگونه نباشد واقعا شکست خواهیم خورد.
 
این همان چیزی است که غرب از آن غافل است و امروز در غیاب مبارک و بن علی و قذافی و صدام حرفی برای گفتن ندارد و متحدان آنان رفتند و متحدان اصلی گفتمان انقلاب اسلامی بر سر کار هستند. و این راهی بود که اما روح الله به ما نشان داد و در عرصه سیاست خارجی آن را پیاده نمود. امام در قامت یک سیاستمدار بزرگ در جهان معاصر به جای تکیه بر دولت ها بحث صدور انقلاب اسلامی را مبتنی بر دیپلماسی عمومی و تکیه بر ملت ها پیش گرفت و امروز میوه پربار آن را در موج بیداری اسلامی و حتی در اروپا و آمریکا شاهد هستیم.
 
ادعای ام القرا بودن جهان اسلام مسئولیت زاست
 
ما امروز اگر ادعای ام القرا بودن جهان اسلام را داریم باید توجه کنیم که نمی توانیم به شعار آن بسنده کنیم. این واژه مسئولیت زا است و ما آمده ایم تا بار مسئولیت حمایت از مستضعفین عالم را به دوش بکشیم. حال چگونه دولت، مجلس و دستگاه های متولی دیپلماسی و رسانه ای ما می توانند نسبت به کشتار هم پیمانان واقعی خود در میانمار و نابودی آنان بی تفاوت باشند؟ دستگاه دیپلماسی و رسانه ای ما به کدامین اجازه تا به امروز سکوت کرده است؟ اگر شرع ما است که هیچ گاه سکوت را در برابر ظلم و کشتار جایز ندانسته و اگر معیار قانون اساسی ما است که حمایت مستضعفین جزء اصول قانون اساسی است.
 
چطور ما می توانیم برای درگذشت فوتبالیست یک کشور از طریق رسانه ملی ابراز همدردی کنیم! چطور می توانیم برای مرگ ولیعهد فاسد صعودی پیام ابراز تسلیت بفرستیم! اما نمی توانیم برای کشتار هزاران مرد و زن و کودک در میانمار حتی یک گزارش پخش کنیم؟
 
اینها تناقضات آشکاری است که اعتبار و هویت اسلامی ما را در میان مظلومین عالم خدشه دار می کند. اگر ما توانستیم موج بیداری اسلامی را در منطقه فراگیر کنیم و تا حدودی هدایت، نه به خاطر رابطه با دولت که به جهت رابطه با ملت ها بوده است.
 
آمریکا در همین میانمار یا برمه سابق آنگ سان سوچی، رهبر مخالفان دولت برمه را آنقدر حمایت کرد و با کمک متحدانش جایزه سیاسی از جمله صلح نوبل داد تا توانست او را از زندان خانگی نجات دهد و امروز در جهت سیاست های خود از او بهره برداری می کند. آنها حتی از کشور کوچکی چون میانمار غافل نیستند.
 
آنگ سان سوچی که اخیرا به دنبال اصلاحات سیاسی از حبس آزاد شد در انتخابات پارلمانی توانست به پارلمان میانمار راه یابد. وی قرار است در ماه سپتامبر به واشنگتن سفر کند تا مدال طلای کنگره آمریکا را دریافت کند. قرار است در مراسمی با حضور رئیس جمهوری آمریکا و قانونگذاران این کشور این جایزه به سوچی اعطا شود. کنگره آمریکا در ماه مه سال 2008 تصویب کرد که این جایزه به سوچی تعلق گیرد.
 
سوچی که پیش از این برنده جایزه صلح نول شده بود اخیرا علاوه بر حضور در چند کشور اروپایی و دیدار و با رهبران ارپوپا جایزه صلح خود را دریافت کرد.
 
هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در سفر خود به میانمار سوچی را به آمریکا دعوت کرد.
 
شورای آتلانتیک که یک گروه فعال در گسترش روابط بین الملل است نیز از آنگ سان سوچی دعوت کرده تا برای دریافت جایزه «شهروند جهانی» به نیویورک سفر کند.
 
شورای آتلانتیک خانم سوچی را به دلیل «فداکاری مصممانه در راه دموکراسی و حقوق بشر» ستوده و او را «نمادی بین المللی از شرافت انسانی و آزادی» خوانده است.
 
این درحالیست که نماد بین المللی شرافت انسانی و آزادی در میانمار، تا کنون نسبت به کشتار مسلمانان در کشورش به دست هم کیشان تندرو و بودائی خود سکوت کرده است. اما ما امروز مسلمانانی که طبق اسناد تاریخی از طریق رابطه با ایرانیان مسلمان شده اند را در اوج فشار و کشتار تنها گذاشته ایم تا بین حرام خواری و مرگ یکی را انتخاب و هر روز به فجیع ترین شکل ممکن کشته شوند.

میانمار آزمونی برای پایبندی به خط امام خمینی(ره)
 
نمایندگان مجلس ما، وزیر امور خارجه ما، رئیس سازمان صدا و سیمای ما و کسانی که داعیه ریاست جمهوری آینده را دارند و همه افرادی که سکوت کرده اند بدانند،‌ که میانمار امتحانی است، تا عیار آنان را بر عهد و میثاق خود در پایبندی به خط امام و اسلام و قانون اساسی نشان دهند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار