سه نوع تسليم انسان در برابر دين و ولي دين
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۷۸۵۹
ماندگاري در جمع دانشجويان طرح ولايت عنوان كرد:

سه نوع تسليم انسان در برابر دين و ولي دين

حجت‌الاسلام ماندگاري دين را منبع پاسخگويي حيات‌بخش بيان كرد و با اشاره به معرفت ديني نسبت به دين و ولي به بيان سه ويژگي تسليم در برابر دين و ولي‌ دين پرداخت.  
به گزارش خبرنگار «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام ماندگاري ظهر امروز در جمع دانشجويان طرح ولايت در دانشگاه فردوسي مشهد به سخنراني پرداخت كه متن كامل آن در زير مي آيد:
 
در مدرسه ولايت و ديانت سطح اول تحصيل ما معرفت است كه در اين خصوص شعار درست و غلط و تلاش دشمن را روزهاي گذشته بيان كرديم.

همچنين به ويژگي‌هاي مبنايي معرفت ديني اشاره كرديم؛ علم و آگاهي كه ما كسب مي‌كنيم در جهت نور و بصيرت افزايي است يا در راستاي حجاب و عنصر بادكنكي ما؟

ويژگي‌هاي علم نور

علمي كه بخواهد نور باشد بايد داراي چهار شاخصه باشد:

1- زياد كردن ذلت نفساني و دروني
 
2- زياد شدن حساب بري از خدا

3- بيشتر شدن تواضع در برابر مردم، هر چه علم من بيشتر شود بايد تواضع من نيز در برابر مردم بيشتر شود.
 
خداوند كلامش را در ميان مردم نازل كرد. عالم تا نازل نشود علمش قابل استفاده براي مردم نيست. هر كس مي‌خواهد مبلغ و راهنما باشد بايد نازل شود؛ بعضي‌ها بيشتر در برابر مردم تواضع مي‌كنند كه دكاني باز كنند يا اينكه مردم در مقابل تواضع آنها تواضع كنند؛ اين عين تكبر است.
 
اما كسي كه تواضع واقعي دارد خودش را در برابر خدا مي‌شكند و از خدا حساب مي‌برد؛ «الخلق عيال الله» در حديث نبوي آمده است كه مني كه مي‌خواهم كوچكيم را در برابر خدا اثبات كنم بايد در خدمت عيال و فرزندان خدا باشم؛ يعني هر چه متواضع‌تر باشم علم و آگاهي من در خدمت مردم باشد.

4- علم من براي گره‌گشايي از دين، جامعه ديني و مسلمانان باشد، خادم مردم و متدينين شوم، با اين علمم تجارت نكنم، به دنبال اين باشم كه با اين علم گره باز كنم و دنبال اين نباشم كه با اين علم تجارت و كاسبي كنم.

فهم و معرفت دين به چه معناست؟
 
1- فهم و معرفت ديني در دو حوزه بايد براي ما واضح شود. اول، دين خود را چگونه معنا مي‌كنيد در برابر كساني كه مي گويند دين آزاردهنده است يا افيون كننده ملت‌هاست؟
 
2- فهم و معرفت از دين و ولي دين؛ فهم و معرفت دين به اين معنا است كه دين را منبع و پاسخگوي نيازها، مشكلات و مسائل بشر در حوزه فردي و اجتماعي، دنيوي و اخروي مي‌دانم.
 
اين منبع، پاسخگوي نيازهاي بشر در همه ابعاد جسم و روح، ظاهر و باطن، دنيوي و اخروي است؛ اين دين پاسخگوست چون از طرف سازنده ماست.
 
دين منبع حيات بخش انسان

در آيه 64 سوره انفال دين را منبع حيات بخش انسان معرفي مي كند. هر كسي كه با اسلام زندگي كند حيات جاودانه دارد. كساني كه بدون اسلام زندگي مي كنند مرده عمودي هستند و كساني كه با اسلام زندگي مي‌كنند، حتي اگر مرده باشند زنده افقي هستند. دين منبع پاسخگويي حيات بخش است.

معرفت دين نسبت به ولي دين چيست؟

آمده‌اند ولي دين را بد معنا كرده‌اند. ببينيد چه ضربه‌هاي از بد معنا كردن مي‌خوريم! مي‌گويند ولايت فقيه يعني استبداد فقيه، يعني گذاشتن چوپان براي گوسفند، ما ولايت را در خيلي از مسائل زندگي پذيرفته‌ايم.
 
