کد خبر:۱۹۸۷۸۰
با کربلائیان؛
کاراندیش؛ شهید جمعه خونین مکه
در زمان جنگ تحمیلی بارها تصمیم گرفت به جبههها عزیمت کند اما خلأ حضور وی در شهرداری و اینکه در شرایط حساس جنگ و محاصره اقتصادی به فردی که با تخصص و تعهد سعی در کاهش هزینههای پروژههای شهرداری داشته باشد احساس نیاز میشد...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ جمعه خونین مکه، اگرچه به ظاهر برای سرکوب مراسم برائت از مشرکین بود، اما در حقیقت بر اساس دستور آمریکا و در جهت مقابله با «صدور انقلاب اسلامی» رقم خورد، اگرچه موجب بسط انقلاب اسلامی گردید و خود زمینه ای گشت تا مظلومیت انقلاب اسلامی و سخن حقش بیش از پیش در برابر چشم مسلمین جهان قرار گیرد که نقطه عطفی در صدور انقلاب بود. مگر نه آنکه در چهلم شهدای جمعه خونین بود که انتفاضه فلسطین آغاز گردید؟
نهم مردادماه 1366 شمسي برابر با ششم ذيحجّه سال 1407 قمري، هزاران زائر ايراني و تعدادي از زائران ديگر کشورهاي اسلامي در مکه معظّمه و خانه خدا، در حال انجام فريضه الهي برائت از مشرکين بودند که به دست ماموران دولت وهابي عربستان سعودي مورد تهاجم وحشيانه قرار گرفته و به شهادت رسيدند.
بر اثر اين يورش بيرحمانه در خانه امن الهي، چهارصد نفر از حُجّاج ايراني به شهادت رسيده و بيش از هزار نفر نيز زخمي شدند. حمله به زائران خانه خدا نشان داد که سردمداران وهابي عربستان، نه تنها لياقت خدمت به حرمين شرفين در اين کشور را ندارند، بلکه براي اثبات سرسپردگي خويش حاضرند احکام مُحکم الهي را نيز زير پا بگذارند.
این جنایت در جمعه خونین مکه، به قدری فجیع بود که برای مرتکبان و بانیان آن، جز لکه های ننگ ابدی در صفحات تاریخ و فضاحت و رسوایی نزد ملت ها، اثری باقی نگذاشت.
این حادثه جانسوز، که وصف و شرح آن در کلام نمی گنجد، نه تنها قلب مسلمانان جهان، که دل آزادگان دنیا را نیز به درد آورد و همه را در عزا و ماتمی بزرگ فرو برد.
لیکن به قول امام عزیزمان، خمینی کبیر: در عین حال که شدیداً متأثر و عزادار از این قتل عام بی سابقه امت محمد صلی الله علیه و آله و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده ایم، ولی خداوند بزرگ را سپاس می گذاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است؛ چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکت های کورشان، سبب قوت و تبلیغ انقلاب و معرفی مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند...
با توجه به همزمانی امروز با جمعه خونین مکه؛ گذری می کنیم بر زندگی این شهید بزرگوار از دید افراد خانواده.
شهید محمود کاراندیش در اسفندماه سال 1320 چشم به جهان گشود. وی فرزند ارشد خانواده و 10 ساله بود که پدرش را از دست داد و عملاً سرپرستی خانواده برعهده او قرار گرفت.
از آنجا که اهل کار و علاقه مند به علم آموزی بود در کنار امرار معاش مادر و دو برادر کوچکترش، از تحصیل غافل نشد و اگرچه با سختی اما با موفقیت دوره متوسطه را پشت سر گذاشت. پس از اخذ مدرک فوق دیپلم، در شهرداری شیراز مشغول به کارشد و در همین مدت در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه تبریز پذیرفته شد.
به همین دلیل به تبریز عزیمت کرد و به شهرداری تبریز منتقل شد. با وجود سختی شرایط و عهده دار بودن مخارج خانواده، درس خود را در حالی به پایان رساند که در زمره دانشجویان موفق دانشگاه قرار گرفته بود.
پس از چند سال به شیراز منتقل شد و در شهرداری شیراز در سمت معاونت فنی شهردار مشغول به کار گردید. از آنجا که همواره از شهرت طلبی بیزار بود و فقط به خدمت فکر می کرد چند بار پیشنهاد پذیرفتن سمت شهرداری شیراز را رد کرد.
از سال 1362 نظارت پروژه ساخت پایانه مسافربری شیراز را به عهده گرفت و با تلاش شبانه روزی خود به لطف حق موفق شد تا سال 1366 فاز اول این پایانه را آماده بهره برداری کند که چندماه قبل از افتتاح پایانه در مکه مکرمه در حالی به شهادت رسید که مسئولیت انتظامات قسمت جانبازان انقلاب اسلامی را در صفوف اول راهپیمائی برائت از مشرکان به عهده داشت.
از ویژگی های بارز آن شهید بزرگوار اخلاص و توجه داشتن به رضای خدا در تمام کارها بود.
بارها افراد این توصیه را از او شنیده بودند که «اگر تمام کارهای خودتان را برای رضای خدا انجام دهید ثواب شهیدان را خواهید داشت.»
دیگر ویژگی های این شهید بزرگوار؛ تعهد خدمت، وجدان کاری و انضباط اجتماعی بود. پاسخگويی به مشکلات مراجعه کنندگان را شخصاً بدون هیچ واسطه ای در همان یک اتاق در ساختمان شهرداری مرکزی شیراز به عهده گرفته بود و بارها بخاطر این امر ساعت ها پس از پایان وقت اداری در محل کار خود مانده بود.
تمام تلاش او این بود که رفاه مردم و مراجعان تأمین شود. مردم داری و احترام به زیردستان از خصوصیات وی بود.
او معتقد بود برگزارکردن مهمانی های پر تجمل برای مهمانانی که در سطح بالای مالی و اعتبار اجتماعی قرار دارند چندان ارزشی ندارد که مهمان کردن قشر کم درآمد جامعه ارزشمند است.
علم و ایمان دو بال صعود او به قله های کمال بودند. در برنامه های روزانه وی معنویات جایگاه خاصی داشت. هر صبح را با تلاوت قرآن و مطالعه تفسیر آغاز می کرد و نیز از مطالعه نهج البلاغه و صحیفه سجادیه غافل نبود.
در زمان جنگ تحمیلی بارها تصمیم گرفت به جبهه ها عزیمت کند اما خلأ حضور وی در شهرداری و اینکه در شرایط حساس جنگ و محاصره اقتصادی به فردی که با تخصص و تعهد سعی در کاهش هزینه های پروژه های شهرداری داشته باشد احساس نیاز می شد، بارها از سوی مسئولان به وی گوش زد شد و او را از رفتن به خط مقدم منصرف و به حفظ سنگر پشت جبهه مصمم ساخت.
در آخرین بار، زمانی که در یکی از کاروان های اعزام به جبهه ثبت نام کرده و بطور جدی تصمیم به رفتن گرفت، در قرعه کشی اعزام به حج تمتع قرعه بنامش افتاد و سفرحج واجب، مانع سفر او به جبهه های نبرد گردید و در همان سفر، در کنار خانه توحید و در برائت از مشرکین به ضرب گلوله مزدوران آمریکای جنایت کار و اسرائیل غاصب در دفاع از جانبازان سرافراز شهد شهادت نوشید.
روحش شاد و راهش مستدام باد
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