بسیاری از بازاریان امروزی کتاب المکاسب را نمی شناسند/ در گذشته اعتبار اشخاص نقش چک را بازی می کرد/ دولت سبب از بین رفتن انسجام بازار شده است
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۰۱۳۹

بسیاری از بازاریان امروزی کتاب المکاسب را نمی شناسند/ در گذشته اعتبار اشخاص نقش چک را بازی می کرد/ دولت سبب از بین رفتن انسجام بازار شده است

گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»؛ کسبه ها از دیر باز تا کنون نقش مهمی در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران را ایفا کرده اند. بازاریان تهران نیز همواره در راستای ایفای این نقش به خوبی عمل کرده اند.به نظر میرسد بسیاری از سنت های نیک و پسنیده و اخلاق بازاری بازار در با گذشت زمان به ورطه فراموشی سپرده شده است. به این منظور برای گفتگو با یکی از قدیمی های کسب و کار به بازار تهران سری زدیم و در آنجا با حاج حسین سعادت آشنا شدیم. در این گزارش ما در پی انیم که وضعیت کنونی بازار را با آنکه پیشتر بوده مقایسه ای اجمالی کنیم به این منظور با یکی از کسبه صنف پارچه فر وش ها مصاحبه ای داشته اینم که به تفصیل در زیر می آید. و کم کیف و چند و چون این تحولانت را بررسی خواهیم کرد.

در این مصاحبه با حاج حسین سعادت یکی از بازاریان قدیمی در صنف پارچه فروشها به گفتگو می نشینیم.

مختصری از زندگی  خود بگویید و از چه سالی در بازار فعایت خود را شروع کردید؟

سعادت: بنده متولید سال 1314 در خیابان لاله زار هستم و به واسطه حجره پدری از سن 14  سالگی در کنار پدر مشغول به فعالیت در بازار شدم که تا امروز ادامه داشته است. در ان روزها مرسوم بود که پسر شغل پدر خود را ادامه دهد و این سنت نیز شامل حال من نیز شد. در سن نوزده سالگی ازدواج کردم و حاصل این ازدواج 7 فرزند دختر و یک پسر است. در سن 23 سالگی از پدر جدا شدم و یک دهنه مغازه برای خود احداث کردم و تا کنون نیز در همان مغازه مشغول به فعالیت هستم.

با این حساب شما بیش از 6 دهه است که در بازار تهران فعالیت داشته اید و از قدیمی های بازار محسوب می شوید پس شناخت کاملی از بازار و تغییر و تحولات آن در چند دهه اخیر دارید. نقاط قوت و سنت های بازار قدیم چه چیزهایی بود؟

بازار در گذشته تنها محل کسب درآمد و سود نبود ایمان و تقوا بازاریان با کسب و کار آنها عجین بود. کسبه در تمام معاملات خود قواعد و قوانین شرع را مورد توجه قرار می دادند و تمام تلاش خود را می کردن برای کسب روزی حلال. وجوهات شرعی از جمله خمس و زکات یکی از مسائل مورد تاکید بازاریان بود و حساسیت ویژه ای روی آن داشتند که مبادا شبه ای داشتند. به همین دلیل از موقعی که بیاد دارم بازاریان رابطه خیلی خوبی با روحانیت داشتند. اعم از وجوهات شرعی این دو قشر در مناسبت های مذهبی و اجتماعی با هم همسو بودند. همانند ایم محرم و شهادت ها و ولادت اعمه اطهار. و یا اینکه در قیام پانزده خرداد و پیروزی انقلاب اسلامی.

از سنت های بسیار اخلاقی و زیبای دیگر که در بازار رواج داشت سنت گلریزان بود مخصوصا در ماه مبارک رمضان.