1- ولايت مربي در تيم ورزشي

2- ولايت كارگردان هنري در حوزه سينما و تلويزيون

3- ولايت يك مدير مجموعه

4- ولايت رهبر اركس در حوزه نوازندگي
 
ويژگي‌هاي ولي
 
ولي سه ويژگي دارد؛ اولاً كه حكم آن از بالاست يعني مربي، كارگردان هنري، مدير يك مجموعه و رهبر اركس حكم از بالا دارند؛ همه اينها از يك سازمان بالادستي حكم دارند.
 
دوم، اطلاعات و تجربه آنها از ديگران بيشتر است.
 
سوم، ضريب خطاي آنها از بقيه كمتر است. اين معناي ولايت است. ما كه مصاديق ولايت را پذيرفتيم خدا ولي ماست و هر كس قرار است ولي خدا باشد بايد حكم از بالا داشته باشد.
 
در آيه 55 و 56 سوره مائده به اين امر اشاره شده است كه پيامبر (ص)، امامان (ع) حكم از خداوند دارند و فقها حكم از امامان (ع).

علم پيامبر (ص) و امام (ع) وصل به خداست. علم فقيه علم مطلق نيست؛ اما علمي بالاتر از ديگران است چون ولايت دارد. خدا خطا ندارد، پيامبران و امامان هم ضريب خطايشان صفر است؛ ولي فقيه نيز خطايش از ديگران كمتر است. معرفت ديني به ولي دين يعني علم او الهي است و خطاي او صفر يا كمترين است.

پدر بر فرزند و شوهر بر همسر ولايت محدود دارد. سه جا در قرآن، خدا بعد از خودش ولايت والدين را آورده است كه فقها در آوردند كه منظور اين است كه پدر ولايت دارد. ولايت پدر به خاطر تجربه است. شايد علم فرزند از پدر بيشتر باشد اما خطاي پدر به دليل داشتن تجربه در حوزه راهنمايي كمتر است.

در آيه 34 سوره نساء ولايت شوهر بر زن به خاطر وسعت ديدش است. زن در ساختار وجودي جزء نگر و مرد كل‌نگر است كه اين دو در حوزه خاص ولايت دارند.

البته هركس از ولايتش سوء استفاده كند از ولايت ساقط مي‌شود. شوهر، پدر و فقيه كه معصوم نيستند و به محض اينكه خطايي از آنها سربزند، از ولايت مي‌افتند. فقيه از عدالت بيفتد ولايت ندارد؛ خط كش فقيه عدالت است.
 
مراتب ولايت

ولايت شش مرتبه خدا، پيامبران، امامان، فقها، پدر و همسر دارد كه هر كدام لوازم خاص خود را مي‌طلبد.

اصلي ترين ملاك در فهم و معرفت ديني چيست؟

اينكه مي‌گوييم مي‌خواهيم آگاهي كسب كنيم، در مدرسه ولايت اصلي‌ترين كليد چيست؟ دو چيز است؛ يك، اين عالم عين و غيب است. اينكه اتكا به معارف عالم عين نكنيم. در اول قرآن آمده است «الذين يومنين بلغيب» بايد به غيب ايمان آوريم.
 
معارف دو كليد دارد؛ كليد به سمت رفتن معارف باور معرف ديني است يعني باور كنم روح دارم، جسم دارم و جسم من با روح من در ارتباط است. من اين رابطه را نمي‌توانم پيدا كنم پس به سراغ دين مي‌روم.

سراغ ظاهر و باطن مي‌روم، با چشم ظواهر را مي فهميم اما باطن را متوجه نمي‌شويم. براي فهم ظاهر و باطن خود، خود را محتاج فهم دين مي‌دانم. رابطه ماديات با معنويات و رابطه دنيا و آخرت فهم اين چهار مورد پيش‌نياز معرفت ديني است تا كسي اين رابطه را باور نكند سراغ معرفت ديني نمي‌رود. اينها كليد اول پيش‌نياز معرفت ديني است.
 
كليد دوم معرفت به اولويت‌هاي فهمي دين و ولايت است. در ولايتي كه مربي دارد، عناصر تيم ورزشي باور دارند كه اين مربي بيشتر مي‌فهمد. ما اگر بخواهيم دين را بپذيريم بايد باور كنيم ولي دين از ما بيشتر مي‌فهمد. پيامبر در روز غدير خم به اين امر اشاره كردند: «ان نبي اولي بالمومنين من النفسهم». من باور نكنم دين و ولي دين از من بيشتر مي‌فهمند، دين‌پذير و ولايت‌پذير نمي‌شوم.
 