هر سال در این ماه سفره های گسترده پهن می شد و هرکسی به اندازه توان خود کمک می کردو نزولات خود را در این سفره پهن می کردند. و برای حفظ آبروی افراد نیازمند از طریق معتمدین این کمک ها را به آنها می رساندند بدون اینکه شناخته شوند.و یا سنت پسندیده دیگری که در ماه مبارک رمضان نمو بیشتری داشت آشتی کنان بود که طی مراسمی طرفین دعوا توسط معتمدیمن و ریش سفیدان بازار آشتی داده می شوند.

با توجه به این فضایی که بر بازار آن روز حاکم بود طریقه داد و ستد ها و معاملات بازاریان چگونه بود؟ منابع فقهی کسب و کار نیز مورد توجه بودند؟

بهترین خصلت بازار در گذشته انصاف و رعایت احکام دینی در معاملات بود. این انصاف سبب شده بود یک اعتمادی نسبت به بازار به وجود بیاید. ازطرفی بازاریان نیز با یادگیری کتاب های فقهی در ارتباط با کسب و کار، اشکالات شرعی معامله ها را از بین می بردند این سبب شده بود که مردم نیز به ما اعتماد داشته باشند.
بازاریان برای آموختن روش های صحیح کسب درآمد حلال، المکاسب را نزد روحانیون و یا اینکه نزد پدر و استاد خود می آموختند، حتی کسانی که سواد خواندن و نوشتن نداشتند. این را هم باید بگویم که روحانیت همیشه محل رفع و رجوع مشکلات بازاریان در خصوص کسب و کار بودند. پدرم من نیز در همان روزهای ابتدایی حضورم در بازار من را به یادگیری المکاسب ترغیب می کرد و گاه نیز خود ایشان بخش بیع این کتاب را به نحوه بسیار شیوایی برایم توضیح می دادند. و من احکام و شرایط صحیح و شرعی خرید و فروش را در همان زمان آموختم.

ما با خواندن المکاسب با اصطلاحات و مبانی فقهی بریا عقد قرارداد آشنا می شدیم و انواع بیع شرعی را می آموختیم.

بزرگتر ها که همیشه الگوی جوان تر ها بودند انصاف و امانتداری را در معاملاتشان رعایت می کردند و هیچ وقت به دنبال کسب بیشترین سود به هر طریق ممکن نبودند و در بسیاری از مواقع التزام به شرع و اخلاق از خیلی از درآمد ها می گذشتند. و همین بود که مال و روزی آنها برکت داده می شد.

به عنوان نمونه در اوایل دهه چهل که بازار تهران با برخی مشکلات روبرو شده بود  و در صنف پارچه فروش ها نیز برخی از پارچه ها کمیاب شده بود بازاریان، که از یک سو می توانستند به احتکار روی بیاورند و پول بیشتری به دست بیاورند، توانستند با بیرون آورن پاچه های خود از انبار نیاز مردم را تامین کنند و مانع از گران شدن آن شوند.

شما به نقش کتاب المکاسب در معاملات آن دوره اشاره کردید. به نظر شما آیا در حال حاضر نیز این کتاب مورد استفاده قرار می گیرد؟

با اینکه قبل از انقلاب که میزان سواد بسیار پایین تر از اکنون بود اما کتاب المکاسب نقش پررنگی در آموزش طریقه داد و ستد کسبه داشت. در آن زمان محتویات کتاب بیشتر از طریق نقلی به گوش بازاری ها می رسید. مثلا از پدر به پسر و یا از استاد به شاگرد این قواعد منتقل می شد. البته ریش سفیدان و معتمدین بازار با کمک روحانیون این کتاب را برای کسبه ها توضیح می دادند.

اما متاسفانه با اینکه هم افراد باسواد به مراتب بیشتر از گذشته شده است و هم راه های یادگیری (رادیو، تلویزیون، کامپیوتر و ...) آسان تر شده است اما در حال حاضر خواندن و به کارگیری قواعد المکاسب خیلی کمرنگ شده است. البته مهمترین تفاوت بازار قدیم و بازار جدید در کسبه های آن است. در گذشته بیشتر افراد مسن و باتجربه اداره یک غرفه را به عهده داشتند اما در حال حاضر جوانان نقش اصلی را در بازار ایفا می کنند. این تفاوت سبب شده است که نقش معتمد و ریش سفید در بازارها همانند گذشته پررنگ نباشد.

ما در آن زمان نحوه صحیح کسب را از پدارنمان و یا از معتمدین بازار می گرفتیم. حتی به یاد دارم که گاهی اوقات افراد باسواد و روحانیونی که با بازار در ارتباط بودند جلسه های هفتگی برای درس دادن المکاسب و یا کتب دیگر برقرار می کردند.

بازار امروز نیز که در دست جوان ها است ولی متاسفانه ما نتوانسته ایم بایدها و نبایدهای کسب و کار شرعی را به آنها آموزش دهیم. تلویزیون و رادیو نیز مقصر هستند چرا که آنها نیز در این راه اقدامی انجام نداده اند.

حتی بسیاری از کسبه های امروزی کتاب المکاسب را نمی شناسند و اطلاع ندارند که برای پیدا کردن غلط و درست معامله ای از نظر شرعی به چه کتابی مراجعه کنند. حتی در بازار بارها اتفاق افتاده است که افرادی که به بنده رجوع کرده اند که یا کتابی به آنها معرفی کنم و یا اینکه سوالی شرعی در ارتباط با کسب و کار خود داشته اند به آن پاسخ دهم.

مهمترین معایب و مزایای بازاهای قدیم و جدید رو چه چیزی می دانید؟

مهمتریم مزیت بازار قدیم اعتمادی بود که بین بازاریان وجود داشت. این اعتماد در حال حاضر یا وجود ندارد و یا بسیار کمرنگ شده است. به دلیل وجود همین اعتماد چک و سفته در آن زمان کاربرد محدودی داشت. یعنی اعتبار یک شخص نقش همان چک را بازی می کرد. اما متاسفانه در بازار امروز درصد بالایی از معاملات مبتنی بر بی اعتمادی است به نحوی که چک به بازیگر اصلی مبادلات تبدیل شده است. این ناشی از عدم اعتمادی است که در بازارهای امروزی وجود دارد.

اما مزیت که هم اکنون وجود دارد و در بازار قدیم وجود نداشت سرعت تبادلات مالی و پولی است. آن موقع برای واریز پول به حساب یک شخص باید جندین ساعت در بانک وقت می گذراندیم و حواله های مختلفی را جابجا می کردیم در حالی که امروزه میتوانیم به طور آنی پول جابجا کنیم.

یکی دیگر از معایب بازار امروزی نزول و نزول خواری است که رواج عمده ای پیدا کرده است. اگر چه در گذشته نیز نزول وجود داشت اما در مقایسه با بازار بسیار ناچیز بود. اما متاسفانه امروزه نزول خواری در بازار بیش از حد تصور است و بسیاری از بازاریان هنگامی که با مشکل مالی موجه می شوند به راحتی پول نزول می کنند در حالی که در گذشته بازاریان به دلیل همان اعتمادی که با آن اشاره کردیم در قبال بدهی های یکدیگر مسئول بودند و طلبکار و بدهکار به طریق برادرانه ای با هم کنار می آمدند.

عملکرد دولت را در قبال بازار چگونه می بینید؟ آیا دولت بر مشکلاتی که به آن اشاره کردید نقش داشته است؟

قبل از انقلاب بازار به دلیل نوع ساختار آن کمتر دچار تفرقه و اختلاف نظر بود و دولت عملا نمی توانست به آن نفوذ کند و یا اینکه سیاست های خود را بر آن تحمیل کند. حتی در آن زمان به دلیل همبستگی بازار و روحانیت عملا دولت در مقابل  آن دست به عصا حرکت می کرد. اما امروزه متاسفانه دولت در بسیاری از جهات با اعمال سیاست های خود که بیشتر اوقات بدون مشورت بازاریان بوده، سبب شده است که بازار آن انسجام اولیه خود را از دست بدهد.
 
ادامه دارد
پربازدیدترین آخرین اخبار