در حوز‌ه‌هايي كه دين را كنار گذاشتيم و با عمل خودمان مي‌گوييم ما بيشتر مي‌فهميم مشكلاتمان شروع مي‌شود. در شرايط كنوني اگر كسي در امر ازدواج به دستور پيامبر عمل كند همه او را هو مي‌كنند. فكر مي‌كنيد در حوزه ازدواج و پوشش از پيامبر بهتر مي‌فهميم؟ هر جا فكر كرديم از پيامبر بهتر مي‌فهميم شروع بدبختي ماست.

در يك سفر خارجي بايد نماز را در هواپيما مي‌خوانديم. فردي كنار من نشسته بود تحصيل كرده دانشگاه و استاد بود. هنگامي كه از نماز خواندن برگشتيم سر صحبت باز شد و كار به نماز رسيد. آن فرد گفت: من نمازم را كامل خواندم. گفتم: مگر شما دائم‌السفر هستيد؟ گفت: نه، آن زمان چون مردم با چهارپايان به سفر مي‌رفتند شكسته نماز خواندن مال آن زمان است. تعجب كردم گفتم: عجب فتوايي! قرآن را باز كردم و آيه اي از قرآن به آن نشان دادم كه نماز در سفر شكسته است. به او گفتم: خدايي كه اين را گفته نمي‌دانسته روزي هواپيما اختراع مي‌شود؟ گفت: چرا. گفتم: پس بلند شو نمازت را شكسته بخوان.

نشان ندهيم از خدا بيشتر مي‌فهميم. نماز شكسته تخفيف بر مسافر است. حكم ماب پيامبر نيست، مال خداست. اين آشپزش خدا بوده است. تمام بدبختي‌ها و انحرافات اسلام از زماني شروع شد كه مردم گفتند پيامبر يكي و ما يكي.

فقيه از ما بيشتر مي‌فهمد
 
در آيات و روايات آمده است «الله نور السماوات و الارض» هر كس اين نور را مي‌بيند دقيق‌تر مي‌بيند و بهتر متوجه مي‌شود. امام باقر فرمودند: امام و ولي‌ نور است. ما اين را باور كرديم و تسليم مي‌شويم؛ اما ديگر فرق اسلام كه به اين موضوع كه فقيه بيشتر مي‌فهمد توجه‌اي نداشتند، براي همين در همين نكته كه پيغمبر و علي عليه‌السلام بيشتر از ما مي‌فهمد با ما در تضادند وگرنه آنها هم نماز مي‌خوانند و روزه مي‌گيرند.

سه نوع تسليم در دين
 
در دين سه نوع تسليم داريم؛ تسليم در برابر دين و حكم ولي‌ دين:
 
1.  وقتي فلسفه حكمش را مي‌فهمم اين تسليم زياد ارزش ندارد. هنگامي كه شما نماز مي‌خوانيد كيف و كفش شما را در مقابلتان مي‌گذاريد، يك نفر تبركي كيف شما را بر مي‌دارد، همه فقها گفته‌اند نماز را بشكنيد و كيفتان را بگيريد؛ نماز قابل جبران است اما آن مال نه. همه مردم تسليم اين حكم‌اند اينجا تسليم دين نيستيم تسليم كيف هستيم چون حكم دين به نفع من است.
 
2. ولي‌فقيه حكمي مي‌دهد و ما فلسفه‌اش را نمي‌فهميم. به يك نفر مي‌گويند فلسفه دو ركعتي بودن نماز صبح چيست، مي‌گويد: هر چي فكر كردم نفهميدم نوعي مردم‌آزاري است ديگر. نصف شب بلند مي‌شويم براي دو ركعت نماز. در اين مورد تسليم كمتر مي‌شود.

3. دين و ولي‌ دين حكمي مي‌دهد من با عقل ناقصم مي‌گويم دين و ولي‌دين اشتباه مي‌گويد؛ مثل ارث بردن زن و ديه زن. همه عالمان روز دنيا فكر مي‌كنند دين اشتباه مي‌كند يا اتفاقي كه در سال 88 در مسائل عمومي مملكت افتاد بعضي‌ها فكر كردند ولي‌ دين اشتباه مي‌كند؛ اينجا تسليم بودن خيلي معرفت مي‌خواهد.
 
داستان خضر و موسي را شنيده‌ايد؟ خدا به موسي ماموريت داد تابع خضر باشد. خضر كارهايي كرد كه به ذهن موسوي اشتباه بود. حضرت موسي مخالفت نكرد، اما سوال كرد. خدا اينجا به حضرت موسي نمره منفي داد براي همين آن را جزو پيامبران صاحب سر قرار نداد.
 
كليد معرفت ديني فهم اولويت است. هر وقت فهميدم، تسليم شوم چه بفهمم، چه نفهمم يا خلافش‌ را بفهمم؛ هر چه ولي خدا بگويد، بگويم چشم. 
پربازدیدترین آخرین اخبار